شاعر جوان هرگاه خواسته خود را از دور و جدا از آنچه می بیند و تجربه می کند نشان دهد شعرش کمتر دلنشین شده است. اما زمانی که شعرش به یک کل واحد تبدیل می شود به شکلی که ما پیش تر با آن هیچ ارتباطی نداشته ایم تازه و نو بر دل می نشیند. رویارویی شاعر با پدیده ها سخت و مهربانانه است. او در شعر هایش ساده و سخت گیر ظاهر می شود، ادیبانه قلم می زند و معنا محور می اندیشد.

از دوستت دارم ها...
محمود کیخایی
«بهشت یک راز است» عنوان اولین دفتر شعر نرجس کیخا است که اخیراً در نشر عرشیان کویر به چاپ رسیده است. کتاب شامل دو بخش: مقدمه و شعرهای سپید و غزل های ایشان می باشد. با تأکید بر بخش اول و شعرهای نسبتاً کوتاه، تجربه های متأخر شاعر را به نظاره خواهیم نشست.
در یک نگاه کلی به اشعار نرجس کیخا درخواهیم یافت که تجربه مقدم بر زبان و بیان شاعرانه است. شاعر تجربه می کند و آن گاه در زبان شعر بیان می کند. این مجموعه شعر تجربه اول نرجس در دیدار او با جهان زیست شده به زبان شعر است. او می بیند و شعر او حاصل دیدار او با هستی پیرامونی است. به همین دلیل تجربه اول گام مهمی در پیمودن راه هنری است. تجربه اول نشان می دهد شاعر در نسبت با چه چیز معنا می شود.
نرجس کیخا در تجربه اول بعضاً میان سوژه وابژه فاصله می اندازد که از دل نشینی شعرهایش می کاهد. اما در تجربه ای که شاعر با آن زندگی می کند و ما از آن به عنوان تجربه زیست شده یاد می کنیم این فاصله کنار گذاشته می شود و یگانگی کاملی میان فعل و فاعل برقرار می شود.
شاعر جوان هرگاه خواسته خود را از دور و جدا از آنچه می بیند و تجربه می کند نشان دهد شعرش کمتر دلنشین شده است. اما زمانی که شعرش به یک کل واحد تبدیل می شود به شکلی که ما پیش تر با آن هیچ ارتباطی نداشته ایم تازه و نو بر دل می نشیند.
رویارویی شاعر با پدیده ها سخت و مهربانانه است. او در شعر هایش ساده و سخت گیر ظاهر می شود، ادیبانه قلم می زند و معنا محور می اندیشد:
امشب به انزوا خواهم رفت
در اشک های سپیده دم
شبنمی خواهم شد
آرام ...
شاعر هستی زنانه اش را زیسته و آن را در نوعی آگاهی شاعرانه جلوه گر شده است:
نمی بینی
من و قاصدک
هر روز به بهشت می رویم
سر راه به تو سر می زنیم
و تو هنوز خشمگینی ...
بهشت یک راز است
در موهای ژولیده من.
نرجس کیخا در این کتاب شاعر ثبت لحظه های ذهنی - عینی خود می باشد، به عبارت دیگر او جهان را لایه به لایه تصویر می کند، لایه هایی از باورها و پنداشت ها:
شاید دمی که روح من از تن جدا شود
از روی ابرها
آرام و بی گناه
تنها تو را ببینم و
شاید بخواهمت
بیچاره من که جز تو کسی را نداشت.
نرجس کیخا دانش آموخته ادبیات است ولی در این مجموعه شعر در حکم عکاسی است که لحظه های زشت و زیبا را برای یادآوری ثبت می کند.
نرجس در این مجموعه شاعریست که کلیتی از عواطف انسان – زن - چون: خشم، معصومیت، ترس، عشق، تنهایی و گناه را توأمان زیست می کند.
یکی از مؤلفه های شعر نرجس کیخا روایت قصه گونه شعر های اوست، این قصه گویی در ادامه معنا محور هم می شود که البته تأمل و آفرینش را از خواننده سلب می کند؛ چرا که توصیف بیش از استعاره در تخیل شاعرانه نقش بازی می کند. شعرهایی مانند پشت دیوار بی انتهای مرگ (ص30) و وقتی عشقت را روی دلم نقاشی کرد / قلقلکم آمد (ص42) از این دست می باشند.
الگوی ساخت برخی شعرها هم بر اساس روایت توصیفی - خبری است که همواره از یک مبدأ خبر به سوی گیرنده اش حرکت می کند، شعر خوب شعری است که خط سیرش سیال و فراگیر باشد:
من وعده را نگاشته بودم
آنگاه که با تمام زخم های زبانت
دلهره را
به سلولهای تنم
پیوند دادی ...
کتاب «بهشت یک راز است» تجربه اول شاعری است که می کوشد تمام لحظه های زندگی انسان امروز را در خود درونی کند و سپس به این تجربه های زیست شده درونی را در بیانی شاعرانه رقم زند.
*****
کتاب «بهشت یک راز است» توسط مؤسسه فرهنگی و هنری عرشیان کویر تاسوکی و به عنوان دفتر اول شعر و در یکهزار نسخه منتشر شده است. دفتر دوم شعر مؤسسه با عنوان «ستارگان هدایت» در دست چاپ و انتشار است و به زودی به پیشخوان کتابفروشی ها سپرده می شود.
علاقه مندان می توانند برای خرید این کتاب با دفتر مؤسسه تماس بگیرند.