شمسی: روز وحدت حوزه و دانشگاه - درگذشت خطيب و واعظ كبير محمدتقي فلسفي(1377ش) - شهادت آيت الله دكتر محمد مفتح(1358ش) -

حمله جمعي از سربازان قهرمان به پادگان لويزان در دوران رژيم پهلوي(1357ش)

قمری: ولادت حضرت رسول (ص) به روايت شيعه 53سال قبل از هجرت(سال عام الفيل) - ولادت امام صادق(83ق) - به قولي شب معراج

میلادی: تهاجم نظامي امريكا و انگليس به عراق(1998م)

 

چند حدیث از پیامبر اسلام صل الله علیه و آله و امام صادق علیه السلام:

پيامبر صلي الله عليه و آله : فَنَيرِزُوا إن قَدَرتُم كُلَّ يَومٍ يَعني تَهادَوا و تَواصَلُوا فِي اللّه ِ ؛ 

پيامبر صلي الله عليه و آله :اگر مى توانيد هر روز را نوروز كنيد ؛ يعنى در راه خدا به يكديگر هديه بدهيد و با يكديگر پيوند داشته باشيد .

(دعائم الاسلام ج2ص326)

پيامبر صلي الله عليه و آله : المُسلِمونَ شُرَكاءٌ في ثَلاثَ : فِي الماءِ و الكَلاَء وَ النَّارِ ؛ 

پيامبر صلي الله عليه و آله : مسلمانان در سه چيز شريك اند : آب ، مرتع ، آتش (مواد سوختى) .

(پاورقی بحارالانوار ج31 ص228)

الإمام الصادق عليه السلام :كانَ فيما وَعَظَ لُقمانُ ابنَهُ أن قالَ لَهُ : يا بُنَيَّ ، اِجعَل في أيّامِكَ ولَياليكَ وساعاتِكَ نَصيباً لَكَ في طَلَبِ العِلمِ ، فَإِنَّكَ لَن تَجِدَ لَهُ تَضييعا مِثلَ تَركِهِ.

امام صادق عليه السلام :يكى از نصايح لقمان به پسرش ، اين بود كه گفت : «اى پسرم! بخشى از روز و شب و ساعات خود را براى دانش پژوهى قرار ده؛ زيرا هيچ زيانى را مانند ترك آن نخواهى يافت» .

(امالی طوسی ص68)

الإمام الصادق عليه السلام ـ لَمّا قيلَ لَهُ ما كانَ في وَصِيَّةِ لُقمانَ ـ : كانَ فيهَا الأَعاجيبُ ، وكانَ أعجَبَ ما فيها أن قالَ لاِبنِهِ : خَفِ اللّه َ خيفَةً لَو جِئتَهُ بِبِرِّ الثَّقَلَينِ لَعَذَّبَكَ ، وَارجُ اللّه َ رَجاءً لَو جِئتَهُ بِذُنوبِ الثَّقَلَينِ لَرَحِمَكَ . 

امام صادق عليه السلام ـ وقتى به ايشان گفته شد : در وصيت لقمان چه بود؟ ـ : در آن ، شگفتى هاى فراوانى بود و عجيب تر از همه ، اين است كه به پسرش گفت: «از خدا چنان بترس كه [گويى] حتّى اگر با همه خوبى هاى انس و جن به پيشگاهش برسى ، عذابت مى كند و چنان به خدا اميدوار باش كه [گويى ]حتّى اگر با همه بدى هاى انس و جن به پيشگاهش برسى ، به تو رحم مى كند» .

(تحف العقول ص375)

معاون فرهنگی مجمع جهانی اهل بیت(ع) و مشاور عالی مؤسسه فرهنگی و هنری عرشیان کویر تاسوکی با اشاره به جشنواره جایزه بزرگ پیامبر اعظم(ص) گفت: این جشنواره بر روی فرهنگ عمومی كار می‌كند و جای چنین جشنواره‌هایی خالی بود كه امیدواریم تاثیرات خود را داشته باشد.

حجت‌‌الاسلام حسینی عارف، امروز در آیین افتتاحیه نخستین جایزه بزرگ پیامبر اعظم(ص)، گفت: 898 اثر از 14 کشور در این جشنواره حضور دارند.

مرگ و اثر آن در کلام پيامبر صلّى اللَّه عليه و اله و سلّم‏

مرا چه شده كه مى‏بينم دوستى دنيا بر بيشتر مردمان چنان چيره شده كه گوئى مرگ در اين دنيا براى غير ايشان نوشته شده است، و رعايت حقّ بر غير ايشان واجب گرديده ...

خوشا به حال آنكه پرواى الهى او را از ترس مردمان واداشته است.

خوشا به حال آنكه درآمدش حلال، باطنش درست، ظاهرش آراسته، و طبيعتش موزون است.

خوشا به حال آنكه ما زاد بر درآمدش را بخشيده و خود را از كلام زيادى باز مى‏دارد.

خوشا به حال آنكه براى خداى تعالى فروتنى كند و بى‏آنكه از سنّت من بگرداند از حلال دنيا هم چشم بپوشد، و شكوه زندگانى را بدون تغيير از سنّت من ترك گفته، و بعد از من پيروى از خوبان خانواده‏ام كند، و با أهل علم و حكمت رفت و آمد داشته، و از نيازمندان دستگيرى نمايد.

خوشا به حال آنكه درآمدش حلال، و خرجش حلال، و بر تهى دستان احسان كند، و نيز از جمعيّت متكبّر و دنيا دوست؛ همان دين‏سازان بر خلاف سنّت، و عاملين به غير روشم دورى گزيده باشد.

خوشا به حال آنكه با مردم خوشرفتار است، و به آن يارى داده، و بدى و زيان خود را از آنان دور بدارد.

تحف العقول / ترجمه جعفرى ؛ ؛ ص34

شاید بتوان اینگونه بیان کرد به زبان امروزی:

در اینجا حضرت رسول به وضوح بیان می کنند که آدمیان از یاد مرگ غافلند توگوئی اینکه مرگ برای آنها نیست و آن را واقعه ای می پندارند که برای دیگران هست فقط چرا که اگر کسی به یاد مرگ باشد حتما حقوق را مراعات خواهد کرد چه حق الله و چه حق النفس و چه حق الناس لذا اینگونه میتوان بردشت نمود که افرادی که مراعات حقوق را نمی کنند به وضوح منکر مرگ هستند اگر چه از آنها اگر بپرسید می گوید من مسلمانم و به مرگ معتقد؛ اعتقاد که در گفتار نیست بلکه گره زدن باور انسان به قلب است که انسان را آرام می کند. اگر ما از مرگ غافل شدیم پس به آن هیچ اعتقادی نداریم زیرا غفلت با اعتقاد نسازد.

حال در این بین

خوش به حال متقین، و کسانی که انفاق می کنند.

خوش بحال کسانی که ولایت 14معصوم علیهم السلام را دارند.

خوش بحال کسانی که از متکبرین و دنیا دوستان دوری می کنند که اینها کسانی هستند که اهل بدعتند و خلاف سنت رسول انجام میدهند.

خوش بحال کسانی که به مردم احسان می کنند.

آری خوش بحال آنها که آنها گروهی هستند که مرگ را باور دارند و چون آن را باور دارند اهل احسان و تقوا و انفاق و ولایت اهل بیت علیهم السلام هستند و دنیا را دوست ندارند لذا تابع سنت هستند و هیچ از خودشان بر سنت نمی افزایند.

آری اگر افرادی را دیدیم که بر سنت می افزایند بدون هیچ دلیلی طبق این فرمایش آنها متکبر هستند و اهل دنیا و ما خوب می دانیم که باید از آنها دوری کنیم اگرچه در لباس میش هم بودند چرا که گرگ صفتانی هستند که برای دو روز دنیای خود خلاف سنت اهل بیت گام برمی دارند و جلوی احسان و اکرام به مردم را می گیرند و به آنها شر و بدی می رسانند؛

 

و در آخر کلامی از خود حضرت رسول صل الله علیه و آله همه چیز را روشن می کند که:

قَالَ النَّبِيُّ ص‏ تُحْفَةُ الْمُؤْمِنِ‏ الْمَوْت‏  هدیه مومن مرگ است

انسان عاقل هیچگاه از هدیه ناراحت نخواهد شد علی الخصوص اگر آن هدیه از طرف شخص بزرگ و کریمی باشد حال یا این احادیث دروغ است ( حاشا و کلا و هرگز) یا ما در ایمانمان باید تجدید نظر کنیم چرا که محمد امین (ص) که راست گو هست و دروغ و شوخی در کلامش معنی نمی دهد می گوید هدیه انسان مومن مرگ است بنابراین اگر ما از یاد مرگ اوقاتمان تلخ شد در ایمان خود دقت بکنیم. چرا که دنیا زندان مومن است و می خواهند او را از این زندان بیرون ببرند آخر کدام آدم عاقلی از این هدیه ناراحت می شود و منتظرش نخواهد بود.


پيامبر در کلام پير سيمون لاپلاس

گرچه ما به اديان آسماني عقيده نداريم ولي آيين حضرت محمد (ص) و تعاليم او دو نمونه اجتماعي براي زندگي بشريت است؛ بنابراين اعتراف مي‌کنيم که ظهور دين او و احکام خردمندانه‌اش بزرگ و با ارزش مي‌باشد و به همين جهت از پذيرش تعاليم حضرت محمد بي‌نياز نيستيم.

آیت الله صافی گلپایگانی در سخنانی به بیان ابعاد مختلف شخصیت پیامبر گرامی اسلام پرداخته است.

به گزارش فارس، در گفتار آیت الله صافی گلپایگانی پیرامون فرا رسیدن سالروز ولادت نبی مکرم اسلام آمده است: در بیان ویژگی‌ها و وصف پیامبر گرامی اسلام حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم، کتاب‌ها و آثار زیادی نوشته شده است؛ مسلمانان از شیعه و سنی و نیز خاورشناسان، و هم‌چنین شعراء عجم و عرب در مدح آن حضرت بسیار نوشته و سروده‌اند و همه به عجز خود در وصف آن بزرگوار اعتراف کرده‌‌اند. از جمله شعرای عجم که در مدح آن بزرگوار شعر سروده‌اند، سروش اصفهانی ملقب به شمس الشعرا است که در دیوان شعر خود دارد:

امروز فسرد آزر برزین * کردند براق مَحْمِدَت را زین

امروز بهشتیان به استبرق * بستند بهشت عدل را آذین

امروز بُوَد فرشتگان را سور * و اهریمن، سوگوار و اندوهگین

امروز شکست صفه کسری * و آمد به جهان یکی درست آیین

امروز به گلْستان دین بشکفت * شمشاد و گل و بنفشه و نسرین

سالار پیامبران ابوالقاسم * آن کرده خطاب، ایزدش یاسین

چون شعله کشد جحیم آتش را * حب وی و آل وی دهد تسکین

بر جنّ و بشر پیمبر مرسل * نسرشته خدای، بوالبشر را طین

خورده است خدا به موی او سوگند * کرده است خدا به روی او تحسین

از چرخ گذشته با چه؟ با جامه‌ * بر عرش نشسته با چه؟ با نعلین

مخذول نفاق او بود پرویز‌ * مسمار سم براق او پروین

نفرین ‌کردند انبیا بر قوم * چون نوح و چو هود و صاحب یقطین

آزار ز انبیا فزون‌تر دید * از قوم، و نکرد قوم را نفرین

از فرش به عرش رفت و باز آمد * جنبنده هنوز حلقه زلفین

اسرار دو کون در شب معراج * بی‌واسطه کرد حق بدو تلقین

طبع من و صد هزار همچون من * از منقبتش مقصر و مسکین

شعرای عرب هم در مدح حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و مناقب و فضایل آن حضرت بسیار شعر و نثر سروده و نوشته‌اند، به طور مثال شاعر عرب احمد الشوقی در سروده‌ی خود می‌گوید:

ولد الهدى فالکائنات ضیاء * و فم الزمان تبسم و ثناء

الروح والملأ الملائک حوله * للدین والدنیا به بشراء

والعرش یزهو والحظیرة تزدهی * و المنتهى والسدرة العصماء

تا آنجا که می‌گوید:

بک بشّر الله السماء فزینت * و تضوّعت مسکاً بک الغبراء

یوم یتیه على الزمان صباحه * ومساؤه بمحمد وضاء(1)

این‌ها نمونه‌ای از اشعار در وصف و مدح حضرت ختمی مرتبت است، ولی هر چه که ما بگوییم و دیگران اعتراف کنند قرآن از همه بالاتر است:

«لَقَدْ مَنَّ اللهُ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ إِذْ بَعَثَ فِیهِمْ رَسُولاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ إِنْ کَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلاَلٍ مُبِینٍ.»(2)

اصلاً راجع به شخصیت حضرت رسول صلی الله علیه و آله ما نمی‌توانیم حرف بزنیم. انسان مبهوت می‌شود، آن‌هایی هم که خیلی بالا هستند مبهوت می‌شوند.

باید مثل امیرالمؤمنین علیه الصلوة و السلام، پیغمبر را وصف کند. اگر می‌خواهید وصف آن حضرت را ببینید، باید آن خطبه شریفه امیرالمؤمنین علیه الصلوة و السلام در نهج البلاغة را ملاحظه کنید که می‌فرماید:

«إِنَّ اللهَ تَعَالَى بَعَثَ مُحَمَّداً نَذِیراً لِلْعَالَمِینَ وَ أَمِیناً عَلَى‏ التَّنْزِیلِ‏ وَ أَنْتُمْ مَعْشَرَ الْعَرَبِ عَلَى شَرِّ دِینٍ وَ فِی شَرِّ دَارٍ مُنِیخُونَ بَیْنَ حِجَارَةٍ خُشْنٍ وَ حَیَّاتٍ صُمٍّ تَشْرَبُونَ الْکَدِرَ وَ تَأْکُلُونَ الْجَشِبَ وَ تَسْفِکُونَ دِمَاءَکُمْ وَ تَقْطَعُونَ أَرْحَامَکُمْ الْأَصْنَامُ فِیکُمْ مَنْصُوبَةٌ وَ الْآثَامُ بِکُمْ مَعْصُوبَة»(3)

یا در جای دیگری از نهج البلاغه شریف می‌فرماید: «أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ أَرْسَلَهُ وَ أَعْلَامُ الْهُدَى دَارِسَةٌ وَ مَنَاهِجُ الدِّینِ طَامِسَةٌ فَصَدَعَ بِالْحَقِّ وَ نَصَحَ لِلْخَلْقِ‏ وَ هَدَى إِلَى‏ الرُّشْدِ وَ أَمَرَ بِالْقَصْدِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّم‏.»(4)

خلاصه اینکه در اطراف شخصیت پیغمبر صلوات الله علیه و آله اگر هر روز بگوییم باز هم تمام نمی‌شود. حتی بیگانگان و خاورشناسان هم در مقابل عظمت‌های وجود پیغمبر ناچار به اعتراف شده‌اند.

توماس کارلایل در کتاب الأبطال که ترجمه آن به نام قهرمانان منتشر شده است، از هر صنفی، قهرمان و بطل آن صنف، یعنی کسی که در آن صنف موفق بوده است را نام می‌برد. در جایی می‌گوید: البطل فی صورة النبی، قهرمان پیغمبران. در آنجا نه حضرت موسی را می‌گوید و نه حضرت عیسی، و نه حضرت ابراهیم را بلکه می‌گوید: بطل و قهرمان در نبوت و پیغمبری، محمد است.

شخصیت عظیم حضرت صادق علیه الصلوة و السلام هم همین‌طور است. این مدرسه‌ای که حضرت امام جعفر صادق علیه السلام برای امت اسلام افتتاح کردند، اگر نبود می‌توان گفت دین ناقص می‌ماند. هر چه از اصول و فروع که لازم بود فرمودند.

ابوحنیفه می‌گوید: ما رأیت أفقه من جعفر بن محمد؛ من فقیه‌تر از جعفر بن محمد ندیدم.(5)

یا ابن عقده متوفاى 333 هجرى - که از محدثانی معتبر و مورد قبول نزد عامه مسلمانان از شیعه و سنی است- کتابى نوشته به نام «اسماء الرجال الذین رووا عن الصادق علیه السلام» و در آن کتاب نام چهار هزار نفر را نقل کرده که همه از حضرت صادق علیه السلام حدیث نقل کرده و اخذ علم داشته‌اند که متأسفانه این کتاب مانند کتاب‌هاى دیگر از بین رفته فقط بزرگانی از آن یاد کرده‌اند.(6)

یا اینکه نجاشى در رجال خود از احمدبن عیساى اشعرى نقل کرده می‌گوید: «من در طلب علم حدیث به کوفه رفتم و در آنجا به خدمت حسن بن على وشا رسیدم. به او گفتم: کتاب علاء بن زرین و ابان بن عثمان احمر را به من بدهید تا از روى آن‌ها نسخه‌بردارى کنم؛ او آن دو کتاب را من داد، گفتم: اجازه روایت نیز بدهید. فرمود: خدا تو را رحمت کند، چقدر عجله دارى ببر بنویس؛ سپس بیا براى من بخوان تا بشنوم؛ آن‌گاه اجازه روایت بدهم. گفتم: بر خودم از پیشامدهاى زمان خاطر جمع نیستم.

حسن بن وشا گفت: عجب! اگر من می‌دانستم که حدیث اینگونه مشترى و خواهان دارد، بیشتر از این جمع می‌کردم. من در مسجد کوفه 900 شیخ را درک کرده‌ام که همه می‌گفتند: حدیث کرد مرا جعفر بن محمد.»(7)

این چه مدرسه‌ای بوده است؟ این چه علوم و معارفی بوده است که این‌ها داشته‌اند؟ مرور زمان نشان داد اینکه پیغمبر اکرم بارها می‌فرمود: عترت من، اهل بیت من؛ «أُذَکِّرُکُمُ‏ اللهَ‏ فِی أَهْلِ بَیْتِی»(8) و یا «لَا تُعَلِّمُوهُمْ‏ فَهُمْ أَعْلَمُ مِنْکُمْ»(9) این‌ها همین طور نبود که مثلاً چون قوم و خویش او هستند این را بفرماید، بلکه برای همین مقامات و علوم و درجاتی بود که این‌ها داشتند.

احمد بن عبد العزیز معروف به ابن عیاش از علمای بزرگ ما در قرن چهارم که در سال 401 وفات کرده است کتابی دارد به نام مقتضب الأثر فی النص علی الائمة الإثنی عشر. من بیش از 50 سال پیش نسخه‌ای از آن را دیدم که خوب چاپ نشده بود. تصمیم گرفتم مجدد آن چاپ شود و برای این‌که معلوم شود که این کتاب اثر آن وقت‌ها است، تمام مدارک و شواهد را دیدم و از کتاب‌های دیگر که بعد از آن روایت کرده‌اند همه را استخراج کردم.

یک مقدمه‌ای هم بر آن نوشتم که در آن، کلامی از شبراوی رئیس اسبق جامعه الازهر نقل کردم. الشیخ عبدالله الشبراوی کتابی به نام الاتحاف بحب الاشراف دارد که در موضوع فضایل سادات نوشته است. او در آن کتاب از قول بعض اهل علم نقل می‌کند که «هر کس فضایل اهل بیت علیهم السلام را منکر شود، مثل کسی است که بخواهد آفتاب را بپوشاند و هیچ‌کس از آن‌ها تا به حال سؤالی نکرده که آن‌ها در جواب بمانند. تا اینکه می‌گوید «و قد اشرق نور هذه السلسلة الهاشمیة، والبیضة الطاهرة النبویة، والعصابة العلویة، وهم اثناعشر اماماً مناقبهم علیة و صفاتهم سنیة، ونفوسهم شریفة ابیه، و أرومتهم کریمة محمدیة. ثم ذکر اسمائهم الشریفة علیهم الصلوة والسلام.»

باید قدر اهل بیت علیهم السلام و این معارف و هدایت‌هایی که از آن بزرگواران در دست ماست را بدانیم و علاوه این معارف را به گوش همه جهانیان برسانیم تا همگان که تشنه این علوم هستند از این دریای بی‌نظیر معرفت و علم بهره‌مند گردند انشاء الله.

پی نوشت‌ها:

1. این شعر در الشوقیات احمد الشوقی چاپ دار الشروق مصر آمده است.

2. آل عمران؛ آیه164.

3. نهج البلاغة؛ خطبه26.

4. نهج البلاغة؛ خطبه195.

5. طبقات الحفاظ؛ الذهبی، الطبقة الخامسة،ص166.

6. در رجال العلامة الحلی؛ قسم دوم، باب چهارم، شرح حال احمد بن محمد بن سعید معروف به ابن عقدة/رجال الطوسی؛ المقدمة به این کتاب اشاره شده است.

7. رجال نجاشی؛ شرح حال حسن بن على بن زیاد الوشا.

8. بحارالانوار؛ ج23، باب7، حدیث10.

9. کافی؛ جلد1، بابُ مَا نَصَّ اللهُ عَزَّوَجَلَّ وَ رَسُولُهُ عَلَى الْأَئِمَّةِ.

نمی از دریان بیکران هستی

اخلاق پیامبر

مرحوم فیض کاشانی در کتاب محجة البیضاء از سعدبن هشام روایت کرده که گفت : به دیدار عایشه رفتم و از اخلاق اسول خدا (صل الله علیه و آله) پرسیدم . او گفت آیا قرآن نمی خوانی گفتم می خوانم . گفت اخلاق رسول خدا (صل الله علیه و آله) قرآنی است؛ محجة البیضاء ج4 ص 120

از عایشه نقل شده است که :محبوبترین کارها در نزد رسول خدا (صل الله علیه و آله) خیاطی است؛ مکارم الاخلاق ص10

قدرت روحی ایشان:

حضرت امیر علیه السلام آنکه عمرو بن عبدود را زمین زد و به درک واصل کرد می فرماید: کنا إذا أحمر البأس أتقینا برسول الله فلم یکن أحد منا أقرب إلی العدو منه . هروقت که در جنگ بر ما عرصه سخت و دشوار می شد به پیامبر پناه می بردیم و کسی از ما  به دشمن نزدیکتر از او نبود. نهج البلاغه

و اما کلام خود ایشان:

قال المصطفى (صل الله علیه وآله)  :ما أوذي‏ نبي‏ مثل‏ ما أوذيت‏.  هیچ پیامبری مثل من اذیت نشد. بحار ج 39 ص 56

اما چرا این جمله را پیامبر ما که رحمة للعالمین هستند فرمودند مختصری عرض می کنم(در خانه اگر کس هست یک حرف بس است. یعنی عاقل را یک اشاره کافی است):

وَ إِذْ قالَ مُوسى‏ لِقَوْمِهِ يا قَوْمِ لِمَ تُؤْذُونَني‏ وَ قَدْ تَعْلَمُونَ أَنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ فَلَمَّا زاغُوا أَزاغَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقينَ (5 صف) [ ياد كن ] هنگامى كه موسى به قومش گفت : اى قوم من ! چرا مرا مى‏آزاريد در حالى كه مى‏دانيد من فرستاده خدا به سوى شما هستم ؟ پس هنگامى كه [ از حق ] منحرف شدند ، خدا هم دل‏هايشان را [ از پذيرفتن هدايت ] منحرف كرد ، و خدا مردم بدكار و نافرمان را هدايت نمى‏كند.

يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَكُونُوا كَالَّذينَ آذَوْا مُوسى‏ فَبَرَّأَهُ اللَّهُ مِمَّا قالُوا وَ كانَ عِنْدَ اللَّهِ وَجيهاً (احزاب 69) اى اهل ايمان ! [ درباره پيامبرتان ] مانند كسانى نباشيد كه موسى را [ با تهمت و دروغ بستن به او ] آزار دادند و خدا او را از آنچه درباره او مى‏گفتند ، پاك و مبرّا ساخت ، و او نزد خدا آبرومند بود .

و

قوله‏ إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ- وَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذاباً مُهِيناً قال نزلت فيمن غصب أمير المؤمنين ع حقه- و أخذ حق فاطمة ع و آذاها

وَ قَدْ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏ مَنْ آذَاهَا ( فاطمة علیها السلام) فِي حَيَاتِي، كَمَنْ آذَاهَا بَعْدَ مَوْتِي- وَ مَنْ آذَاهَا بَعْدَ مَوْتِي كَمَنْ آذَاهَا فِي حَيَاتِي، وَ مَنْ آذَاهَا فَقَدْ آذَانِي وَ مَنْ‏ آذَانِي‏ فَقَدْ آذَى اللَّهَ‏؛ تفسير القمي ؛ ج‏2 ؛ ص196

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ [وَ آلِهِ‏] وَ سَلَّمَ: مَنْ أَحَبَّ عَلِيّاً فَقَدْ أَحَبَّنِي وَ مَنْ أَبْغَضَ عَلِيّاً فَقَدْ أَبْغَضَنِي، وَ مَنْ آذَى عَلِيّاً فَقَدْ آذَانِي، وَ مَنْ‏ آذَانِي‏ فَقَدْ آذَى اللَّهَ. بحار 29 ص 644

رسول خدا (صل الله علیه و اله )در کلم دیگران:

گوستاولوبون: او مردى بود بردبار در برابر سختيها و دشواريها خود دار و متحمل ،داراى همتى بلند و در برخوردها مهربان و خوشرو بود يكى از خدمت گذارانش نقل مى كند كه هجده سال تمام خدمت او ارا انجام مىداد و در طول اين مدت هيچ گاه سخن تند يا كردار ملال آورى حتى براى تنبيه كردن من نيز از او نديدم ، حضرت محمد (ص) جنگ جويى دلاور و ماهر درفنون جنگى بود اگر احساس خطرى مى نمود فرار نمى كرد و بدون جهت نيز خود را به مهلكه نمىانداخت.

جواهر لعل نهرو: مذهبي كه پيامبراسلام تبليغ مي كرد بواسطه سادگي و راستي و درستي آن و دارا بودن طعم دموكراسي و برابري , مورد استقبال توده هاي كشور هاي مجاور شد

مهاتما گاندي: حيات شخص پيامبر اسلام بنوبه خود نشانه وسر مشق بارزي براي رد فلسفه عنف واجبار در امر مذهب ميباشد