به مناسبت سالروز وفات کریمه اهل بیت

حضرت فاطمه معصومه صلوات الله علیه

 

زائری بارانیم آقا به دادم می‌رسی؟؟!!

بی‌پناهم خسته‌ام تنها، به دادم می‌رسی؟؟!!

گرچه آهو نیستم، اما پر از دلتنگیم

ضامن چشمان آهوها، به دادم می‌رسی؟؟!!

من دخیلِ التماسم را به چشمت بسته‌ام

هشتمین دردانه زهرا، به دادم می‌رسی؟؟!!

شیوه استدلالی امام رضا درباره امامت

براستی که خداوند جلیل و عزیز و قتی رسول خود را قیض روح کرد دین اسلام را برایش به کمال رسانید و کامل ساخت... و تمام نیازمندیهای مردم را بطور کلی بیان کرد و فرمود  ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْ‏ءٍ: «در كتاب هيچ گونه كوتاهى نكرده‏ايم- انعام: 38» و در آخرين سفر حجّ، كه اواخر عمر پيامبر صلّى اللَّه عليه و اله و سلّم بود نيز اين آيه را نازل فرمود:الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً: «امروز دين شما را به كمال رساندم و نعمت خود را بر شما تمام كردم و اسلام را دين شما پسنديدم- مائده: 3». و مسأله امامت از كمال دين و تماميّت آن است پس هر كس كه گمان كند كه خداوند دينش را كامل نكرده، در حقيقت او كتاب خدا را انكار نموده، و منكر كتاب خدا، كافر است.

 امامت [منزلتى‏] است كه خداوند، إبراهيم خليل عليه السّلام را پس از نبوّت و مقام خليل اللّهى در مرتبه سوم (كه بالاترين مقام است) بدان مخصوص ساخته، و فضيلتى است كه بدان مشرّف فرموده، و نامش را بلند آوازه كرده، وَ إِذِ ابْتَلى‏ إِبْراهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً: «و [بياد آر] آنگاه كه إبراهيم را پروردگارش به امورى چند بياموزد و او آنها را به انجام رسانيد. [خداى‏] گفت: تو را براى مردم امام برگزيدم» إبراهيم خليل عليه السّلام از روى شادمانى به اين مقام گفت: وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي قالَ لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ‏: «و از فرزندان من نيز؟ گفت: پيمان و عهد من به ستمكاران نرسد- بقره: 124»، در نتيجه اين آيه امامت و پيشوائى هر ظالم و ستمكارى را تا روز قيامت باطل ساخت، و امامت در افراد برگزيده قرار گرفت و مختصّ افراد برگزيده شد.

براستى امام سر رشته امور دين، و نظام كار مسلمين، و مايه صلاح دنيا و عزّت اهل ايمان است براستى امام سر رشته امور دين، و نظام كار مسلمين، و مايه صلاح دنيا و عزّت اهل ايمان است چگونه ممكن است تمام اوصاف امام بيان شود يا بتوان حقيقت او را شرح داد و جانشينى برايش يافت كه جاى او را بگيرد؟ از كجا؟ در حالى كه او بمانند ستاره از دسترسى دست‏يازان و شرح واصفان بدور است، آيا پنداشته‏اند كه اين مقام جز در آل پيامبر صلّى اللَّه عليه و اله و سلّم يافت شود؟ بخدا سوگند نفسشان به آنان دروغ گفته، و آرزوهاى باطل سست و ضعيفشان ساخته، زيرا به پرتگاهى بلند و سخت و به منزلى لغزنده پانهاده‏اند كه سرانجام قدمهايشان لرزيده و به گودال درافتند از اين رو كه مى‏خواهند با رأى و نظر خود در صدد نصب امام برآيند آنان را چه به انتخاب امام؟

تحف العقول / ترجمه جعفرى ؛ ؛ ص411

 با این وجود هنوز می بینیم افرادی درصدد هستند باز حرفها و شبهاتی که در زمان اهل بیت رواج داشت و به آنها پاسخ گفته اند دوباره بگویند و بر فکر جوانهای عزیزمان تاثیر منفی بگذارند در حالی که اگر کسی دنبال اهل بیت علیهم السلام برود هیچگاه این شبهات در او تاثیری نخواهد داشت و او با خیالی راحت و خاطری جمع به زندگی خود ادامه می دهد و در این راه دل گرم هست چون دل خود را آغشته به غیر معصوم نکرده است و اگر می بینیم کسانی اضطراب در دین و امامت دارند باید هرچه سریعتر به اهل بیت بپیوندند و گرنه تمام عمر و آخرت خود را تباه ساخته اند

طبیب ما

 

نور تو می تابد درآسمان دلم طبیب ما ای حبیب ما

نور تو می تابد درآسمان دلم طبیب ما ای حبیب ما

دخیل آن حرمم بنده آن کرمم کبوتر کوی آن خورشید هشتمین

تو امید ماندگان مرهم دل خستگان به ضریحت بسته ام چشم این قلب حزین

سربه پایت می نهم از بدی ها می رهم  اگر تو نظر کنی به روح پژمرده ام

جان به عشقت می دهم به پای دل می دوم به سوی سریر تو ای سلطان بی قرین

ضامن ما شو در این محشر حادثه ها

تو ای مهربان ما  ای نام و نشان ما

خود توئی امان ما در طوفان بی امانی

نور چشم عرشیان ای شکوه فرشیان کمال کروبیان شور بهشت برین

هرکه آمد بر درت دست خالی کی رود از خزانه کرم توشه اش پر می کنی

سر سفره می شود جرعه نوش نور تو دل ظلمت زدگان در شب تار و غمین

ضامن ما شو در این محشر حادثه ها

طبیب ما ای حبیب ما ....

 

 

امام رضا علیه السلام  و احترام به مقام مادر

جناب آقای حاج غلام حسین یزدان پناه تعریف کردند: چندین سال قبل که می خواستم به پابوسی حضرت امام رضا علیه السلام مشرف بشوم، جهت خداحافظی نزد مادرم رفته و به ایشان گفتم: قصد زیارت حضرت رضا علیه السلام را دارم چه چیزی دوست دارید برایتان بیاورم؟ مادرم گفتند: چیزی جز سلامتی تو را نمی خواهم اما وقتی مشرف شدی یک زیارت به نیابت من به جا بیاور. بنده هم قبول کردم و به مشهد مقدس رفتم. و پس از زیرات حضرت رضا علیه السلام خدمت آقای مجتهدی رسیدم، در آنجا به ایشان عرض کردم آقاجان توجهی کنید تا حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام عنایتی فرمایند و گشایشی در کارهایم حاصل شود. ایشان نگاهی به من انداختند و فرمودند: به یاد دارید وقتی می خواستید به مشهد بیائید ، مادرتان چه گفت؟ عرض کردم: خیر آقاجان، چه گفت؟. فرمودند: وقتی شما جهت خداحافظی نزد مادرتان رفتید و گفتید چه چیزی برایتان به سوغات آورم گفتند: من سلامتی تو را می خواهم ولی یک زیارت به نیابت من بجا آور. شما سه روز است به مشهد آمده اید ولی زیارتی که به نیابت مادرتان را قبول نموده اید را انجام نداده اید. این زیارت برای ایشان نوشته شده است و انجام آن برعهده شما می باشد و گشایش کار شما به انجام فرمان مادر می باشد. آقای یزدان پناه می گفتند: اتفاقا آن روز مصادف بود با روز شهادت حضرت رضا علیه السلام و من در آن روز حضرت را به نیابت مادرم زیارت کردم و پس از مشکلات من یکی پس از دیگری حل شد.

لاله ای از ملکوت

 

اشاره:
شهید مسلم لک زایی در سی و يکم شهريور 1364 در شهرستان زابل در خانواده ای مذهبی و متدين چشم به جهان گشود. تحصيلات ابتدايي را در دبستان شهيد حسيني گذراند و راهنمايي را در مدرسه شهيد باهنر به پايان برد.
آن گاه با توجه به علايق شديد به معارف دينی وارد حوزه علميه امام صادق عليه السلام (مرحوم شريفی) زابل شد و به مدت شش سال به کسب معارف اسلامی پرداخت. در سال 1384 با اتمام سطوح مقدماتی جهت ادامه تحصيل در سطوح عالی رهسپار حوزه علميه قم گرديد تا در جوار بارگاه حضرت معصومه به تکميل معارف اهل بيت عصمت و طهارت بپردازد.
این شهید بزرگوار، برای عمق بخشيدن به فعاليت های علمی خود قصد داشت تحصيلات خود را در دوره های تخصصی دنبال کند که ناجوانمردانه در فاجعۀ دلخراش تاسوکی، در محور زاهدان به زابل، در آستانۀ سال نو که تصمیم داشت چون سایر شهدای این فاجعه، زانو به زانوی پدر و مادر و برادر و خواهر، پای سفرۀ هفت سین بنشیند، توسط عده ای تروریست کوردل و جاهل در بیست و پنجم اسفند 1384 شربت شهادت نوشيد و به ديدار معبود شتافت.
گفتنی است این نوشته به طور کامل، همراه ضمائم در کتابی با عنوان «مسافر ملکوت» چاپ و منتشر می شود. آنچه در پی می آید گزیده ای از مقالۀ این شهید سعید است که به مناسبت دومین سالگشت شهادت ایشان و دانشجوی شهید حجت الاسلام و المسلمین نعمت الله پیغان و دیگر شهدای این فاجعه تروریستی است.