متن لوح سپاس آيت الله سليمانى به خانواده سردار شهيد حاج حبيب لك‏زايى‏

 

گفتگو با برادر شهيد «حجت الاسلام و المسلمين على عبادى»

اين مصاحبه در ارديبهشت ماه 1388 در شهر مقدس قم با ايشان انجام شده است

«حجت الاسلام و المسلمين على عبادى» روحانى شهيد سى و شش ساله ‏اى است كه مسؤوليت مجتمع مدارس قدس رستگاران را در سه مقطع دبستان، راهنمايى و دبيرستان در شهرستان خاش به عهده داشت، شانزدهم فروردين ماه 1386، در خاش، ترور و به شهادت رسيد. آنچه مى ‏خوانيد گفتگو با برادر اين شهيد سعيد است، كسى كه خودش را نه با تاريخ تولد و نه با مدارج علمى، كه با رفتن به جبهه معرفى مى‏ كند.

بيست سال پيش از اين، جوانى بيست و يك ساله، همراه دوستانش مظلومانه و غريبانه سر برسنگ‏ هاى داغ كوهستان، عاشقانه دعوت معبود را لبيك گفت و ساغر شهادت را سر كشيد و از اين دار فانى به سوى ديار باقى پر كشيد. ياد شهيد، شور آفرين است و شعور آور و همچنان ‏كه شور و شعور، زمان و مكان نمى‏ شناسد، ياد شهيد نيز زمان و مكان نمى‏ شناسد، اگر چه

«پندار ما اين است كه ما مانده ‏ايم و شهدا رفته ‏اند، اما حقيقت آن است كه زمان ما را با خود برده است و شهدا مانده ‏اند.»

آنچه مى‏ خوانيد مصاحبه خبرگزارى ابنا در تاریخ 21 آذر 1387 با برادر اين شهيد سعيد،

جناب آقاى سرهنگ «محمد ناظرى» فرمانده سپاه شهرستان زابل است.

 

 

 

از حاج آقا وقت مى ‏گيرم براى مصاحبه راجع به فرزند شهيدشان «محمد كاظم بيانى». شهيد هفده ساله ‏اى كه پيكرش هفده سال در رمل ‏هاى «شرهانى» مفقود بود! بعد هم با تسبيحش شناسايى شد، تسبيحى با دانه‏ هايى به رنگ بى‏ رنگ آب و نخ سبز كه بعد از اين همه مدت سالمِ سالم بود و در جانماز «آيت الله بيانى» كه در نجف شاگرد امام خمينى بوده و با حكم ايشان از سال شصت تا هشتاد و سه امامت جمعه زابل را بر عهده داشته جا خوش كرده؛ تسبيحى كه هنوز چند قطره از خون شهيد را در خود به يادگار نگه داشته است!

 

گفتگو با سردار

حاج قاسم سليمانى‏

پيرامون سردار شهيد

حاج قاسم ميرحسينى‏

(روزنامه جمهوری اسلامی)

 

گفتگو با حجت الاسلام و المسليمن حاج آقاى اعتمادى

 

به قلم: عبدالكريم هاشميان‏

به قلم: على سينا لك‏زايى‏

برادرزاده نوجوان شهيد

 

به قلم: سجاد لك‏زايى‏

نوه خردسال شهيد حبيب لك‏زايى‏