به قلم: سجاد لك‏زايى‏

نوه خردسال شهيد حبيب لك‏زايى‏

زمانى كه دشمن به كشور ايران حمله كرد پدر بزرگ من هم براى دفاع از كشور به جبهه رفت و با دشمن جنگيد. بابام مى‏ گفت پدر بزرگ بيش از شصت تركش در بدنش داشت و موقعى هم كه زخمى شد، چشمش و همه بدنش تركش خورد و از آن جا به بعد با آن چشمش جايى را نمى‏ ديد.

افتخار مى‏ كنم كه سردار لك‏زائى پدر بزرگ من است. او مثل حسين فهميده يك قهرمان بود و شهيد شد.*

.................................................

*) حبيب دلها دفتر سوم، ص: 293