به قلم: على سينا لك‏زايى‏

برادرزاده نوجوان شهيد

 

 

يادمه يه روز كه عمو حبيب اومده بود خونه ما (چندسال پيش) بعد از سلام و احوال پرسى، عمو حبيب از من عكس گرفت و بهم كادو داد، من هم به عمو يك دفتر دادم كه رويش نوشته شده بود: اللهم صل على محمد وآل محمد. بعدش با عمو خداحافظى كردم و عمو رفت.

من يك شعر كوچك هم براى عموى خوبم گفته‏ ام:

تو دوستى بودى براى همه                 اى حبيب دلهاى همه‏

من از داشتن عمويى كه چنين مرد بزرگى است احساس غرور مى‏ كنم.*

.........................................

*) حبیب دلها دفتر سوم ص294