موسسه فرهنگی - هنری عرشیان کویر

  • امروز چهارشنبه 29 شهریور 1396
  •  
     
     
     
     
     
    محل کنونی شما:
     
     

    جرعه ای از جام حبیب بخش دوم

    فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF

    ويژگى‏ هاى مديران منابع انسانى در انجام موفقيت آميز مسئوليت‏ها و وظايف‏

    به قلم: سردار شهيد حاج حبيب لك ‏زايى‏

     

    شرايط ويژه مديران و فرماندهان اسلامى‏

    با توجه به آنچه آمد لازم است كه مديران و فرماندهان اسلامى حتماً به فضايل زير آراسته باشند:

    1. ايمان به هدف‏

    2. علم‏

    3. قدرت‏

    4. امانت و درستكارى‏

    5. صداقت و راستى‏

    6. حسن سابقه‏

    7. سعه صدر

    8. دلسوزى و عشق به كار

    9. تجربه و آزمودگى‏

    10. شجاعت و قاطعيت‏

    11. عدالت و دادگرى‏

    12. داشتن پايگاه مردمى‏

    13. پاى بند بودن به اصول و ضوابط


    ديگر ويژگى‏ هاى مديران را در ادامه پى مى‏ گيريم.

     

    شرايط و لوازم مديريت و رهبرى‏

    اول. دانش‏

    مديريت موفق نيازمند كسب پاره‏اى آگاهى‏ ها، اطلاعات و معلومات است. بديهى است كسب هر نوع علمى موجب توفيق در امر مديريت نيست، بلكه دانش‏هاى ويژه مورد نظر است كه برخى از آنها را يادآورى مى‏ كنيم.

    1. دانش مديريت عمومى‏

    2. دانش مديريت خاص‏

    3. ساير دانش‏ها

    4. مهارت‏

    5. اخلاق‏


    دوم. اهداف‏

    معمولًا براى مديريت اهدافى به قرار زير ذكر مى‏ شود:

    1. برپايى و تشكيل سازمان، نظام، استقرار مناسبات و ايجاد تشكيلات در جهت اهداف خاص.

    2. حفظ مناسبات معمول و موزون در سازمان.

    3. تحكيم مناسبات و ايجاد هماهنگى بيشتر بين كادرها و بخش‏هاى وابسته.

    4. ايجاد تعادل در روابط و جلوگيرى از اصطكاك قدرت‏ها و اختيارات.

    5. تحرك بخشيدن به سازمان و ايجاد زمينه‏ هاى رشد و شكوفايى.

    6. افزايش سرعت و كارايى بيشتر سازمان.

    7. پيچيده ‏تر كردن مناسبات براى رسيدن به هدف‏هاى دورتر، همراه با نوآورى.

    8. حداكثر استفاده از حداقل منابع و امكانات همراه با رشد استعدادها.

    9. ايجاد حداكثر تغييرات مناسب در سازمان.

    10. تطبيق مستمر سازمان با عوامل متغير محيط.

    گاه علاوه بر اين اهداف كلى، اهداف خاص بر تشكيلات و مديريت حاكم مى‏ گردد كه به همين لحاظ قلمرو مديريت را محدود مى‏ سازد. اين اهداف ممكن است سياسى، اقتصادى، علمى، تحقيقاتى، اطلاعاتى، نظامى و نظاير آن باشد. از اين رو مديريت نيز به رهبرى سياسى، مديريت صنعتى و اقتصادى، مديريت علمى و تحقيقاتى و اطلاعاتى، فرماندهى نظامى و مشابه آن تقسيم مى ‏شود. در مديرت اسلامى نسبت به هر بخش اعم از سياسى، اقتصادى، نظامى و علمى هدف اهم آن بارور كردن استعدادهاى موجود و رشد دادن به نيروهاى انسانى مجموعه تحت مديريت و بسيج آنها در يك حركت موزون و حكيمانه براى خلاقيت بيشتر و رسيدن به كاردانى و لياقت و كارايى و امانت و تعهد بالاتر است؛ و هر نوع تغيير، گردش در حفاظ مناسبات، ايجاد تعادل، افزايش ساعت و سرعت كار و برپايى، استقرار، ايجاد تشكيلات و تعميق مناسبات و بهره‏ گيرى هر چه بيشتر از نيرو و امكانات موجود بايد در چارچوب اهداف كلى انجام پذيرد؛ در غير اين صورت انسان براى مديريت و سازمان تبديل به يك ابزار كار در حد ماشين و اجزاى آن در خواهد آمد.

    روشن است كه استهلاك انسان در جهت انسانى و الهى و از دست دادن استعدادها و نيروهاى بالقوه نهفته ‏اش به مراتب بيش از استهلاك ماشين‏ خطرناك و زيان‏بخش خواهد بود؛ به همين دليل است كه نوع مديريت بستگى به آن دارد كه برداشت مدير از انسان كه محور اصلى تشكيلات و مديريت است چه سان باشد. دنياى غرب به دليل عدم شناخت صحيح نسبت به انسان در زمينه مديريت و اصول آن به بيراهه رفته است و اين انحراف خطرناك از آنجا ناشى شده است كه از انسان تفسيرى نادرست ترسيم نموده و بالاخره در خلق مديريتى متناسب با چنين تصور غلطى از انسان او را تا ورطه مسخ انسان كشانده است؛ بدان گونه كه يك دستگاه بسيار پيچيده الكترونيكى در دست فردى ناوارد در حد يك وسيله عادى مثلًا راديو تك موجى مورد استفاده قرار مى‏ گيرد.

    سوم. ساير خصايص و ويژگى ‏ها

    در مديريت، گرچه علم و كاردانى شرط اساسى است، ولى تنها با علم و كاردانى كسى نمى‏ تواند مديرى شايسته باشد. به قول مرحوم آيت الله العظمى ميرزاى شيرازى بزرگ رهبر جنبش تنباكو، اگر مديريت صد جزء داشته باشد، يك صدم آن علم، يك صدم ديگرش هم عدالت و نود و هشت درصد آن تدبير، قدرت رهبرى و مهارت‏هاى عرفى است.

    مهارت در مديريت گرچه عمدتاً اكتسابى و تجربى است ولى بخشى هم مربوط به قريحه، ذوق، استعداد و آمادگى خاصى است كه فقط برخى از افراد برجسته از آن برخوردار مى ‏باشند. ما در اينجا قسمتى از خصايص و صفات مديريت را كه آمادگى و مهارت‏هاى لازم آن را تشديد و تقويت مى‏ كند فهرست‏ وار ذكر مى ‏نمائيم.

    1. پشتكار و ادامه راه و خستگى ناپذيرى و مقاومت.

    2. كم توقعى و اكتفا به حداقل در ادامه راه.

    3. دورانديشى و همت گماردن به رسيدن به هدف‏هاى عالى‏ تر و اكتفانكردن به موفقيت‏ هاى كوچك.

    4. فرار نكردن از مشكلات و ناملايمات.

    5. داشتن قدرت پيش‏بينى حوادث و پيش بينى حوادث و حركت نمودن و پيشگيرى به جاى جبران.

    6. كم حرفى و پركارى.

    7. سازندگى و خلاقيت.

    8. عدم اهتمام به مسائل شخصى و مقطعى و كلى نگرى.

    9. شناختن راه ورود و خروج كارها.

    10. انعطاف پذيرى در برابر حوادث غير قابل علاج.

    11. اطلاع كافى از اسوه‏ ها و مطالعه زندگى مديران موفق.

    12. بررسى مشكلات در موارد تزاحم و مراعات الأهم فالأهم.

    13. حلم، گذشت، و بزرگ منشى و ظرفيت در برخوردارى‏ها.

    14. تقسيم كار و تنظيم امور.

    15. خود را اسير مشكلات روزمره نكردن.

    16. وقت‏شناسى.

    17. تفكر مداوم.

    18. برنامه ‏ريزى و تثبيت امور طبق برنامه‏ هاى پيش‏بينى شده.

    19. شناخت دقيق در مورد نيروهاى تحت سرپرستى و كليه پرسنل ادارى.

    20. انتخاب بر پايه صلاحيت، كاردانى و تقوى.

    21. كتمان عيوب و نقاط ضعف نيروهاى تحت سرپرستى.

    22. داشتن شخصيت؛ نه خود محورى و نه خود باختگى.

    23. اتكا به تحقيق و عدم اعتماد به شايعات و نقل قول‏ها.

    24. دقت در كليه امور و مسامحه و سهل انگارى نكردن در هيچ امرى.

    25. احترام به فكر و رأى ديگران و مشورت نمودن در امور.

    26. منفصل نمودن ناصالحان از امور به نيكى و حفظ سر.

    27. وقار و هيبت و نه تكبر.

    28. اجتناب از مهمل‏ گويى و سخنان لغو و بيهوده.

    29. تواضع عاقلانه نه خوارى.

    30. تشويق و ايجاد حركت و پويايى.

    31. اصلاح خطاها و لغزش‏هاى ديگران.

    32. عفو و پذيرفتن عذر خطاكاران.

    33. اجتناب از گزافه ‏گويى و تملق.

    34. اجتناب از تملق‏ شنوى و ممانعت از تملق‏ گويى ديگران.

    35. سرعت در كارها و استفاده از تمام وقت.

    36. ميانه‏ روى در اقدام به كارها بر اساس دقت و عجله نكردن.

    37. اجتناب از انتقادهاى كسل كننده و دلسرد كننده.

    38. نظارت دقيق؛ و تا آنجا كه ممكن است شخصاً عهده ‏دار نظارت و حضور در مجارى امور ادارى شود.

    38. خوددارى از انجام كارهاى نفرت آور.

    40. جذب اعتماد از طريق صداقت و امانت.

    41. مسئوليت خواهى از ديگران و خود را در برابر ديگران مسئول دانستن.

    42. ايجاد تفاهم به منظور انتقال سريع مسائل به كليه نيروهاى تحت مديريت.

    43. ايجاد رابطه معنوى و تحقق پيوندها.

    44. تقدم حق و رضاى خداوند و اجتناب از هواپرستى.

    45. نه خوش باورى كامل نه بدبينى بلكه خوش بينى توأم با دقت و سنجش.

    46. خود نفريفتن تا به دام خلق فريبى نيفتد.

    47. بهره ‏گيرى از تجربيات خود و ديگران در انجام مسئوليت‏ها و به كار گرفتن همه نيروها و امكانات بالقوه و بالفعل.

    48. آشنا نمودن و راهنمايى نيروها و نسبت به وظايفشان.


    مسئوليت‏ها و وظايف ده گانه مدير و فرمانده

    مسئوليت‏ها و وظايف ده گانه مدير و فرمانده هم عبارت است از:

    1. تصميم گيرى‏

    2. برنامه ريزى‏

    3. سازماندهى‏

    4. ايجاد هماهنگى‏

    5. ايجاد انگيزه‏

    6. چاره جويى در برابر حوادث پيش بينى نشده‏

    7. بررسى عوامل پيروزى و ناكامى‏

    8. جمع آورى اطلاعات و آمار

    9. جذب نيروهاى صالح‏

    10. قدردانى، تشويق و توبيخ‏


    خستگى ناپذيرى مديران‏

    يكى از آثار شرح صدر در مديريت خستگى ناپذيرى است. خستگى بر دو قسم است: خستگى جسمى و خستگى روحى. خستگى روحى به خلاف خستگى جسمى به سادگى قابل شناسايى نيست به همين جهت چگونگى كنترل و رفع آن نيز با پيچيدگى و ظرافت همراه است.

    اهداف و آرمان‏ها در مديريت‏ها همواره سهل الوصول نيستند و در كوتاه مدت به دست نمى‏ آيند و زمان و توان بسيار مى‏ طلبند. از اين جهت بايد نشاط روحى را تا نيل كامل به آرمان‏ها حفظ كرد و از دشوارى‏ ها نهراسيد. خستگى ناپذيرى و خستگى در مديريت و رهبرى، داراى ثمرات و عوارضى به شرح زير مى‏ باشد:

    الف. ثمرات‏

    1. نشاط و خوش‏رويى‏

    2. اتقان عمل‏

    3. حضور ذهن‏

    4. مداومت و پشتكار

    5. اميد

    ب. عوارض‏

    1. ترشرويى، بدخلقى و افسردگى‏

    2. سرهم بندى‏

    3. نسيان و دريافت ناقص‏

    4. دل‏زدگى و بريدگى‏

    5. يأس و احساس بن بست‏

    روحيه نستوه و خستگى ناپذير جلوه و ثمره شرح صدر است. خستگى روحى، قواى جسمى را ضايع و معطل مى ‏سازد و روح قدرتمند از تمامى توانايى‏ هاى بدنى بهره ‏بردارى مى‏ كند. قدرت روحى، عامل شكوفايى و استخراج توانائى‏ هاى بالقوه جسمى و روحى انسان است و در ترميم ضايعات جسمى نقشى مؤثر دارد. به همين دليل است كه امام ملت (ره) در سنين كهولت و ضعف جسمى يكى از پرتلاش‏ترين انسان‏هاى عصر بودند.

     

    حكومت اسلامى، رهبرى براى وصول به چهار هدف بزرگ‏

    بدون ترديد اسلام به مسأله حكومت به عنوان يك هدف نمى ‏نگرد بلكه آن را يك وسيله براى تحقق بخشيدن به اهداف عالى مذهب مى‏ شمرد. اين اهداف كدام است و چگونه است؟ در يك بررسى كلى چهار هدف عمده بيش از همه جلب توجه مى‏ كند كه نه تنها حكومت اسلامى، بلكه مديريت‏ هايى كه از آن نشات مى‏ گيرد نيز در مسير اين چهار هدف عظيم گام برمى‏ دارد:

    1. آگاهى بخشيدن به انسان‏ها

    2. تربيت معنوى و احياى ارزش‏هاى اخلاقى‏

    3. اقامه قسط و عدل به صورت خود جوش و برخاسته از متن جامعه‏

    4. آزادى انسان‏ها از زنجيرهاى اسارت‏


    پيامبر اكرم؛ الگوى مديريت موفق‏

    بعد از ورود پيامبر (ص) به مدينه حوادثى رخ داد كه هر يك صفحه جديدى از اين مديريت الهى بود. به عنوان نمونه:

    1. ارائه عدل اسلامى در آغاز ورود

    2. قرار دادن مسجد به عنوان پايگاه عبادت و حكومت‏

    3. پيمان عدم تعرض و برقرارى امنيت‏

    4. پرهيز از جنگ در جبهه‏ هاى مختلف‏

    5. ارسال نامه براى سران كشورهاى بزرگ جهان و جهاد فرهنگى‏

    6. بيعت گرفتن و ايجاد وحدت و روحيه تازه در لحظات بحرانى‏

    7. بينش دقيق پيامبر (ص) در آئين نبرد

    و ... كه جا دارد، تمامى زندگى پيامبر با اين نگاه بررسى شود.

    خاتمه‏

    اگر مديريتى، سازمانى و يا ... مى‏ خواهد موفق شود و يا به اصطلاح امروز توسعه يابد بايد تلاش كند، تلاش، تلاش؛ در غير اين صورت از انجام وظايف به صورت واقعى و موفقيت خبرى نيست. تلاشى كه توأم با علم و آگاهى است لازمه هر موفقيتى است. موفقيت‏ هاى هر مديرى در سازمان ناشى از تلاش‏ هاى جمعى همه افراد سازمان و خود آن مدير است. بنابراين اگر حتى يك حلقه هم از اين حلقه‏ ها درست كار نكند همچون زنجيرى كه به خاطر پاره شدن يك حلقه‏ اش از هم گسسته مى‏ شود و ديگر زنجير نيست، يك مدير سازمان هم موفق نخواهد بود.

     

    ویژگی های مدیران منابع انسانی

    شايد بتوان ويژگى‏ هاى مديران منابع انسانى براى انجام موفقيت آميز مسئوليت‏ها و وظايف را به اين شكل فهرست كرد:

    1. مديران منابع انسانى اعضا را نسبت به وظايفشان توجيه مى ‏نمايند و نهايت تلاش خويش را در اين راه مبذول مى‏ دارند.

    2. تماس نزديك با مراجعان و مشتريان (ارباب رجوع) هم يكى از ويژگى هاى مديران منابع انسانى است. آنان با مراجعين خويش به گرمى صحبت مى‏ كنند و نظرات آنها را گوش مى‏ دهند.

    3. كارمندان تحت امر منابع انسانى كه احساس شخصيت و استقلال مى‏ كنند و مى‏ دانند كه در صورت داشتن پيشنهاد جديد از سوى مديريت حمايت مى‏ شوند تا ابتكارشان را به منصه ظهور برسانند و البته مى‏ دانند اگر نظرشان خطا باشد، كسى آنها را مواخذه نخواهد كرد.

    4. مديران همواره به نيازهاى كاركنان توجه مى‏ كنند و با آنها از جانب مديريت مثل همكار برخورد مى‏شود نه زير دست.

    5. مديران منابع انسانى نسبتاً به اهداف و ارزش‏هاى اعلام شده سازمان هيچ گونه سازشى نمى‏ كنند پيوسته آنها جلوى چشم كاركنان به نحو روشن و صريحى قرار دارند.

    6. پايبندى به كار اصلى از ويژگى‏ هاى ديگر منابع انسانى است اين‏ها به هيچ وجه در كارى كه در آنها تخصص ندارند وارد نمى‏ شوند.

    7. مديران منابع انسانى تلاش مى‏ نمايند از كمترين پرسنل بيشترين بهره ‏بردارى را بنمايند.

    8. مديران منابع انسانى معمولًا از تمركز قدرت در رده‏ هاى بالاى نهاد جلوگيرى مى‏ نمايد و حتى الامكان رده‏ هاى پايين را به استقرار مى‏ رسانند.

     

    رعايت نكات ذيل هم از ديگر خصوصيات مديران موفق است؛

     

    9. توجه به علم؛ نهادى شدن علم در يك جامعه، استدلال، مطالعه، تحقيق و بحث و گفتگو و انديشه، روحيه علمى را به دنبال مى ‏آورد.

    10. نظم و برنامه ‏ريزى على (ع) در نهج البلاغه مى‏ فرمايند: اوصيكم بتقوى الله و نظم امركم؛ شما را سفارش مى‏ كنم به دو چيز: تقوا و انجام كارهاى واجب و ترك كارهاى حرام و نظم در كارهايتان.

    11. تأسيس نظام آموزشى: نظام آموزشى معمولًا دو هدف را دنبال مى‏كند: اول تربيت كادر تخصصى و علمى و دوم نوآورى. منبع اصلى نو فكر كردن و خلاق بودن سيستم آموزشى- پژوهشى است.

    شور و مشورت و پرهيز از خودرأيى، تجربه اندوزى از شكست‏ها، آشنايى با اوضاع زمان، قاطعيت و تصميم گيرى به جا، كار را از جايى كوچك شروع كردن، استفاده از فرصت‏ها از ديگر ويژگى‏هاى مديران موفق است و بالاخره بايد هميشه به خاطر داشت كه نابرده رنج گنج ميسر نمى‏شود. بنابراين جامعه‏اى موفق است و توسعه مى‏يابد كه كار كردن و زحمت‏ كشيدن حساب شده و با برنامه ريزى و منسجم و هماهنگ در آن نهادينه شده باشد و ارزش تلقى شود.

     

    فهرست منابع‏

    1. قرآن كريم.

    2. نهج البلاغه.

    3. توماس جى پيترز و رابرت اچ واترمن، به سوى مهم‏ترين‏ها، ترجمه محمدى قراچه داغى، ناشر مترجم، 1372.

    4. جعفر سبحانى، رمز پيروزى مردان بزرگ، قم، موسسه امام صادق (ع).

    5. ناصر مكارم شيرازى، مديريت و فرماندهى در اسلام، قم، هدف، 1370.

    6. قاسم واثقى، درس‏هايى از اخلاق مديريت، قم، مركز چاپ و نشر سازمان تبليغات اسلامى، 1370.

    7. مديريت و فرماندهى در اسلام، سپاه پاسداران انقلاب اسلامى، 1364.

    افزودن نظر






    کد امنیتی
    بازنشانی

    قدرت گرفته از جی‌کامنت فارسی ، ترجمه و بازنویسی : سی‌ام‌اس فارسی