موسسه فرهنگی - هنری عرشیان کویر

  • امروز یکشنبه 28 آبان 1396
  •  
     
     
     
     
     
    محل کنونی شما:
     
     

    آخرین مطالب

     
     
     
     

    ايجاد جريان كوثر؛ هدف رونمايى‏

    فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF

    آنچه در پى مى‏ آيد سخنرانى «آيت الله عباسعلى سليمانى» نماينده ولى فقيه در استان سيستان و بلوچستان است. اين سخنرانى در مراسم معرفى دفتر اول كتاب حبيب دلها در سالن اشراق اداره كل ارشاد و فرهنگ اسلامى استان سيستان و بلوچستان در زاهدان، در تاريخ 1 آذر 1391 ايراد شد.

     

     

     

     

    ايجاد جريان كوثر؛ هدف رونمايى‏

     

    بسم الله الرحمن الرحيم. الحمد لله و الصلوه و السلام على رسول الله و على آله آل الله.

    «نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ نَبَأَهُمْ بِالْحَقِّ إِنَّهُمْ فِتْيَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَ زِدْناهُمْ هُدىً، وَ رَبَطْنا عَلى قُلُوبِهِمْ إِذْ قامُوا فَقالُوا رَبُّنا رَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ لَنْ نَدْعُوَا مِنْ دُونِهِ إِلهاً لَقَدْ قُلْنا إِذاً شَطَطاً؛ ما خبرشان را بر تو درست حكايت مى‏ كنيم: آنان جوانانى بودند كه به پروردگارشان ايمان آورده بودند و بر هدايتشان افزوديم، هنگامى كه [در مقابل پادشاه ظالم‏] برخاستند و گفتند پروردگار ما ربّ آسمان‏ها و زمين است ...»[1]

     

    تقدير و تشكر

    از همه شما بزرگواران و حضار صميمانه تشكر مى‏كنم و از برادر فاضل و ارزشمندمان «حجت الاسلام و المسلمين جناب حاج آقاى دانشى» كه ميزبانى اين برنامه را عهده دار شدند، صميمانه سپاس‏گزاريم.

    از برادر فاضل و ارزشمندمان «حجت الاسلام آقاى رضا لك‏ زايى» كه بخشى از مسؤوليت ما را هم عهده‏ دار شدند و شيوه ورود و خروج، در به تصوير كشاندن فرازهايى از زندگى اين عزيز را بازگو كردند، صميمانه سپاس‏گذارى مى‏ كنم.

    حضرت آقاى دانشى در بازگو كردن بيوگرافى خانواده و شخص سردار رشيد اسلام مطالبى فرمودند كه جاى تقدير دارد و برادرمان كه با سرود ستودنى‏اش تحولى در جلسه به وجود آوردند و منطقه را با فكه و شلمچه و امروز را با ديروز عاشورا و كربلا و فضاى منطقه را با جبهه و جنگ پيوند دادند هم صميمانه سپاس‏گزاريم.

    از مجرى قدر و قويمان كه در هر لحظه‏ اى توانمندى خودش را در اداره مجلس به نمايش گذاشتند هم صميمانه تشكر مى‏ كنيم.

     

    نسبت انسان و سنت‏

    بشر به حكم فطرت، سنّت‏دوست است و هم نسبت به گذشته تاريخش و هم نسبت به آينده تاريخش پيوند دارد. آدمى، از بريدگى نسبت به گذشته و بى‏ ريشه شدن و بى‏ پايه شدن رنج مى‏ برد و از بريدگى به آينده و گم شدن و محو شدن در سينه زمان ناراحت و نگران است. هم مى‏ خواهد پيوندى به گذشته داشته باشد و هم مى‏ خواهد پيوندى به آينده پيدا كند؛ اين جزء طبيعت آدمى است. شما اگر اين حقيقت را از آدمى جدا كنيد، چيزى مهم براى آدم نمى‏ ماند. اساساً شخصيت انسان، مليت انسان، هويت انسان، شجره انسانيت انسان، به هم بستگى دارد، كه آدمى بتواند به نوعى زندگى كند كه از گذشته بريده نباشد و نسبت به آينده هم بيگانه نباشد.

     

    پلى به گذشته‏

    اين تفكر در اسلام بسيار برجسته است. نقل سرگذشت‏هاى اقوام و ملل پيشين دقيقاً در همين راستاست. چرا قرآن كريم داستان ياران غار را بسيار برجسته بازگو مى‏ كند و سوره كهف را به نام سوره ياران غار، رونمايى مى‏ كند؟ چرا قرآن كريم زندگى پيامبران قبلى را براى بشريت امروز و امروز به بعد، مطرح مى‏ كند و سور فراوانى را به نام آن‏ها نامگذارى مى ‏كند؟ سوره لوط، سوره يونس، سوره يوسف، سوره ابراهيم و سوره محمد عليهم السلام. تبيين اين قضيه از منطق قرآن محدود به جنس مذكر نيست، انسان و انسانيت و جوهره بشريت، ملاك اين حقيقت است. بر اين اساس ممكن است سوره ‏اى به نام «مريم» بانويى از بانوان تاريخ، رونمايى شود.

     

    اما امروز

    اين يك جلسه عادى نيست كه امروز در سالن اجتماعات فرهنگ و ارشاد اسلامى، آن هم تقريباً در فرصتى اين چنين- و نه در فرصت با نشاط صبح- كه هر كس در صدد مديريت فرصت پايانى وقت ادارى استشكل پيدا كرده است. بلكه جلسه مهمى است زيرا ما در رونمايى يك سند در تبيين و به تصوير كشيدن چهره يك صاحب چهره منطقه‏ مان هستيم؛ اين يك اصل اسلامى و قرآنى و بهتر بگويم، يك اصل انسانى و بشرى است.

    جناب آقاى دانشى فرمود كه در مسكو براى پر كردن فرصت‏ هاى مفيد مهمان‏ ها كجا را مد نظر قرار مى‏ دهند. فقط هم در ايران نيست كه دانه درشت‏ هاى نظام اگر وارد يك شهر بشوند، اولين نقطه‏ اى كه الزاماً بايد به عتبه بوسى بروند مزار شهداست؛ بلكه اين در تمام كشورها و در تمام مرام‏ ها- حتى مرام كمونيستى- وجود دارد.

    ايجاد موزه ‏ها، جمع‏ آورى آثار گذشته‏ ها، نگهدارى نشانه‏ هاى دور تاريخ بشريت يعنى بيان هويت.

    امروز كه به بركت انقلاب اسلامى دست بيگانگان از آثار گرانقدر تاريخى اين سرزمين كوتاه شده است و خواسته ‏ايم هويت ملى و تاريخى‏ مان به غارت نرود، شاهد به هم ريختگى و پاشيدگى آثار گران سنگ شهر سوخته، دهانه غلامان، كوه خواجه و صدها نقطه هويت بخش يك ملت هستيم! از همين سرزمين، نمودها و نشانه‏ هاى هويتى ملى ما در موزه ‏هاى انگلستان و آلمان و فرانسه است. غارتگران هويت ملى، وقتى وارد يك كشور مى‏شدند- از جمله ايران- به سراغ اين نشانه‏ ها مى‏ رفتند تا يك ملت را بى ‏ريشه، بى‏ پايه و بى‏ هويت كنند.

    اگر بناست ما از انقلاب اسلامى‏ مان به عنوان حيات دوباره اين ملت و مملكت با قدرت هرچه تمام پاسدارى كنيم بايد از نيروهاى محافظ انقلابمان پاسدارى كنيم. بايد از اماممان، رهبرمان، شهدايمان، جانبازانمان، سردارانمان، اميرانمان، آزادگان سرافرازمان پاسدارى كنيم و اهميت بدهيم، تا نسل آينده به شايستگى با پايه و ريشه انقلاب پيوند بخورند.

     

    رونمايى در عاشورا

    اينكه در طول تاريخ يك انقلاب را به عنوان بزرگ‏ترين حماسه بشرى‏ اين همه ارج مى ‏گذاريم از اين باب است؛ عاشورا، محرم، كربلا و سردار رشيد بى‏ مانند تاريخ بشريت؛ اباعبدالله (ع).

    عاشورا يك رونمايى است، از چه كسى؟ از بزرگ‏ترين فرد اين صحنه، «حضرت اباعبدلله» تا كوچكترين فرد اين صحنه «حضرت على اصغر».

    عزيزان ما در اين سال‏ها بحث روز رونمايى از على اصغر (ع) دارند. تصميم بر اين بود كه رونمايى از قاسم بن الحسن (ع) هم داشته باشند؛ اين يعنى فرهنگ، يعنى ارزش.

     

    ياد حبيب‏

    قرآن فرمود: «نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ نَبَأَهُمْ بِالْحَقِّ إِنَّهُمْ فِتْيَةٌ»[2] ما داستان اصحاب كهف را بر تو بازگو كرديم، چرا؟ چون جوانمردند؛ إِنَّهُمْ فِتْيةٌ.

    شما از كلمه «فتيه» درك درستى داريد، چون گفته شده هيچ جوانمردى نيست به مثل على و هيچ ابزار دفاعى هم نيست به مثل ذوالفقار؛ لا فتى الا على، لا سيف الا ذوالفقار. قرآن مى‏ فرمايد ما گفتيم چون «إِنَّهُمْ فِتْيةٌ.» چرا از «حبيب لك‏زايى» ياد شود و دم زده شود؟ قرآن به ما ياد مى‏ دهد «إِنَّهُمْ فِتْيةٌ.» چرا فتى؟ بخش‏هايى را آقاى دانشى فرمود؛ بخش‏ هايى در اين كتاب آمد؛ بخش‏هايى هم بايد بعدها در ديگر كتاب‏ها بيايد.

     

    هدف رونمايى‏

    جناب آقاى دانشى اشاره زيبايى كرد؛ نه به عنوان يك فرد، بلكه به عنوان يك جريان. وقتى به عنوان يك جريان باشد از ديگر ابرمردها هم بايست چنين تجليل‏ هايى به عمل بيايد؛ نه آنكه ياوه ‏سرايى بگويد جنگ تمام شد؛

    حساسيت و هيجان انقلاب به پايان رسيد؛ و سخن از رزمنده و جانباز و سردار و آزاده خاتمه پيدا كرد. اين همان سخن ياوه سرايى است كه درباره پيامبر به كار برده شد كه قرآن در دفاع برآمد و فرمود إِنَّا أَعْطَيْناكَ الْكَوْثَر.

    رونمايى براى ايجاد يك جريان كوثرى است كه در كنارش «باغبانى» ها، «ميرحسينى» ها، عالى‏ ها، «آيت الله سيد محمد تقى طباطبايى» ها، و ديگران و ديگران بايد بگنجند؛ تا پيراهن يك نوجوان و جوان ما تصوير يك هنرپيشه بى‏ هويت را تابلو نكند؛ بلكه قهرمانان قَدَر يك نظام را تابلو كند.

     

    سربازى در ميدان سرخ‏

    آخر سخنم هست. روز ملى مسكو بود، ارتش سرخ در ميدان سرخ آماده براى رژه رفتن بود. صفوف منظم ارتش قوى دنيا؛ ولى شروع نشد. بنده و «آقاى دكتر بى ‏آزار شيرازى» رفتيم كنار اين تشكيلات ايستاديم، ببينيم چه اتفاقى مى‏ افتد. ديديم منتظرند. ده نيرو و صد نيرو و ده هزار نيرو و صد هزار نيرو نيستند؛ ميدان سرخ مملو از نيروهاى مسلح بود.

    رفتيم جلو از آقايى پرسيديم چرا شروع نمى‏ شود؟ گفت هنوز فرمانده نيامده. يك پيرمرد مسن و قد خميده با ريش بلند قرمز رنگ آمد. گفتيم كيه؟ گفتند يكى از رزم آوران جنگ دوم جهانى. پرسيديم الان هم در ارتش مشغول است؟ نه! بازنشسته است و در خانه، ولى به احترام، همه ژنرال‏هاى قدر چشم به راه ورود او بودند و تا وارد صحنه شد همه سلام نظامى دادند به احترام او.

    شما در برابر نام الله، نام بقية الله، نام رهبرى سلام نظامى مى‏ دهيد؛ ولى ديدم آن‏ها در برابر يك پيرمرد كه نقشى در دفاع از ميهن در جنگ جهانى دوم داشت اينطور اداى احترام كردند. حالا ببينيد آن‏ها با تفكر كمونيستى‏ نسبت به اين مسائل بيشتر توجه و عنايت دارند يا ما با يك تفكر الهى كه حبيب لك‏ زايى و حبيب‏ ها را قربانى اين تفكر مى‏ دانيم، بيشتر در اين زمينه حساسيت نشان مى‏ دهيم.

     

    فرهنگ سازى‏

    اين اقدام بهينه را سپاس‏گذارم. در اين مدت فشرده كوتاه دو اخوى بزرگوار ايشان كه اهتمام و اقدام به اين كار ورزيدند؛ اما درست است كه آنها اخوى شهيد هستند ولى بحث، بحث اخوت نيست، بحث فرهنگ سازى است.

    بسيار ممنون و متشكريم. مجدداً از ميزبانى فرهنگ وارشاد اسلامى هم سپاس‏گزاريم، گرچه بعيد مى‏ دانم ناهارى در كار باشد! ولى همين اندازه هم كه ميزبانى را پذيرفتند صميمانه سپاس‏گزاريم.

    والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته. 3

    ............................................................

    1) سوره يوسف، آيه 13 و 14.

    2) سوره يوسف، آيه 13

    3) حبيب دلها دفتر سوم

    افزودن نظر






    کد امنیتی
    بازنشانی

    قدرت گرفته از جی‌کامنت فارسی ، ترجمه و بازنویسی : سی‌ام‌اس فارسی