موسسه فرهنگی - هنری عرشیان کویر

  • امروز یکشنبه 28 آبان 1396
  •  
     
     
     
     
     
    محل کنونی شما:
     
     

    آخرین مطالب

     
     
     
     

    سردار عرصه های فرهنگی

    فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF

     

    به قلم: موسى شهركى‏

    مدير بنياد فرهنگى حضرت مهدى موعود (عج)

    استان سيستان و بلوچستان‏

    سردار عرصه های فرهنگی

    به نام خالق هستى كه زيور دهنده قلوب مؤمنان است و سلام و درود به ارواح پاك و مطهر انبياى الهى بخصوص نبى گرامى اسلام محمد مصطفى واهل بيت طاهرينش كه ذكر نام آنها آرامش بخش دلهاى ارادتمندان است. درود و سلام مى‏فرستم به روان پاك شهداى انقلاب اسلامى ايران به خصوص سردار شهيد حبيب لك‏زايى كه به حق او را بايد نماد خدمت، صداقت و پاكى دانست و او در واقع سردار عرصه‏هاى فرهنگى بود.

     

    آشنايى‏

    اولين آشنايى بنده با سردار مربوط به اوايل سال 1364 مى ‏باشد، زمانى كه وى مسئول حوزه مقاومت بسيج نجف اشرف زابل بود.

    در يك مأموريت ادارى طى جلسه‏ اى (در ارتباط با نحوه پشتيبانى از جبهه‏ هاى جنگ حق عليه باطل و فراهم نمودن زمينه مشاركت و حضور فرهنگيان و دانش آموزان) با ايشان آشنا شدم. آن جلسه كه مشترك با آموزش پرورش و سپاه پاسداران برگزار مى‏ شد، دلسوزى، سخنان منطقى و ديدگاه‏ هاى واقع‏ گرايانه ايشان باعث گرديد تمامى پيشنهاداتش پذيرفته و مصوب شود. به خاطر دارم عده ‏اى كه شايد غرض سوئى هم نداشتند و فكر مى‏ كردند آموزش و پرورش فقط بايد به كار تعليم بپردازد و از وارد شدن به ساير مسائل پرهيز كند، براى بنده به عنوان مسئول استانى جنگ در آموزش پرورش استان خرده مى‏ گرفتند كه با پذيرفتن ديدگاه هاى مطرح شده در آن جلسه آموزش و پرورش را از مأموريت اصلى باز داشتيد.

    همين آشنايى در جلسه با سردار باعث ارتباط مستمر ما با يكديگر شد و وى با جديت، مسائل و گرفتارى‏ هاى نيروهاى اعزامى به جبهه اعم از دانش آموزان، معلم را در بدنه آموزش و پرورش دنبال مى ‏نمود و اگر در استان نتيجه مثبت حاصل نمى ‏شد، شخصاً در تهران حضور مى‏ يافت و در جهت حل آن اقدام مى‏ نمود.

    لذا با توجه به مسؤوليت‏ هايى كه بنده بر عهده داشتم اعم از پشتيبانى جنگ، نماينده بسيج سپاه پاسداران در آموزش و پرورش، مسئول بسيج فرهنگيان و جانشين و قائم مقام در بنياد فرهنگى حضرت مهدى موعود (عج) بيشتر اوقات عمر بنده بخصوص از زمانى كه سردار به عنوان معاون هماهنگ كننده سپاه سلمان استان در زاهدان حضور داشتند با ايشان سپرى شده است اكنون در چند محور به خصوصيات و ويژگى‏ هاى وى مى‏ پردازم.

     

    خصوصيات اعتقادى سردار عرصه‏ هاى فرهنگى‏

    در بعد اعتقادى وى فردى متعبد، ديندار اهل نماز اول وقت و اهل نماز جماعت بود. امكان نداشت كه ما جلسه داشته باشيم و با صداى اذان جلسه تعطيل نشود (تا فريضه نماز بجا آورده شود) زمانى كه روحانى براى انجام نماز جماعت وجود نداشت وى با تلاش اصرار مى‏ نمود به ديگران اقتدا كند اما صفا، سادگى و بى‏ آلايشى وى باعث مى‏ شد ديگران وى را مقدم بر خود براى برگزارى نماز جماعت برگزينند.

    اعتقاد زيادى به روحانيت داشت، براى آنان احترام خاصى قائل بود، بخصوص براى نمايندگان ولى فقيه در استان؛ در هر مناسبتى سعى مى‏ نمود نيروهاى بسيجى را به محضر نمايندگان ولى فقيه در استان ببرد و از ارشادات آنان استفاده نمايد.

    ارادت و علاقه خاصى به حضرت آيت الله سليمانى داشتند. اين اواخر در زمينه انجام كارها، مشكلاتى پيش مى‏ آمد. مى‏ ديدم با حاج آقا مشورت مى‏ كنند و پس از اخذ ديدگاه ايشان، خيلى اميدوار به ادامه كار مى‏ پرداختند و گره‏ هاى مشكل پس از اين مشورت و ملاقات به دست وى حل مى‏ شد.

    وى فرمايشات حضرت امام و مقام معظم رهبرى را مكتوب شده داشتند و به آنان عمل مى‏ كردند و به ما نيز گوشزد مى‏ كرد كه بر اساس اين رهنمودها كار و برنامه ريزى كنيم.

    علاقه خاصى به ارتباط با علماى ربانى داشتند. توفيق داشتم سفرى به سرزمين حجاز در سال 85 در محضر ايشان باشم. يك روز بعد از ظهر جمعه پس از زيارت مرقد مطهر نبى گرامى اسلام صلوات الله عليه و آله گفتند برويم بعثه مقام معظم رهبرى، شايد يكى از علماى ربانى را ببينيم و از نفس او استفاده كنيم. در مسير خروجى از يكى از شبستان ‏هاى حرم با حضرت آيت الله العظمى نورى همدانى برخورد كرديم و در محضر وى نشستيم و خودمان را معرفى كرديم كه از سيستان و بلوچستان آمده ‏ايم، ما را نصيحت كنيد. آيت الله نورى همدانى از فاجعه تروريستى تاسوكى سؤال فرمودند اما علي رغم اينكه سردار در اين فاجعه پسر و داماد خود را از دست داده بود، به خاطر ندارم كه بگويد پدر شهيد هستم و ....

    حضرت نصيحت‏ هاى زيبايى داشتند و ما را بسيار مورد تفقد قرار دادند و اظهار داشتند در مسير اعتقادى سعى كنيد با علماى ربانى ارتباط داشته باشيد و دعوت كردند كه قم بيشتر بيائيد و شماره تلفن ويژه بيت خودش را نيز به ما دادند. از اين جلسه سردار بسيار خوشحال بودند و اين ملاقات را از عنايات حضرت حق مى‏ دانست.

     

    خصوصيات كارى سردار عرصه‏ هاى فرهنگى‏

    در بعد كارى، فردى خستگى ناپذير بود و با تمام وجود براى نظام جمهورى اسلامى كار مى‏ كردند، ادعايى نيز نداشتند و بنده شهادت خواهم داد كه وى جان عزيز خودش را براى خدمت به نظام جمهورى اسلامى كه آن را موهبت الهى مى‏ دانست هديه نمود.

    كارهايى كه به اوپيشنهاد مى‏ شد را توفيق مى‏ دانست لذا شانه خالى نمى ‏كرد مى ‏پذيرفت و خوب انجام مى‏ داد.

    در زمان مسؤوليت او در سمت‏هاى مختلف در سپاه زابل تا فرمانده ى ناحيه آن شهرستان، هر طرحى را كه ما از آموزش و پرورش ابلاغ مى‏ كرديم كه سپاه پاسداران در آن دخيل بود با تلاش سردار رتبه ممتاز در كشور كسب مى‏ كرد.

    تلاش ‏هاى سردار باعث شد ما بتوانيم مجتمع آموزش رزمندگان را در شهرستان زابل بازگشايى كنيم و حمايت‏ هاى ايشان باعث تقويت اين مجتمع شد و تلاش‏هاى بى‏ وقفه ايشان باعث حضور گسترده دانش آموزان‏ و فرهنگيان سيستانى در جبهه‏ هاى حق عليه باطل شد؛ به طورى كه يك دبيرستان در" دوست محمد" زابل با كادر و دانش آموزان به جبهه اعزام شدند. براى اولين بار در ايران در زمانى كه سردار فرمانده سپاه زابل بودند كلاس‏ هاى اوقات فراغت تابستان بسيج دانش آموزى در زابل را راه اندازى كرديم و حمايت وى باعث شد تا نمايندگان نيروى مقاومت بسيج و وزارت آموزش و پرورش از پايگاه هاى تابستانى اين طرح بازديد نمايند و اين طرح را براى سالهاى بعد در كل كشور اجرا كنند.

    زمانى كه بنده از سوى سپاه سلمان استان به عنوان فرمانده بسيج فرهنگيان منصوب شدم به بنده فرمودند ما فقط يك ابلاغ به شما داديم و معرفى ‏تان كرديم، بقيه بر اساس تدابير خودتان از امكانات آموزش و پرورش بايد استفاده شود. با توجه به جرياناتى كه در آغاز دولت اصلاحات در آموزش و پرورش مطرح بود، بنده اظهار نااميدى كردم. ايشان اظهار داشتند شما را كمك خواهم كرد، به جرأت مى‏ توانم بگويم راهنمايى‏ هاى ايشان باعث شد تا يك اقبال عمومى براى گرايش به عضويت در بسيج فرهنگيان ايجاد شود و همين حمايت‏هاى بى‏ دريغ، آگاهانه و منطبق بر ديدگاه هاى فرهنگى ايشان باعث گرديد تا در طول 6 سال، بسيج فرهنگيان استان در رتبه‏ هاى اول تا سوم كشور قرار بگيرد.

    در جلسات، گره‏ هاى مهمى با نظرات ايشان حل مى ‏شد بطورى كه در پايان كه جمع بندى مى‏ شد بنده مى‏ گفتم با بزرگان كارها دشوار نيست. ايشان تبسم مليحى در مقابل اين عبارت بنده بر لب داشتند.

    ايشان سعه صدر خاصى داشتند. بعضى از نظرات تند و غير اصولى كه از سوى بعضى از همكاران مطرح مى‏ شد را صبورانه گوش مى‏ دادند و راهكارهايى را ارائه مى‏ دادند كه اعضا راضى و خشنود مى‏ شدند و به بنده‏ بارها مى‏ گفتند شاهكار ما بايد اين باشد كه كسانى را كه در صف خودى‏ ها قرار دارند اما جذب بعضى از جريانات سياسى شده ‏اند را به دامان نظام و ولايت برگردانيم.

    ضمن اينكه در كار جدى بودند از بعضى از اشتباهات افراد چشم پوشى مى‏ كردند و اين موضوع در زمينه كارهاى مشتركمان باعث گلايه بنده مى‏ شد. در كمال صبورى و خلوص اظهار مى‏  داشت شاهكار اين نيست كه با يك اشتباه افراد را طرد نمائيم. سردار شهيد بر ديد ارشادى تأكيد داشتند البته اگر به نتيجه مى‏ رسيد كه ديد ارشادى تأثير ندارد، اقدام جدى براى جابجايى افراد مى‏ نمود.

    در يك مأموريت ادارى قرار شد بنده به اتفاق فردى از مسؤلين واحدهايى كه زير نظر سردار كار مى‏ كرند به يكى از شهرستان‏ها عازم شويم. پيام سردار را به ايشان منتقل كردم. آن فرد بيان دور از اخلاق نسبت به صاحب پيام عنوان كرد، بطورى كه من جهت انصراف از اين مأموريت پيش سردار آمدم. گذشت سردار به اندازه‏اى مدبرانه و حكيمانه بود كه گويى فهميده بود به چه جهت نمى‏ خواهم با آن فرد به مأموريت بروم، لذا گفت من تحمل نظرات مخالفين را دارم چه در حضورم بگويند چه پشت سر.

    توفيق داشتيم چند مأموريت ادارى در استان و خارج از استان همراه ايشان باشيم. از پايگاه‏ها و حوزه ‏هاى مقاومت و نواحى بازديد مى‏ كرد با دقت به همه مسائل گوش فرا مى‏ داد، ياداشت مى‏ كرد، رهنمود ارائه مى‏ داد بطورى كه يك سفرشان به بلوچستان چند روز طول مى ‏كشيد.

    سردار علاوه بر جانشينى سپاه، مسؤوليت بنياد فرهنگى مهدى موعود سيستان و بلوچستان را به پيشنهاد نماينده محترم ولى فقيه پذيرفته بود. بعد از پذيرش اين مسؤليت سراغ بنده آمدند و اظهار داشتند اين مسؤوليت را بنا به دستور نماينده حضرت آقا (مقام معظم رهبرى) پذيرفته ‏ام، شما بايد كار را انجام بدهيد. همانجا با آيت الله سليمانى تماس گرفتند و پس از موافقت ايشان قرار شد بنده به عنوان جانشين مشغول كار شوم. بنده بر اساس علاقه‏ اى كه به ايشان داشتم و علی رغم مشغله ‏هاى كارى پذيرفتم و از ايشان خدا حافظى كردم اما براى اطمينان قبلى از عاقبت بخيرى سراغ استخاره به قرآن رفتم، زمانى كه نتيجه استخاره را به سردار گفتم اشك از چشمان ايشان جارى شد.

    سردار تمام توان خود را به كار گرفت تا زمينه‏ هاى ترويج معارف مهدويت را در استان فراهم كند. سردار معتقد بود زمينه‏ هاى خوبى براى ترويج معارف الهى در استان وجود دارد. لذا مى‏ فرمود بايد دلسوزانه در اين راه گام برداشت. در ابتداى شكل گيرى بنياد مهدويت در استان مسئولين مربوطه در تهران و قم خيلى مايل نبودند معارف مهدويت گسترش عمومى- بخصوص در جنوب استان- پيدا كند، سردار با اين ديدگاه مخالف بود و اظهار مى‏ داشت مردم استان شيفته فراگيرى معارف ائمه معصومين هستند. سردار حساب عده ‏اى خاص را از مردم ولايت مدار جدا مى‏ دانست از اولين كارهايشان در بنياد راه اندازى دفاتر بنياد فرهنگى حضرت مهدى موعود در شهرستان‏ هاى استان بود كه نتايج حاصله از اين كار بسيار مثبت و اثرگذار بوده است.

    از جمله اقدامات خوبى كه توسط سردار در موضوع ترويج معارف مهدويت شكل گرفت تهيه، چاپ و توزيع صدوده هزار جلد كتاب مهدويت در صحاح سته در سطح استان بود كه ديدگاه هاى علماى بزرگ اهل سنت را راجع به مهدويت در قالب كتاب به اطلاع عموم مردم رساند.

    وى خدمت در بنياد فرهنگى حضرت مهدى موعود عجل الله تعالى فرجه الشريف را يك امر توفيق الهى مى‏ دانست لذا هر زمان كه فرصتى دست مى ‏داد، مى‏ آمد و مسائل و برنامه‏ ها را با دقت پيگيرى مى‏ كرد. گاهى تا پاسى‏ از شب در محل بنياد به امور رسيدگى مى‏ كرد. هرگاه به ايشان مى‏ گفتم جلسات تمام شده، همكاران هم رفته‏ اند شما نيز به منزل برويد و استراحت كنيد! مى ‏فرمود من در اين مكان احساس آرامش خاصى دارم. وى نفس كشيدن در بنياد را عبادت مى ‏دانست.

    آخرين نشست و جلسه كارى ما با سردار يك شب قبل از شهادت وى بود كه شوراى معاونين بنياد بعد از نماز مغرب و عشا در حضور ايشان با فرمانده سپاه سلمان جلسه داشتند و گزارش از اقدامات انجام شده ارائه شد. عجيب بود چندين بار به بنده گفت همه دوستان امشب در جلسه حاضر باشند حتى بعضى كه ديرتر حاضر شده بودند شخصاً براى آنان زنگ زد، گويى آن شب سردار خبر از رفتن به ديار باقى داشت! بعد از پايان جلسه وى به فرودگاه رفت تا به تهران عزيمت نمايد و اين آخرين ديدار ما با او بود.

     

    سخن آخر

    بنده به عنوان فردى كه توفيق انجام كارهاى فرهنگى را داشته‏ ام مصاحبت با مسئولين مربوطه در اين زمينه در سطح استان و خارج از استان را داشته ‏ام در بسيارى از نشست‏ها و جلسات فرهنگى شركت نموده ‏ام و بهره برده ‏ام، به جرأت اعلام مى‏ كنم هيچ فردى به اندازه سردار در مسائل فرهنگى استان صاحب نظر نبوده و هيچ كس به اندازه ايشان نقش مردم را در حفظ ارزش‏هاى نظام پررنگ نمى‏ ديد و علي رغم اينكه ايشان پاسدار بود به حق وى را بايد سردار عرصه ‏هاى فرهنگى و ارزشى استان دانست.*

    ............................................................

    *) حبيب دلها دفتر سوم، ص: 225

    افزودن نظر






    کد امنیتی
    بازنشانی

    قدرت گرفته از جی‌کامنت فارسی ، ترجمه و بازنویسی : سی‌ام‌اس فارسی