موسسه فرهنگی - هنری عرشیان کویر

  • امروز دوشنبه 5 تیر 1396
  •  
     
     
     
     
     
    محل کنونی شما:
     
     

    آخرین مطالب

     
     
     
     

    ولادت حضرت زهراء صلوات الله علیها

    ولادت حضرت زهرا صلوات‌الله‌علیها:


     

    صدوق در كتاب معانى الاخبار از امام جعفر صادق صلوات‌الله‌علیه از پدران بزرگوارش صلوات‌الله‌علیهم از پيامبر اسلام صلى‌اللَّه‌عليه‌وآله نقل مي‌كند كه فرمود: نور فاطمه صلوات‌الله‌علیها قبل از اينكه زمين و آسمان خلق شوند آفريده شد. بعضى از مردم گفتند: يا رسول اللَّه! پس بنابراين: فاطمه صلوات‌الله‌علیها از جنس بشر نيست؟ فرمود: فاطمه حوریه انسیه است.

     

    اربلى در كتاب: كشف الغمه از حضرت امام محمّد باقر صلوات‌الله‌علیه نقل مي‌كند كه فرمود: فاطمه زهراء صلوات‌الله‌علیها پنج سال بعد از پيامبرى رسول خدا و نزول وحى بر آن حضرت در آن موقعى كه قريش كعبه را مى‏ ساختند، متولد شد.

    شيخ طوسى و بيشتر محققين و علماء نقل كرده ‏اند كه ولادت حضرت زهراء صلوات‌الله‌علیها در روز جمعه بيستم ماه جمادى الآخره سال دوم بعثت بوده است.


    کیفیت ولادت حضرت زهراء صلوات‌الله‌علیها:

    صدوق در كتاب امالى از مفضل بن عمر نقل مي‌كند كه گفت:

    به حضرت امام جعفر صادق صلوات‌الله‌علیه عرض کردم: ولادت فاطمه زهراء صلوات‌الله‌علیها چگونه بود؟ فرمودند: موقعى كه پيامبر اسلام صلّى‌اللَّه‌عليه‌وآله با خديجه كبري ازدواج نمود، زنان مكه از آن بانو كناره‏ گيرى نمودند، نزد او نمي‌رفتند، بر او سلام نمي‌كردند، هيچ زنى را اجازه نمي‌دادند كه نزد آن بانو مشرف شود. اين موضوع باعث وحشت و ناراحتى خديجه كبري شد. غم و اندوه وى براى پيامبر اسلام صلى‌اللَّه‌عليه‌وآله بود كه مبادا آن حضرت را آسيبى برسد.

    هنگامى كه خديجه بحضرت زهراء صلوات‌الله‌علیها حامله شد، فاطمه اطهر صلوات‌الله‌علیها در رحم مادر با مادر گفتگو مي‌كرد و او را امر به صبر مي‌نمود. ولى خديجه كبري اين موضوع را از پيامبر اسلام صلّى‌اللَّه‌عليه‌وآله پنهان مي‌داشت. تا اينكه يك روز پيامبر خدا نزد خديجه كبري آمد و شنيد كه آن بانو با فاطمه زهرا صلوات‌الله‌علیها سخن مي‌گويد. فرمود: اى خديجه! با كه سخن ميگوئى؟ خديجه گفت: اين بچه ‏اى كه در رحم من است با من سخن مي‌گويد و مونس من است.

    پيامبر خدا صلّى‌اللَّه‌عليه‌وآله فرمود: آرى اين جبرئيل است كه به من بشارت مي‌دهد و مي‌گويد: اين فرزند دختر است، اين فرزند نسلى است طيّب و طاهر و مبارك. خداى توانا نسل مرا از اين دختر برقرار و پايدار خواهد نمود. به زودى امامان را از اين دختر به وجود مي‌آورد و آنان را پس از اينكه وحى پروردگار قطع شود در زمين خليفه خويشتن قرار خواهد داد.

    حضرت خديجه كبري دائما در همين حال بود، تا اينكه موقع وضع حمل وى فرا رسيد. در اين موقع خديجه، نزد زنان قريش و بنى‌هاشم فرستاد كه بيائيد و مرا در باره وضع حمل يارى نمائيد. آنان در جواب گفتند: چون تو سخن ما را نپذيرفتى و با محمّد صلى‌اللَّه‌عليه‌وآله كه شخص فقير و يتيم ابوطالب بود ازدواج نمودى، لذا ما نزد تو نخواهيم آمد و متصدى هيچ گونه امر تو نخواهيم شد.

    خديجه كبري از شنيدن اين جواب غمگين گرديد. در همان حالى كه وى اندوهناك بود، ناگاه چهار زن گندمگون و بلند بالا كه گويا از زنان بنى هاشم بودند، نزد او حاضر شدند. هنگامى كه خديجه كبري آنان را ديد، جزع و فزع كرد. يكى از آنان گفت: اى خديجه! محزون مباش. زيرا ما فرستادگان خدائيم، ما خواهران تو هستيم، من:

    ساره ‏ام. اين بانو: آسيه بنت مزاحم است كه در بهشت رفيق تو مي‌باشد. اين بانو: مريم دختر عمران و آن بانوى ديگر: كُلثُم خواهر موسى بن عمران است. ما را خدا فرستاده تا متصدى امر وضع حمل تو باشيم، يكى از آنان زنان طرف راست خديجه و ديگرى طرف چپ وى و سومى آنان در مقابل او و چهارمى ايشان پشت سر او نشستند و خديجه حضرت فاطمه را در حالى كه پاك و پاكيزه بود زائيد.

    موقعى كه حضرت زهراء صلوات‌الله‌علیها متولد شد نور آن بانو درخشيد و داخل خانه‏ هاى مكه شد، هيچ خانه‏اى در شرق و غرب زمين باقى نبود مگر اينكه آن نور در آن تابيد، آنگاه تعداد ده نفر از حور العين نزد خديجه كبري آمدند كه با هر كدام يك طشت و ابريق بهشتى بود، ابريق‌ها پر از آب كوثر بودند، آن زنى كه در مقابل خديجه بود ابريق‌ها را گرفت و فاطمه زهراء صلوات‌الله‌علیها را با آب كوثر شستشو داد، بعدا دو حوله كه از شير سفيدتر و از مشك و عنبر خوشبوتر بودند بيرون آورد ويكى از آنها را ببدن مبارك حضرت زهراء صلوات‌الله‌علیها پيچيد و ديگرى را براى آن حضرت مقنعه قرار داد، سپس آن زن از حضرت زهراء صلوات‌الله‌علیها خواست كه سخن بگويد، زهراى اطهر زبان به شهادتين گشود و فرمود:

    ««أَشْهَدُ أَنْ‏ لَا إِلَهَ‏ إِلَّا اللَّهُ‏ وَ أَنَ‏ أَبِي‏ رَسُولُ‏ اللَّهِ‏ سَيِّدُ الْأَنْبِيَاءِ وَ أَنَ‏ بَعْلِي‏ سَيِّدُ الْأَوْصِيَاءِ وَ وُلْدِي سَادَةُ الْأَسْبَاط»»

    آنگاه بر آن زنان سلام كرد و هر يك از آنان را به نامشان نام برد، آنان براى آن نوزاد مقدس خندان شدند و به يكديگر بشارت دادند، اهل آسمان هم راجع به ولادت حضرت زهراء صلوات‌الله‌علیها به يكديگر بشارت مي‌دادند و در آسمان نور درخشنده‏اى پيدا شد كه ملائكه قبل از آن نظير آن را نديده بودند، بعدا آن زنان به خديجه كبري گفتند: اين مولود پاك و پاكيزه را كه مبارك است بگير! خود اين نوزاد و نسل وى با بركت خواهند بود، خديجه كبري در حالى كه خوشحال و مسرور بود، حضرت زهراء صلوات‌الله‌علیها را گرفت و پستان خود را در دهان او نهاد و شير در دهان وى جارى شد فاطمه اطهر صلوات‌الله‌علیها در هر روزى به قدر يك‌ماه كودكان معمولى و در هر ماه به قدر يك‌سال آنان رشد و رقاء مي‌كرد.

    از حضرت امام زين العابدين صلوات‌الله‌علیه نقل كرده‏اند كه فرمود: فاطمه اطهر صلوات‌الله‌علیها پس از ولادت در هر روزى به قدر يك هفته كودكان معمولى رشد و نمو مي‌كرد و در هر هفته به قدر يك‌ماه و در هر ماه به قدر يك‌سال آنان بزرگ مي‌شد.


    نام‌های مبارک حضرت زهرا صلوات‌الله‌علیها:

    صدوق در كتاب امالى و علل و خصال از يونس بن ظبيان از امام جعفر صادق صلوات‌الله‌علیه نقل مي‌كند كه فرمودند: فاطمه اطهر صلوات‌الله‌علیها نزد خدا داراى 9  اسم بود بدين شرح: فاطمه، صديقه، مباركه، طاهره، زكيه، راضيه، مرضيه، محدثه (بفتح حاء و دال با تشديد)، زهراء. سپس امام صادق صلوات‌الله‌علیه فرمودند: آيا تفسير و معنى كلمه فاطمه را مي‌دانى؟ گفتم: اى آقاى من! برايم شرح بدهید. فرمودند: يعنى آن بانو از شر و فتنه بر كنار بود، اگر حضرت على بن ابى طالب صلوات‌الله‌علیه با فاطمه زهراء صلوات‌الله‌علیها ازدواج نمي‌كرد، از زمان حضرت آدم تا روز قيامت در روى زمين از براى فاطمه اطهر صلوات‌الله‌علیها همسرى يافت نمي‌شد.

    صدوق در كتاب: علل الشرائع از جابر نقل مي‌كند كه گفت:

    پدر ابن عماره نقل ميكند كه گفت: به امام جعفر صادق صلوات‌الله‌علیه گفتم: براى چه فاطمه اطهر صلوات‌الله‌علیها، زهراء ناميده شد؟ فرمود:

    براى اينكه هر گاه فاطمه در محراب عبادت مي‌ايستاد نور او براى اهل آسمان ميدرخشيد همان طور كه نور ستارگان براى اهل زمين ميدرخشد

    از محمّد بن مسلم نقل مي‌كند كه گفت: از حضرت امام محمّد باقر صلوات‌الله‌علیه شنيدم مي‌فرمود: فاطمه زهراء نزد درب جهنم موقفى خواهد داشت، هنگامى كه روز قيامت فرا رسد، در ميان دو چشم هر كسى نوشته مى‏شود كه وى مؤمن يا كافر است، آنگاه به دوست‌دار فاطمه صلوات‌الله‌علیها كه خيلى گنه‌كار باشد، امر مى‏شود برو به طرف جهنم. وقتى كه مي‌بيند كه بين دو چشم او نوشته شده است: "دوست فاطمه". مي‌گويد: پروردگارا! تو مرا فاطمه ناميدى و وعده دادى بوسيله من كسى كه مرا با فرزندانم دوست داشته باشد، از آتش جهنم نجات دهى، وعده تو بر حق و تو خلف وعده نخواهى كرد.

    خداى رئوف خواهد گفت: راست مي‌گوئى، من تو را فاطمه ناميدم. من كسى كه تو را با فرزندانت دوست داشته باشد، از آتش جهنم بر كنار خواهم داشت وعده من حق است، من خلف وعده نخواهم كرد، من بدين منظور دستور دادم، اين بنده‏ام را به جهنم ببرند كه تو براى او شفيع شوى و من شفاعت تو را بپذيرم تا مقام و منزلتى كه تو نزد من دارى براى ملائكه و پيامبران و اهل محشر معلوم شود دست هر كسى را كه در ميان دو چشم او نوشته باشد مؤمن است بگير و داخل بهشت كن.

    صدوق در كتاب: معانى الاخبار از حضرت على بن ابى طالب صلوات‌الله‌علیه روايت‏ مي‌كند كه فرمود: از پيامبر با عظمت اسلام پرسيدند: معناى كلمه بتول چيست؟. زيرا ما از شما شنيديم كه مي‌فرمودید: مريم و فاطمه، بتول هستند.

    پيغمبر خدا صل‌الله‌علیه‌وآله فرمودند: بتول يعنى آن زنى كه هرگز حيض نشود، زيرا حيض براى دختران انبياء ناپسند است.‏

    زندگانى حضرت زهرا صلوات‌الله‌علیها ( ترجمه جلد 43 بحار الأنوار)

    افزودن نظر






    کد امنیتی
    بازنشانی

    قدرت گرفته از جی‌کامنت فارسی ، ترجمه و بازنویسی : سی‌ام‌اس فارسی