موسسه فرهنگی - هنری عرشیان کویر

  • امروز دوشنبه 5 تیر 1396
  •  
     
     
     
     
     
    محل کنونی شما:
     
     

    آخرین مطالب

     
     
     
     

    میلاد امام حسن مجتبی صلوات الله علیه

     

     

    قال رسول الله صلی الله علیه و آله:

    «الْحَسَنُ‏ وَ الْحُسَيْنُ‏ إِمَامَانِ‏ قَامَا أَوْ قَعَدَا»1

    حسن و حسين دست به قيام بزنند يا نزنند، امام و پيشوا هستند،

     

    با تصريح امير مؤمنان صلوات الله علیه  به خلافت و جانشينى فرزندش امام مجتبى صلوات الله علیه و تسليم ميراث نبوت به وى، مردم كوفه و مهاجر و انصار پيرامونش گرد آمده و براى احراز مقام خلافت با آن بزرگوار دست بيعت دادند

    مردم كوفه و بصره در بيعت با آن امام همام، بر يكديگر سبقت گرفتند و اهل حجاز و يمن و فارس و مردم ديگر مناطقى كه محبت اهل بيت را در دل داشته و با پدر بزرگوارش بيعت كرده بودند، دست بيعت به امام دادند. زمانى كه خبر بيعت مردم با امام مجتبى صلوات الله علیه به معاويه و هوادارانش رسيد، با تمام حيله و نيرنگى كه در اختيار داشتند، درصدد به تباهى كشاندن بيعت و آشفته ساختن اوضاع برآمدند.

    امام حسن صلوات الله علیه به شايسته ‏ترين شكل ممكن به اداره امور پرداخت. فرمانروايان خود را بر شهرها گمارد و آنان را به اجراى عدالت و نيكى و مبارزه با ظلم و طغيان و سركشى سفارش فرمود و راه و روشى را كه پدر ارجمندش پيموده و ادامه روش جد بزرگوارش پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله قلمداد مى‏ شد، پى‏ گرفت.

    ...هرچند امام حسن صلوات الله علیه با معاويه مكاتبه كرد، ولى به خوبى مى‏ دانست كه معاويه نه‏ تنها درخواست وى را پاسخ نخواهد گفت، بلكه در مورد وى موضعى بى‏ شرمانه‏ تر از موضع‏گيرى گذشته او در مورد پدر بزرگوارش امير مؤمنان صلوات الله علیه خواهد داشت‏.

    امام حسن صلوات الله علیه  به خوبى آگاهى داشت كه اگر معاويه راهى براى حيله و نيرنگ نيابد، قطعا از موضع قدرت وارد خواهد شد... .

    امام صلوات الله علیه پس از آن‏كه اكثريت سپاه و فرماندهانش از يارى وى دست برداشتند، و تنها گروه اندكى از خاندان و ياران وفادار حضرت با او باقى مانده بودند، چاره ‏اى جز گزينش راه صلح و آشتى با معاويه نديد. به همين سبب آن بزرگوار در آن فضاى پرالتهاب، براى‏ جلوگيرى از آشفتگى بيشتر اوضاع، از خلافت چشم پوشيد. بنابراين، گزينش صلح از ناحيه امام صلوات الله علیه در جهت تحقّق منافع و اهداف برجسته و بلند آيين مقدس اسلام، در اوج حكمت و دورانديشى آگاهانه سياسى صورت مى‏ پذيرفت. امام صلوات الله علیه با صلح مشروطى كه برقرار كرد به معاويه ميدان داد تا از حقيقت طرح‏ هاى جاهلى خود پرده بردارد و ماهيت وى را به توده مسلمانان ناآگاه، بشناساند.

    تلاش‏ هاى پياپى و مكرّرى كه براى سوء قصد و ترور امام صلوات الله علیه صورت مى‏ گرفت حاكى از بيم و هراس معاويه از وجود آن حضرت كه به عنوان قدرتى ابرازگر عواطف و احساسات مردم و آگاهى رو به رشد آنان مطرح بود، به شمار مى ‏آمد و چه‏ بسا اين قدرت مى‏ توانست خطر شورش بر ضد بنى اميه را نيز همراه داشته باشد از اين‏رو، اگر گفته مى‏ شود صلح امام حسن صلوات الله علیه مقدمه حقيقى انقلاب برادر بزرگوارش حضرت ابا عبد الله الحسين صلوات الله علیه برشمار مى‏آمد سخنى بسيار بجاست‏.2

    جایگاه حضرت صلوات الله علیه در قرآن:

    1)سوره مبارکه آل عمران آیه 61:

    «فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبِينَ».

    هرگاه پس از علم و دانشى كه به تو رسيده كسانى با تو به دشمنى و ستيز برخيزند بدان‏ها بگو: بياييد ما و شما، فرزندان و زنان و نفوس خويش را فراخوانده و سپس يكديگر را نفرين نموده و لعنت خدا را نثار دروغگويان سازيم.

    شأن نزول اين آيه شريف در مورد اهل بيت عليهم السّلام كه عبارتند از: رسول اكرم و على و فاطمه و حسن و حسين صلوات الله علیهم نازل گشته و منظور از كلمه «أبناء» در اين آيه بى‏ترديد امام حسن و امام حسين صلوات الله علیهما است.

    2)سوره انسان آیه 6 الی 8:

    «إِنَّ الْأَبْرارَ يَشْرَبُونَ مِنْ كَأْسٍ كانَ مِزاجُها كافُوراً. عَيْناً يَشْرَبُ بِها عِبادُ اللَّهِ يُفَجِّرُونَها تَفْجِيراً. يُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَ يَخافُونَ يَوْماً كانَ شَرُّهُ مُسْتَطِيراً»

    به يقين، نيكان از جامى خواهند نوشيد كه با عطر دلپذيرى آميخته است* از چشمه‏اى كه بندگان خاص خدا از آن مى‏نوشند و از هرجا بخواهند آن را جارى مى‏سازند* آنان به نذر خود وفا مى‏كنند و از آن روز كه شرّ و عذابش گسترده است بيمناكند.

    بنا به نقل بيشتر مفسران و محدثان، اين سوره مبارك پس از بيمار شدن حسن و حسين صلوات الله علیهما در حق اهل بيت نازل شد كه امام على صلوات الله علیه نذر كرد به شكرانه بهبودى آن دو بزرگوار سه روز روزه بگيرد. از اين‏رو، اعضاى خانواده پس از بهبودى فرزندان، به نحو بايسته‏ اى به نذر خود وفا كردند، وفايى برخوردار از برجسته‏ ترين انواع ايثار و از خودگذشتگى كه در حقشان اين آيات نازل شد.

     

    جایگاه حضرت در نزد حضرت رسول صلی الله علیه و آله:

    1)«اللّهم انّك تعلم أنّي احبّهما فأحبّهما و أحبّ من يحبّهما»3

    خداوندا تو میدانی که من این دو (امام حسن و امام حسین صلوات الله علیهما) را دوست دارم پس تو هم آنها را و هرکس که آنها را دوست دارد، دوست بدار

    2)«الحسن و الحسين إبناي، من أحبّهما أحبّني و من أحبّني أحبّه الله و من أحبّه الله أدخله الجنّة و من أبغضهما ابغضني و من أبغضني أبغضه اللّه و من أبغضه اللّه أدخله النار»؛4

    حسن و حسين فرزندان منند، هركس آنان را دوست بدارد، دوستدار من است و هركس مرا دوست بدارد، خدا دوستدار اوست و آن‏كس كه مورد محبّت خدا باشد، او را وارد بهشت مى‏ گرداند و كسى كه آن دو را به خشم آورد مرا خشمگين ساخته و آن‏كس كه مرا به خشم آورد، خدا بر او خشم مى‏ گيرد و هركس خداوند به او خشمگين گردد، او را وارد دوزخ مى‏ كند.

     

    جایگاه حضرت در نزد امام حسین صلوات الله علیه:

    ابا عبد الله الحسين صلوات الله علیه  در كنار مرقد مطهر برادر اظهار داشت:

    «رحمك اللّه يا ابا محمّد! ان كنت لتباصر الحق مظانّه و تؤثر اللّه عند التداحض في مواطن التقيّة بحسن الرويّة و تستشفّ جليل معاظم الدنيا بعين لها حاقرة و تفيض عليها يدا طاهرة الأطراف، نقيّة الأسرة و تردع بادرة غرب أعدائك بأيسر المؤونة عليك، و لا غرو فأنت ابن سلالة النبوة و رضيع لبان الحكمة، فإلى روح و ريحان و جنّة نعيم، أعظم اللّه لنا و لكم الأجر عليه، و وهب لنا و لكم حسن الأسى عنه» 5

    اى ابو محمد! رحمت و درود خدا بر تو باد. اين تو بودى كه حقيقت را ديدى و شناختى و در برابر باطل‏گرايان با رفتارى نكو و مبارزه‏ اى پنهانى راه خدا را برگزيدى. دنيا و زيبايى‏ ها و ناگوارى‏ هايش را به ديده تحقير نگريستى و با دستى پاك و خاندانى پيراسته در دنيا زيستى و از آن گذشتى و بر فريبكارى‏ ها و خيانت‏ هاى دشمنانت به آسانى دست رد نهادى و پاسخ گفتى و اين مايه شگفتى نيست، زيرا تو از دودمان رسالتى و از پستان حكمت شير نوشيده و اكنون به سوى روح و ريحان و بهشت پر از نعمت الهى پركشيده‏اى خداى متعال پاداش تو و ما را در اين مصيبت جان كاه بزرگ دارد و به ما صبر و بردبارى عنايت فرمايد.

    فضائل و جلوه‏ هايى از شخصيت امام مجتبى صلوات الله علیه

    1) عبادت‏ حضرت صلوات الله علیه:

    الف-زهد و تقوا

    مفضّل از امام صادق صلوات الله علیه از پدرش از جد بزرگوارش روايت كرده كه فرمود:

    «حسن بن على بن ابى طالب پرستشگرترين، زاهدترين و برترين فرد دوران خويش به‏ شمار مى ‏آمد، پياده و گاهى پاى برهنه به حج مى ‏رفت، هرگاه از مردن و قبر و قيامت و رستخيز و عبور از پل صراط ياد مى‏ كرد، مى‏ گريست و زمانى كه حضور در پيشگاه خداى متعال را متذكر مى‏ شد فريادى برمى‏ آورد و از بيم آن عرصه از هوش مى‏ رفت و هرگاه در پيشگاه خداى عز و جل به نماز مى‏ ايستاد بندبند اعضايش مى‏ لرزيد و هر زمان از بهشت و دوزخ ياد مى‏ كرد از بيم، چون مارگزيده به خود مى ‏پيچيد، از خداوند درخواست بهشت مى‏ كرد و از آتش دوزخ به او پناه مى‏ جست و هرگاه قرآن تلاوت مى‏ كرد و به جمله‏ يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا(اى ايمان‏ آورندگان) مى‏ رسيد عرضه مى‏ داشت: لبيك اللهم لبيك. همواره در ياد و ذكر خدا ديده مى‏ شد. از همه راستگوتر و خوش‏ بيان‏تر بود ... » 6

     

    ب) ادب مسجد

    امام مجتبى هر زمان به در مسجد مى‏ رسيد سر مباركش را بالا مى‏ گرفت و به پيشگاه خدا عرضه مى‏ داشت:

    «إِلَهِي ضَيْفُكَ بِبَابِكَ يَا مُحْسِنُ قَدْ أَتَاكَ الْمُسِي‏ءُ فَتَجَاوَزْ عَنْ‏ قَبِيحِ‏ مَا عِنْدِي‏ بِجَمِيلِ‏ مَا عِنْدَكَ‏ يَا كَرِيم‏» 7

    خدايا! ميهمان تو به آستانت آمده. اى خداى نيكى بخش! گنهكارى به درگاهت رو آورده، اى كريم! با زيبايى‏هاى فضل و كرمت از گناهان زشتم درگذر.

     

    ج)حج با پای پیاده

    از امام محمد باقر صلوات الله علیه  روايت شده كه فرمود:

    امام مجتبى صلوات الله علیه  فرمود: شرم دارم، خدا را ديدار كنم و پياده به زيارت خانه ‏اش نرفته باشم، از اين‏رو، وى بيست بار پياده از مدينه رهسپار مكه شد. 8

     

    2) بردبارى و گذشت‏:

    الف) حلم بسیار

    منقول است روزى مروان حكم امام مجتبى صلوات الله علیه را دشنام داد وقتى سخنش پايان يافت امام حسن صلوات الله علیه  فرمود:

    اگر آن‏چه را گفتى راست است خداوند پاداش راستگويى‏ات را بدهد، و اگر دروغ مى‏ گويى خداوند دروغت را كيفر دهد و كيفر الهى به مراتب سخت‏تر از بازخواست من است.9

     

    ب) آزاد کردن غلام

    روايت شده روزى يكى از غلامان حضرت خيانتى انجام داد كه سزاوار كيفر بود و حضرت دستور به تنبيه او داد.

    غلام عرضه داشت. مولاى من! قرآن مى‏فرمايد: (وَ الْعافِينَ عَنِ النَّاسِ؛ آنان كه از گناه مردم در مى‏گذرند).

    حضرت فرمود: «از تو گذشتم»

    غلام عرض كرد: (وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ؛ خداوند نيكوكاران را دوست دارد.)

    امام صلوات الله علیه  در برابر خواسته غلام فرمود: «تو در راه خدا آزاد هستى و حقوقت را دو برابر قبل خواهم پرداخت.»10

     

    3) کَرَم  و جود حضرت:

    الف) درک مستمندان

    هيچ‏گاه در پاسخ‏ مستمندى «نه» نگفت.

    به امام مجتبى صلوات الله علیه  گفته شد: چرا هيچ‏گاه فقيرى را مأيوس برنمى‏ گردانى؟

    حضرت پاسخ داد:

    من خود، دست نياز بر درگاه خدا دارم و به الطافش اميدوارم، به همين دليل شرم دارم از اين‏كه خود فقير باشم و فقيرى را مأيوس برگردانم، خداى بزرگ مرا عادت داده كه نعمت‏هاى فراوانش را بر من ارزانى دارد و من نيز او را عادت داده‏ ام نعمت‏هايش را به مردم ببخشم مى‏ ترسم اگر از عادتم دست بردارم خداوند نيز عادتش را از من باز دارد و از نعمت‏هايش محرومم گرداند. 11

     

    ب) آزاد کردن غلام به واسطه کمک به حیوان

    روزى بر غلام سياهى گذارش افتاد كه قرص نانى مقابل خود نهاده و لقمه ‏اى از آن را خود مى‏ خورد و لقمه‏ اى را پيش سگى كه نزدش بود مى‏ افكند، امام صلوات الله علیه  سبب اين كار را از او پرسيد، غلام عرضه داشت: شرم دارم كه خود غذا بخورم و به اين حيوان غذا نخورانم.

    امام صلوات الله علیه  در اين غلام صفت پسنديده ‏اى ديد از اين‏رو، علاقه‏ مند شد وى را بر اين كار پسنديده ‏اش، پاداش دهد لذا به او فرمود: همين‏جا باش تا نزدت بازگردم. حضرت نزد مولاى وى آمد و غلام و باغى را كه در آن كار مى‏ كرد از مولايش خريدارى نمود و بدين وسيله غلام را آزاد و آن باغ را به ملكيّت او درآورد.  12

     

    ج) نتیجه تربیت الهی

    روايت شده يكى از كنيزكان امام مجتبى دسته گلى به حضرت هديه كرد، امام صلوات الله علیه  بدو فرمود: تو در راه خدا آزاد هستى. أنس او را به اين كار نكوهش كرد، امام صلوات الله علیه  فرمود:

    «أدبنا اللّه فقال تعالى: وَ إِذا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْها (نساء، آيه 86) و كان احسن منها اعتاقها»؛

    ما تربيت يافتگان مكتب الهى هستيم، خداوند فرمود: هرگاه به شما تحيّت گويند، پاسخ آن را بهتر از آن تحيّت بدهيد بنابراين، بهتر از دسته گلى كه او هديه كرد، آزادى اوست. 13

    چگونگى ولادت‏

    از جابر روايت شده گفت: وقتى امام حسن صلوات الله علیه  از مادرش فاطمه متولد شد رسول اكرم صلّى اللّه عليه و اله بدانان دستور داده بود نوزاد را در پارچه‏ اى سفيد بپيچند، ولى او را در پارچه زردى پيچيده بودند فاطمه صلوات الله علیها به على عرضه داشت براى نوزادمان نامى برگزين. على صلوات الله علیه  فرمود: من در نامگذارى فرزندم از رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله پيشى نمى‏ گيرم. پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله با ورود به خانه زهرا نوزاد را گرفت و بوسه زد و زبان خود را در دهان او قرار داد و امام حسن زبان مبارك رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله را مى‏ مكيد. سپس پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله بدانان فرمود: مگر به شما نگفته‏ بودم اين نوزاد را در پارچه زرد نپيچيد؟! آن‏گاه حضرت خود پارچه سفيدى خواست و نوزاد را در آن پيچيد و پارچه زرد را به كنارى افكند و در گوش راست او اذان و در گوش چپش اقامه گفت و پس از آن به على صلوات الله علیه  فرمود:

    نوزاد را چه ناميده‏ اى؟ عرضه داشت: من در نامگذارى او بر شما پيشى نخواهم گرفت. رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله فرمود: من نيز در نام نهادن فرزندم بر پروردگار خويش پيشى نمى‏ گيرم از اين‏رو، فرمود: خداى عز و جل اينك به جبرئيل وحى نمود كه براى محمد فرزند پسرى متولد شده، نزدش فرود آى و سلام مرا به او ابلاغ كن و از ناحيه من و خود به وى تهنيت گفته و بدو بگو: نسبت على به تو، نظير نسبت هارون به موسى است، بنابراين، نوزاد خود را به نام پسر هارون نامگذارى كن. جبرئيل بر رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله نازل شد و از ناحيه خداى عز و جل و خود، به او تهنيت و شادباش گفت و سپس اظهار داشت: خداى عز و جل تو را فرمان مى‏ دهد او را به نام پسر هارون نامگذارى نما، رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله فرمود: نام پسر هارون چه بوده؟ جبرئيل عرضه داشت: نام وى شبّر بوده است، پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله فرمود: زبان من كه عربى است او را چه بنامم؟ عرضه داشت: او را حسن نامگذارى كن و بدين‏ترتيب رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله نوزاد را حسن ناميد. 14

     

    شيرخوارگى‏ حضرت

    از ام الفضل، همسر عباس- عموى پيامبر صلّى اللّه عليه و اله- منقول است كه مى‏ گويد:

    به پيامبر عرضه داشتم: اى رسول خدا! در خواب ديدم عضوى از اعضاى بدن مباركت در دامان من قرار گرفته است، رسول اكرم صلّى اللّه عليه و اله فرمود: خواب نيكى ديده‏ اى. از فاطمه پسرى متولد خواهد شد كه سرپرستى ‏اش را تو به عهده خواهى گرفت. وقتى امام حسن از مادر متولد شد رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله او را به امّ الفضل سپرد و اين بانوى گرامى با شيرى كه به فرزند خود قثم بن عباس، مى‏ داد، امام حسن صلوات الله علیه  را شير داد. 15

     

     

    ميراث امام صلوات الله علیه  در چشم‏ اندازى كلى‏

    امام مجتبى صلوات الله علیه  نيز مانند پدر ارجمند و جد بزرگوارش رهبرى الهى به شمار مى ‏آمد كه مسئوليت‏ هاى رهبرى وى را مى‏ توان در جمله ‏اى كوتاه و پر معنا و داراى ابعاد گوناگون «ارشاد و هدايت به فرمان خداى متعال» كه برخاسته از اين فرموده اوست، عنوان كرد.

    «وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا وَ أَوْحَيْنا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْراتِ وَ إِقامَ الصَّلاةِ وَ إِيتاءَ الزَّكاةِ وَ كانُوا لَنا عابِدِينَ»؛ 16

    و آنان را پيشوايانى قرار داديم كه به فرمان ما مردم را هدايت مى‏كردند و انجام كارهاى نيك و برپاداشتن نماز و اداى زكات را به آن‏ها وحى كرديم و تنها ما را عبادت مى‏ كردند.

     

    احادیث حضرت صلوات الله علیه در مورد:

    الف) دانش و خرد:

    1.« حُسْنُ‏ السُّؤَالِ‏ نِصْفُ‏ الْعِلْم‏َُ » 17

    پرسش مناسب، نيمى از دانش است.

     

    2.« عَلِّمِ النَّاسَ وَ تَعَلَّمْ عِلْمَ غَيْرِكَ فَتَكُونَ قَدْ أَتْقَنْتَ‏ عِلْمَكَ‏ وَ عَلِمْتَ‏ مَا لَمْ‏ تَعْلَم‏» 18

    به مردم دانش بياموز و از دانش ديگران بهره بگير، با اين كار پايه‏ هاى دانش خود را تحكيم نموده و آن‏چه را نيز نمى‏ دانى فراگرفته‏ اى.

     

    3.« قَطَعَ‏ الْعِلْمُ‏ عُذْرَ الْمُتَعَلِّمِين‏» 19

    دانش، عذر دانش‏ پژوهان را از ميان برداشته است.

     

    4.« الْيَقِينُ‏ مَعَاذٌ لِلسَّلَامَة» 20

    يقين، پناه سلامت است.

     

    5.« أُوصِيكُمْ‏ بِتَقْوَى‏ اللَّهِ‏ وَ إِدَامَةِ التَّفَكُّرِ فَإِنَّ التَّفَكُّرَ أَبُو كُلِّ خَيْرٍ وَ أُمُّه‏»؛ 21

    شما را به پيروى از خدا و انديشه مستمر سفارش مى‏ كنم، زيرا انديشه، ريشه هر كار نيك و پسنديده به‏ شمار مى‏ آيد.

     

    6.« (الْعَقْل‏) حِفْظُ الْقَلْبِ‏ كُلَ‏ مَا اسْتَوْدَعْتَه‏»  22

    عقل و خرد نگاهبان رازهاى دل است.

     

    7.«لَا أَدَبَ‏ لِمَنْ‏ لَا عَقْلَ‏ لَهُ‏ وَ لَا مُرُوَّةَ لِمَنْ لَا هِمَّةَ لَهُ وَ لَا حَيَاءَ لِمَنْ لَا دِينَ لَهُ وَ رَأْسُ الْعَقْلِ مُعَاشَرَةُ النَّاسِ بِالْجَمِيلِ وَ بِالْعَقْلِ تُدْرَكُ الدَّارَانِ جَمِيعاً وَ مَنْ حُرِمَ مِنَ الْعَقْلِ حُرِمَهُمَا جَمِيعاً»؛ 23

    آن‏كس كه از عقل و خرد برخوردار نيست فاقد ادب و فرهنگ است و كسى كه همّت و اراده ندارد از ارزش دوستى و محبّت برخوردار نيست، كسى كه شرم و حيا ندارد، دين ندارد. برترين درجه خردمندى رفتار نيك با مردم است، به وسيله عقل و خرد، خوشبختى دنيا و آخرت به‏دست مى‏آيد، آن‏كس كه از خرد محروم باشد، از خوشبختى دنيا و آخرت نيز

     

    ب) قرآن كريم‏

    امام مجتبى صلوات الله علیه  در بيان حقيقت قرآن و رسالت و اهداف و فضيلت آن و نحوه سيراب شدن از سرچشمه زلال بي كرانش مى‏ فرمايد:

    1.« إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ فِيهِ مَصَابِيحُ النُّورِ، وَ شِفَاءُ الصُّدُورِ، فَلْيَجْلُ جَالٍ بَصَرَهُ، وَ لْيُلْجِمِ الصِّفَةَ قَلْبُهُ، فَإِنَ‏ التَّفْكِيرَ حَيَاةُ قَلْبِ‏ الْبَصِيرِ، كَمَا يَمْشِي الْمُسْتَنِيرُ فِي الظُّلُمَاتِ بِالنُّور»؛ 24

    در اين قرآن چراغ‏ هاى هدايت مى‏ درخشد و دل‏ها به راهنمايى‏ اش بهبود مى‏ يابد. بنابر اين، بايد دل را به فروغ تابناكش روشن و به دستوراتش استوار كرد. دل‏ها به وسيله انديشه صحيح، روشن مى‏ ماند و راه مى‏ يابد هم‏چنان‏كه رهروان، در پرتو نور از تاريكى‏ ها مى‏ گذرند.

     

    2. «مَا بَقِيَ فِي الدُّنْيَا بَقِيَّةٌ غَيْرُ هَذَا الْقُرْآنِ‏ فَاتَّخِذُوهُ‏ إِمَاماً يَدُلَّكُمْ عَلَى هُدَاكُمْ وَ إِنَّ أَحَقَّ النَّاسِ بِالْقُرْآنِ مَنْ عَمِلَ بِهِ وَ إِنْ لَمْ يَحْفَظْهُ وَ أَبْعَدَهُمْ مِنْهُ مَنْ لَمْ يَعْمَلْ بِهِ وَ إِنْ كَانَ يَقْرَؤُه‏»؛ 25

    از اين دنيا اثرى غير از قرآن باقى نمانده، آن را پيشواى خود گردانيد. سزاوارترين مردم به قرآن كسى است كه بدان عمل كند هرچند حافظ آن نباشد و آن‏كه از همه دورتر از قرآن است كسى است كه به قرآن عمل نكند هرچند آن را قرائت نمايد.

     

    3. «... وَ اعْلَمُوا عِلْماً يَقِيناً أَنَّكُمْ‏ لَنْ‏ تَعْرِفُوا التُّقَى‏ حَتَّى تَعْرِفُوا صِفَةَ الْهُدَى وَ لَنْ تَمَسَّكُوا بِمِيثَاقِ الْكِتَابِ حَتَّى تَعْرِفُوا الَّذِي نَبَذَهُ وَ لَنْ تَتْلُوا الْكِتَابَ حَقَّ تِلَاوَتِهِ حَتَّى تَعْرِفُوا الَّذِي حَرَّفَهُ فَإِذَا عَرَفْتُمْ ذَلِكَ عَرَفْتُمُ الْبِدَعَ وَ التَّكَلُّفَ وَ رَأَيْتُمُ الْفِرْيَةَ عَلَى اللَّهِ وَ التَّحْرِيفَ وَ رَأَيْتُمْ كَيْفَ يَهْوِي مَنْ يَهْوِي وَ لَا يُجْهِلَنَّكُمُ الَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ وَ الْتَمِسُوا ذَلِكَ عِنْدَ أَهْلِهِ فَإِنَّهُمْ خَاصَّةً نُورٌ يُسْتَضَاءُ بِهِمْ وَ أَئِمَّةٌ يُقْتَدَى بِهِمْ بِهِمْ عَيْشُ الْعِلْمِ وَ مَوْتُ الْجَهْلِ »؛ 26

    به يقين بدانيد كه شما تا وصف هدايت را نفهميد، تقوا را نخواهيد شناخت و تا قرآنى را كه كنار نهاده ‏ايد نشناسيد، هرگز به پيمان قرآن تمسك نخواهيد جست و تا كسانى كه قرآن را تحريف كردند برايتان شناخته شده نباشند، آن را آن‏گونه كه بايد تلاوت نخواهيد كرد، هرگاه به همه امور ياد شده آگاه شديد، بدعت و زورگويى را شناخته‏ ايد و به دروغ بستن بر خدا و تحريف، پى برده ‏ايد و مى‏ دانيد آن‏كس كه به ورطه سقوط افتاده چگونه سقوط كرده است، افراد نادان، شما را به جهل و نادانى نكشانند، آن را نزد اهلش جستجو كنيد آنها كسانى هستند كه مخصوصان به نور افشانى‏اند، و از آنان كسب نور مى ‏شود، پيشوايانى‏ اند كه بايد از آن‏ها پيروى كرد. به واسطه وجود آن‏ها دانش جاودان و جهل به نابودى كشيده مى‏شود.

     

    ج) ولايت اهل بيت صلوات الله علیهم

    امام حسن مجتبى صلوات الله علیه  در تشريح حقيقت ثقلين و موقعيت هريك نسبت به ديگرى فرمود:

    « وَ هُمُ الَّذِينَ أَخْبَرَكُمْ حِلْمُهُمْ عَنْ جَهْلِهِمْ‏ وَ حُكْمُ مَنْطِقِهِمْ عَنْ صَمْتِهِمْ وَ ظَاهِرُهُمْ عَنْ بَاطِنِهِمْ لَا يُخَالِفُونَ الْحَقَّ وَ لَايَخْتَلِفُونَ فِيهِ وَ قَدْ خَلَتْ لَهُمْ مِنَ اللَّهِ سُنَّةٌ  وَ مَضَى فِيهِمْ مِنَ اللَّهِ حُكْمٌ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَذِكْرَى لِلذَّاكِرِين‏ ». 27

    حلمشان از جهل (مخالفانشان) حكايت مى ‏كند. و گفتار حكيمانه‏ شان از سكوتشان (چه ارزش و اندازه علم و حكمت خاموشان را به هنگام سخن توان شناخت) و برونشان از درونشان، با حق مخالفت نكنند، و در حق اختلاف ننمايند، سنت خدا براى آنها در پيشينيان اجرا شده (سلسله پيامبران و رهبران الهى همه به همين صفات بوده ‏اند)، و حكم خدا در حق آنان گذشته، در اين (سنن و مقررات الهى نسبت به پيشوايان دين) تذكرى است براى بيداردلان (كه حق و باطل را تميز دهند)

     

    د) مژده ظهور حضرت مهدى امام منتظر صلوات الله علیه ‏

    1. امام مجتبى صلوات الله علیه  پس از صلح با معاويه كه مردم حضور وى رسيده و زبان به ملامت و نكوهش آن بزرگوار مى‏ گشودند، فرمود:

    «أَ مَا عَلِمْتُمْ أَنَّهُ مَا مِنَّا أَحَدٌ إِلَّا وَ يَقَعُ‏ فِي‏ عُنُقِهِ‏ بَيْعَةٌ لِطَاغِيَةِ زَمَانِهِ‏ إِلَّا الْقَائِمُ الَّذِي يُصَلِّي رُوحُ اللَّهِ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ ع خَلْفَهُ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يُخْفِي وِلَادَتَهُ وَ يُغَيِّبُ شَخْصَهُ لِئَلَّا يَكُونَ لِأَحَدٍ فِي عُنُقِهِ بَيْعَةٌ إِذَا خَرَجَ ذَلِكَ التَّاسِعُ مِنْ وُلْدِ أَخِي الْحُسَيْنِ ابْنِ سَيِّدَةِ الْإِمَاءِ يُطِيلُ اللَّهُ عُمُرَهُ فِي غَيْبَتِهِ ثُمَّ يُظْهِرُهُ بِقُدْرَتِهِ فِي صُورَةِ شَابٍّ دُونَ أَرْبَعِينَ سَنَة...» 28

    آيا نمى‏ دانيد كه هريك از ما اهل بيت زير سلطه و حاكميّت ستم ‏پيشگان دورانش زندگى مى‏ كند، جز (حضرت) قائم صلوات الله علیه  كه عيسى روح اللّه پشت‏ سرش نماز مى‏ گزارد. خداوند ولادت آن بزرگوار را نهان ساخت و وجود مقدسش را در پرده غيب قرار داد تا به هنگام ظهور، بيعتى را از كسى برگردن نداشته باشد وى نهمين فرزند برادرم حسين و فرزند برجسته ‏ترين كنيزان است. خداى متعال عمر او را در دوران غيبتش طولانى مى‏ گرداند و سپس به قدرت خود وى را در چهره مردى كمتر از چهل سال ظاهر مى‏ سازد.

     

    2. امام حسن صلوات الله علیه  با نقل روايتى از پدر بزرگوارش امير مؤمنان صلوات الله علیه  از حكمرانى معاويه و بدعت‏گذارى آنان و ستيز با دشمنانشان خبر داده تا آن‏جا كه فرمود:

    «حَتَّى‏ يَبْعَثَ‏ اللَّهُ‏ رَجُلًا فِي‏ آخِرِ الزَّمَانِ‏ وَ كَلَبٍ‏ مِنَ‏ الدَّهْرِ وَ جَهْلٍ مِنَ النَّاسِ يُؤَيِّدُهُ اللَّهُ بِمَلَائِكَتِهِ وَ يَعْصِمُ أَنْصَارَهُ وَ يَنْصُرُهُ بِآيَاتِهِ وَ يُظْهِرُهُ عَلَى‏ الْأَرْضِ حَتَّى يَدِينُوا طَوْعاً وَ كَرْهاً يَمْلَأُ الْأَرْضَ عَدْلًا وَ قِسْطاً وَ نُوراً وَ بُرْهَاناً يَدِينُ لَهُ عَرْضُ الْبِلَادِ وَ طُولُهَا حَتَّى لَا يَبْقَى كَافِرٌ إِلَّا آمَنَ وَ لَا طَالِحٌ إِلَّا صَلَحَ وَ تَصْطَلِحُ فِي مُلْكِهِ السِّبَاعُ وَ تُخْرِجُ الْأَرْضُ نَبْتَهَا وَ تُنْزِلُ السَّمَاءُ بَرَكَتَهَا وَ تَظْهَرُ لَهُ الْكُنُوزُ يَمْلِكُ مَا بَيْنَ الْخَافِقَيْنِ أَرْبَعِينَ عَاماً فَطُوبَى لِمَنْ أَدْرَكَ أَيَّامَهُ وَ سَمِعَ كَلَامَهُ‏ » 29

    تا اين‏كه خداوند در آخر الزمان و دوران سخت و دشوارى، و در حال بى‏ خبرى از مردم، شخصى را بر مى‏ انگيزد و او را با فرشتگانش مورد حمايت قرار مى‏ دهد، يارانش را حافظ است و با معجزات خود وى را پيروز مى‏ گرداند و بر ساكنان زمين سيطره مى ‏بخشد. ناگزير همه سر به فرمان او مى‏ نهند زمين را پر از عدل و داد و نور و برهان مى‏ نمايد سراسر گيتى به اطاعت او در مى‏ آيند، هر كافرى بدو ايمان مى‏ آورد و هر انسان تبهكارى درستكار مى‏ شود و در سايه حكومتش، درندگان نسبت به يكديگر آزارى نمى ‏رسانند. زمين گياهانش را مى‏ روياند و آسمان‏ بركاتش را فرو مى ‏ريزد گنج‏هاى زمين برايش آشكار مى‏ گردند، بر شرق و غرب جهان چهل سال حكمرانى خواهد كرد، سعادتمند كسى است كه دورانش را درك كرده و به سخنانش گوش فرادهد.

     

    ه) روزی

    حضرت در زمينه كسب روزى فرمود:

    « لَا تُجَاهِدِ الطَّلَبَ‏ جِهَادَ الْغَالِبِ‏ وَ لَا تَتَّكِلْ عَلَى الْقَدَرِ اتِّكَالَ الْمُسْتَسْلِمِ فَإِنَّ ابْتِغَاءَ الْفَضْلِ مِنَ السُّنَّةِ وَ الْإِجْمَالَ فِي الطَّلَبِ مِنَ الْعِفَّةِ وَ لَيْسَتِ الْعِفَّةُ بِدَافِعَةٍ رِزْقاً وَ لَا الْحِرْصُ بِجَالِبٍ فَضْلًا فَإِنَّ الرِّزْقَ مَقْسُومٌ وَ اسْتِعْمَالَ الْحِرْصِ اسْتِعْمَالُ الْمَأْثَم‏» 30

    در كسب روزى با چيره‏ دستى مكوش و به اتكاى تقدير تسليم مشو و از كار باز نايست كه جستجوى روزى، سنّت خداست و كم‏ خواهى از پاكدامنى است، پاكدامنى هرگز روزى انسان را نابود نمى‏ كند و هرگز حرص و طمع بر مقدار روزى تقسيم شده نمى‏ افزايد و آزمندى، موجب گناهكارى است.

     

    و) سیاست

    امام مجتبى صلوات الله علیه  با تعيين دقيق و جامع حد و مرز سياست مى‏ فرمايد:

    سياست اين است كه حقوق خدا و زندگان و مردگان، در آن رعايت شود. حق خدا آن است: فرائضى كه خواسته انجام شود و از گناهانى كه نهى كرده دورى شود. حق مردم در اين است كه: وظائف خود را نسبت به برادران دينى خود انجام دهى و از خدمت به مردم بازنمانى و هم‏چنان كه زمامدار با توبه درستى رفتار مى‏ كند تو نيز به درستى و خالصانه برايش عمل كن و هرگاه از راه راست منحرف شد، در برابر او ايستادگى كن و بر سرش فرياد برآور. حق مردگان اين است كه: از خوبى‏ هاى آنان سخن بگويى و از كارهاى بدشان چشم بپوشى، زيرا آن‏ها نيز پروردگارى دارند كه به حسابشان رسيدگى خواهد فرمود.31

     

    ز) شعر و ادب‏

    1. امام حسن مجتبى صلوات الله علیه  پيرامون يادآورى مرگ، فرمودند:

    قل للمقيم بغير دار إقامة

    حان الرحيل فودّع الأحبّة

    إنّ الذين لقيتهم و صحبتهم‏

    صاروا جميعا في القبور تربة 32 33

     

    2. در مورد بى‏ رغبتى به دنيا فرمودند:

    لكسرة من خسيس الخبز تشبعني‏

    و شربة من قراح الماء تكفيني‏

    و طمرة من رقيق الثوب تسترني‏

    حيا و إن متّ تكفيني لتكفيني 34 35

     

    --------------------------------------------------------------

    1.علل الشرایع ج1 ص211

    2 . پیشوایان هدایت ج4

    3 . بحار الأنوار ج‏37 ص74

    4 . إعلام الورى بأعلام الهدى ص221

    5 . حیاة الامام الحسن ج2 ص440

    6 . امالی صدوق ص178

    7 . بحارالانوار ج43 ص339

    8 . حلیة الابرار ج4 ص58

    9 . بحارالانوار ج43 ص352

    10 . كشف الغمة في معرفة الأئمة ج‏2ص32

    11 . حياة الإمام الحسن ج1 ص316

    12 . حياة الامام الحسن ج1 ص316

    13 . بحارالانوار ج43 ص343

    14 . بحارالانوار ج43 ص240

    15 . بحارالانوار ج43 ص242

    16 . انبیاء 73

    17 . کشف الغمه ج1 ص575

    18 . کشف الغمه ج1 ص571

    19 . تحف العقول ص236

    20 . تحف العقول ص236

    21 . مجموعه ورام ج1 ص52

    22 . کشف الغمه ج1 ص569

    23 . کشف الغمه ج1 ص571

    24 . نزهة الناظر ص73

    25 . إرشاد القلوب دیلمی ج‏1 ص79

    26 . تحف العقول ص227

    27 . تحف العقول ص228

    28 . کمال الدین ج1 ص316

    29 . بحار الأنوار ج‏44 ص21

    30 . بحار الأنوار ج‏75ص106

    31 . الحياة  ترجمه احمد آرام ج‏6 ص620

    32 . به آنان كه در اين سراى ناپايدار اقامت گزيده ‏اند بگو: زمان كوچ‏ فرارسيده، دوستان را وداع نما، اجساد همه كسانى را كه ديدى و همراهشان بودى، اكنون در دل قبرها به خاك تبديل شده ‏اند.

    33 .  بحارالانوار ج43 ص340

    34. پاره نان‏خشك و خشنى مرا سير مى ‏كند و جرعه ‏اى از آب گوارا سيرابم مى ‏سازد، تا زنده ‏ام لباسى ساده و بى‏ پيرايه، بدنم را مى‏ پوشاند و آن‏گاه كه از دنيا رفتم همان لباس براى كفنم كافى است.

    35 . بحارالانوار ج43 ص341




    افزودن نظر






    کد امنیتی
    بازنشانی

    قدرت گرفته از جی‌کامنت فارسی ، ترجمه و بازنویسی : سی‌ام‌اس فارسی