موسسه فرهنگی - هنری عرشیان کویر

  • امروز یکشنبه 28 آبان 1396
  •  
     
     
     
     
     
    محل کنونی شما:
     
     

    آخرین مطالب

     
     
     
     

    ورود کاروان حسینی صلوات الله علیه به کربلا

     

     

     

     

    ورود امام حسين صلوات الله علیه به كربلا

    کاروان امام حسین صلوات الله علیه در روز دوم محرّم به كربلا رسيدند، امام حسين صلوات الله علیه پرسيد: «نام اين زمين چيست؟» گفته شد: كربلا

    فرمود: «اللّهم انّى اعوذ بك من الكرب و البلاء، خدايا من پناه مى ‏برم به تو از اندوه و بلا.» 1

    سپس فرمود: «اينجا محل اندوه و بلا است، فرود آييد.»

    «إنزلوا هاهنا و اللَّه محطّ رحالنا و مسفك دمائنا، هاهنا و اللَّه مخطّ قبورنا، و هاهنا و اللَّه سبى حريمنا بهذا حدّثنى جدّى‏».2

    در همين جا فرود آييد، سوگند به خدا همين جا جاى پياده شدن ما و محل ريختن خون ما و محل قبرهاى ما است. سوگند به خدا در همين جا اهل بيت من به اسيرى برده شوند. جدّم رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم به من چنين خبر داده است.

    همه همراهان امام حسين صلوات الله علیه در همان جا فرود آمدند. حرّ و لشكرش در ناحيه ‏اى از آن سرزمين توقّف نمودند.

     

    اشعار بى‏ وفايى دنيا و گريه جانسوز زينب صلوات الله علیها

    امام حسين صلوات الله علیه در گوشه ‏اى نشستند و به اصلاح شمشيرشان پرداختند و در اين وقت اين اشعار را خواند:

    يَا دَهْرُ أُفٍ‏ لَكَ‏ مِنْ‏ خَلِيلِ

    كَمْ لَكَ بِالْإِشْرَاقِ وَ الْأَصِيلِ

    مِنْ صَاحِبٍ أَوْ طَالِبٍ قَتِيلِ‏

    وَ الدَّهْرُ لَا يَقْنَعُ بِالْبَدِيلِ

    وَ إِنَّمَا الْأَمْرُ إِلَى الْجَلِيلِ‏

    وَ کُلُّ حَیٍّ سالِکٌ سَبیليِ

    «اى روزگار! اف بر دوستى تو، چقدر در شب و روز، دوستان و هواخواهان را كشتى، و بين دوستان جدايى افكندى، و در عين حال روزگار به افراد جايگزين آنها قناعت نكند، به هر حال امور به سوى خداى بزرگ بازگردد، و هر زنده سرانجام اين راه را مى‏پيمايد، زمان كوچيدن از دنيا چقدر نزديك شده كه به سوى بهشت و يا به سوى غير بهشت است».

    حضرت زينب صلوات الله علیها وقتى كه اين اشعار را از برادر شنيد، عرض كرد: «برادرم! اين كلام كسى است كه يقين به كشته شدن دارد».

    امام حسين صلوات الله علیه فرمود: «آرى اى خواهرم!»

    زينب صلوات الله علیها فرمود: «اى واى بر من كه برادرم حسين صلوات الله علیه كشتن خود را به من خبر دهد!»

    گريه ساير بانوان حرم بلند شد، آنها از شدّت غم، گريبان خود را چاك مى‏ زدند، و بر صورت خود سيلى مى‏ زدند.

    حضرت ام كلثوم صلوات الله علیها فرياد مى‏ زد: وا محمّداه! وا عليّاه!، وا امّاه! وا فاطمتاه! وا حسناه! وا حسيناه! وا ضيعتاه بعدك يا ابا عبد اللّه، اى واى اى رسول خدا! اى واى اى على! اى واى اى مادر جان! اى فاطمه! اى واى اى حسن، اى واى اى حسين! چه قدر مصيبت شما بعد از تو اى حسين، ضايعه جانسوز و جبران ناپذير است.

    امام حسين صلوات الله علیه او را تسليت داد و فرمود: «اى خواهرم خاطرت را به تسليت الهى، تسلّى بده، چرا كه ساكنان آسمانها و زمين همه مى ‏ميرند، همه خلايق نابود مى‏ شوند و كسى باقى نمى‏ ماند.» سپس فرمود: «اى امّ كلثوم! و اى زينب و اى رقيّه، و اى فاطمه و اى رباب! متوجّه باشيد، هر گاه كشته شدم، به خاطر عزاى من گريبانتان را چاك نزنيد، و صورت خود را نخراشيد و گفتار بيهوده به زبان نياوريد.» و در روايت ديگر آمده: هنگامى كه زينب صلوات الله علیها اشعار امام حسين صلوات الله علیه را شنيد، در محلّى جداى از برادر، كنار بانوان حرم بود، سر برهنه و دامن كشان سراسيمه به سوى برادرش حسين صلوات الله علیه آمد، تا به بالين برادر رسيد و گفت: «آه! چه مصيبت جانسوزى! اى كاش مرگ به زندگى من خاتمه مى‏ داد، مادرم زهرا صلوات الله علیها و پدرم على صلوات الله علیه و برادرم‏ حسن صلوات الله علیه همه پاك سرشت رخت از اين جهان بربسته‏ اند، اى يادگار گذشتگان و پناه بازماندگان تنها تو مانده ‏اى، و اميد ما به تو است».

    امام حسين صلوات الله علیه به او توجّه كرد و فرمود: «خواهرم مراقب باش كه شيطان بردبارى و تحمّلت را از دستت نگيرد.»

    زينب صلوات الله علیها عرض كرد: پدر و مادرم به فدايت! و جانم به فدايت آيا راستى به همين زودى كشته مى‏ شوى؟! امام حسين صلوات الله علیه در حالى كه گريه گلويش را گرفته و سرشك اشك از چشمانش سرازير بود فرمود:

    «هيهات هيهات لو ترك القطا ليلا لنام، هيهات‏»

    اگر مرغ قطارها شود، شب در آشيانه خود مى‏ خوابد.

    زينب صلوات الله علیها عرض كرد: «اى واى! تو با ظلم و ستم كشته مى‏ شوى، چنين حادثه ‏اى قلبم را جريحه‏ دار و ريش ريش كند، و مرا سخت در فشار قرار دهد.»

    سپس زينب صلوات الله علیها از شدّت ناراحتى دست بر گريبان نمود و آن را چاك زد، آنگاه بيهوش بر زمين افتاد.

    امام حسين صلوات الله علیه برخاست و آب بر چهره زينب صلوات الله علیها ريخت تا او به هوش آمد، سپس او را آنچه مى‏ توانست تسلّى خاطر داد، وفات پدر و جدّش (صلوات خدا بر همه آنها باد) را به ياد او افكند تا آرام بگيرد. 2

    .....................

    1) روايت شده: امام حسين (صلوات الله علیه) زمين كربلا (آن قسمتى كه محل قبر و اطرافش است) را از اهالى نينوا و غاضريّه به شصت هزار درهم خريدارى كرد، و آن مبلغ را به آنها انفاق نمود و با آنها شرط كرد كه مردم را به مكان قبرش راهنمايى كنند، و زائرانش را سه روز به عنوان ميهمان بپذيرند. (معجم البلدان، ج 4، ص 249)

    2) غم نامه كربلا / ترجمه اللهوف على قتلى الطفوف، ص: 104

    افزودن نظر






    کد امنیتی
    بازنشانی

    قدرت گرفته از جی‌کامنت فارسی ، ترجمه و بازنویسی : سی‌ام‌اس فارسی