موسسه فرهنگی - هنری عرشیان کویر

  • امروز یکشنبه 28 آبان 1396
  •  
     
     
     
     
     
    محل کنونی شما:
     
     

    آخرین مطالب

     
     
     
     

    حضرت رقیه صلوات الله علیها

    دو بخش:

    اثبات حضور حضرت رقیه صلوات الله علیها در کربلا و خرابه شام

    کیفیت به شهادت رسیدن حضرت رقیه صلوات الله علیها در خرابه شام

    بخش اول:

    اثبات حضور حضرت رقیه صلوات الله علیها در کربلا و خرابه شام

    اصل وجود دختری سه، چهار ساله برای امام حسین(صلوات الله علیه) در منابع شیعی ذكر شده است. نیامدن نام حضرت رقیه(صلوات الله علیها)، در برخی کتاب‏ های تاریخی، هرگز دلیل بر نبودن چنین شخصیتی در تاریخ نیست.

    کلمه رقیه به معنای ارتقاء و صعود به بالا و ترقی است.*

    اما ادله ای که ثابت می کند ایشان(حضرت رقیه صلوات الله علیها) در کربلا و در خرابه شام حضور داشته اند چندین مورد است که ما به برخی از آنها اشاره می کنیم:

    الف) قصیده ای از سیف بن عمیره نخعی کوفی، 1 از اصحاب امام جعفر صادق صلوات الله علیها و امام موسی کاظم صلوات الله علیه:

    و رقیة رقّ الحَسودُ لِضَعفِها                        وَ غَداً لیَعذَرها الّذی لم یَعذَر

    وَ لِأُمّ کُلثوم یَجدُ جَدیدَها                            لثم عَقیب دُمُوعُها لَم یُکرّر

    لِم أنسِها وَ سَکینةُ و رقیةُ                           یبکینه بِتَسَحّرٍ وَ تَزفَرُ 2

    حضرت رقیه کسی بود که حسودان برای ضعف و ناتوانیش دل سوزاندند. این عده فردای قیامت مجبور به عذرخواهی از او می شوند؛ هر چند که هیچ عذری  برای آنها وجود ندارد.

    حضرت ام الکلثوم نیز هر لحظه صورت اشک آلوده اش را با پارچه ای پاک می کند

    من هیچگاه ام کلثوم و سکینه و رقیه را فراموش نمی کنم که برای امام حسین با آه و ناله ای حسرت وار گریه می کردند.

    سه نکته شعر:

    1) انسان حسود که هیچ خیری برای دیگران نمی خواهد ولی برای ضعیف شدن حضرت رقیه دلسوزی می کند. چه رسد به انسانی که دل رحم و مهربان هست.

    2) این که شاعر در این شعر از ضعیف بودن رقیه می گوید بیشتر تناسب دارد با اینکه سه ساله باشد نه اینکه بزرگتر باشد (تا بگوئیم رقیه دختر امیرالمومنین منظورش هست). چرا که هرگز موافق اخلاق مومن نیست تا از وضع زن بزرگ سالی تعریف نماید.

    3) شاعر نام رقیه را کنار  اسم سکینه آورده مانند خود امام حسین صلوات الله علیه و نام ام کلثوم را جداگانه ذکر نموده است.

     

    ب) علامه حائری در معالی السبطین به نقل از کتاب المنن می گوید: نزدیک مسجد جامع دمشق بقعه و مرقدی وجود دارد که به مرقد حضرت رقیه صلوات الله علیها معروف است بر روی سنگی واقع در درگاه این مرقد چنین نوشته شده است: «هذا البیت بقعة شرّفت بآل النبیّ صلی الله علیه و آله و بنت الحسین الشهید رقیة». 3

     

    ج) بیهقی در کتابش می نویسد: لم یبق من اولاده الا زین العابدین و فاطمه و سکینه و رقیه فاولاد الحسین من قبل الاب هم من صلب زین العابدین. 4

    د) عماد الدین طبری هم در کتابش 5 می نویسد: رقیه صلوات الله علیها گفت: پدرم حسین کجاست؟ هم اکنون او را در خواب دیدم.

     

    ه) امام حسین صلوات الله علیه برای وداع رو به خیام کرده و فرمودند:

    «اَلا یا زِینَب، یا سُکَینَة! یا وَلَدی! مَن ذَا یَکُونُ لَکُم بَعدِی؟ اَلا یا رُقَیَّة وَ یا اُمِّ کُلثُومِ! اَنتم وَدِیعَةُ رَبِّی، اَلیَومَ قَد قَرَبَ الوَعدُ»؛ ای زینب، ای سکینه! ای فرزندانم! چه کسی پس از من برای شما باقی می‏ماند؟ ای رقیه و ای ام‏کلثوم! شما امانت‏های خدا بودید نزد من، اکنون لحظه میعاد من فرارسیده است.6

     

    نحوه شهادت حضرت رقیه صلوات الله علیها:

    روز 5 ماه صفر سال 61 هجری روز شهادت حضرت رقیه صلوات الله علیها می باشد؛

    عماد الدین طبری رحمه الله نقل کرده که زنان خاندان نبوّت شهادت پدران را از کودکان پنهان می داشتند و می گفتند: پدرانتان به سفر رفته اند.
    امام حسین صلوات الله علیه دختری چهار ساله داشت، شبی با حالت پریشانی از خواب بیدار شد و گفت: پدرم حسین صلوات الله علیه کجاست؟ اکنون او را دیدم!
    زنان و کودکان از شنیدن این سخن گریان شدند و شیون از ایشان برخاست.
    یزید از خواب بیدار شد و گفت: چه خبر است؟ جریان را به او خبر دادند.
    آن لعین دستور داد سر پدر را برای او ببرند. 7
    دستمالی روی سر انداختند و آن طبق را جلو آن دختر نهادند .

    حضرت رقیه صلوات الله علیها دستمال را بر داشت و گفت: این سر کیست؟
    گفتند: سر پدر توست. سر را از میان طشت برداشت و به سینه گرفت و می گفت: یا أبَتاهُ، مَنْ ذَا الَّذی خَضَبکَ بِدِمائکَ! یا أبَتاهُ، مَنْ ذَا الَّذی قَطع وَرِیدَیْکَ! یا أبتاهُ مَنْ ذَا الَّذی أَیتمنی علی صِغَر سِنّی یا أبَتاهُ، مَنْ بَقی بَعْدَک نَرْجوه؟ یا أبَتاهُ، مَنْ لِلْیتیمة حَتّی تَکْبُر

    پدر جان، کی تو را با خونت خضاب کرد! ای پدر که رگهای گردنت را برید! ای پدر، کی مرا در کودکی یتیم کرد! پدر جان، بعد از تو به که امید وار باشیم؟ پدرجان، این دختر یتیم را کی نگهداری و بزرگ کند 8

    آن معصومه نوحه می کرد و اشک می ریخت تا آن که نَفَس او به شماره افتاد و گریه راه گلویش را گرفت، مثل مرغ سرکنده، گاهی سر را به طرف راست می نهاد و می بوسید و بر سر می زد، و زمانی به چپ می گذارد و می بوسید…
    پس آن نازدانه لب بر لب پدر نهاد، زمان طویلی از سخن افتاد گریست «فَنادیِ الرَّأسُ بِنْتَهُ، إلیَّ إلیَّ، هَلُمّی فَأنا لَک بِالانْتظار. فغُشیَ علیها غشْوهً لمْ تُفقْ بعدها، فحرَّ کوها فَإذا هیَ قدْ فارقتْ روحها الدُّنیا...» آن رأس شریف دختر را صدا کرد که به سوی من بیا، من منتظرت هستم، او غش کرد و دیگر به هوش نیامد، چون او را حرکت دادند متوجّه شدند که روح شریفش از بدن مفارقت کرده و به خدمت پدر شتافته است. 9

    ......................................

    *) العین ج5 ص211

    1) از راویان حدیث می باشد. او را نجاشی و شیخ طوسی و ابن ندیم توثیق کرده اند. کافی از او 151 عدد و من لا یحضره الفقیه 8 روایت و تهذیب الاحکام 124 روایت و وسائل الشیعه 313 روایت از او نقل می کند.

    2) این قصیده را شیخ طریحی در کتاب منتخب خود آورده است.

    3) معالی السبطین ج2 ص162 ( تاریخ وفات علامه حائری 973 قمری می باشد).

    4) لباب الانساب و الالقاب و الاعقاب ج1 ص355

    5) کامل بهائی ج2 ص179 ( این کتاب قدیمی ترین کتابی است که از حضرت رقیه به نام دختر امام حسین نام می برد)

    6) موسوعة کلمات الامام الحسین (علیه‏السلام)، قم، دارالمعروف، چاپ اول، 1373 ه . ش، ص 511.

    7)کامل بهائی ج2 ص179

    8)نفس المهموم ص456

    9)انوار الشهادة ص244

    افزودن نظر






    کد امنیتی
    بازنشانی

    قدرت گرفته از جی‌کامنت فارسی ، ترجمه و بازنویسی : سی‌ام‌اس فارسی