موسسه فرهنگی - هنری عرشیان کویر

  • امروز یکشنبه 28 آبان 1396
  •  
     
     
     
     
     
    محل کنونی شما:
     
     

    آخرین مطالب

     
     
     
     

    دو طفلان حضرت زینب صلوات الله علیها

     

     

    محمد و عون دو فرزند حضرت زینب کبری و عبدالله بن جعفر طیار(صلوات الله علیهما) بودند. وقتی حضرت اباعبدالله (صلوات الله علیها) از مکه به قصد شهر کوفه خارج شد، عبدالله بن جعفر نامه ای به این مضمون به حضرت امام حسین صلوات الله علیه نوشت: «شما را به خدای متعال سوگند می دهم که از این سفر منصرف شوید، زیرا من می ترسم که به واسطه این سفر شما را به شهادت رسانیده و اهل بیت شما آواره شوند. اگر کشته شوید، نور اهل زمین خاموش خواهد شد. شما امروز پناهگاه و پیشوای مومنان و مقتدای هدایت یافتگان هستید. پـس در این سفـر شتاب مکنید و من هم به دنبال نامه ام به شما خواهم پیوست

    این نامه را به وسیله دو پسر خود محمد و عون به خدمت آن حضرت فرستاد و خود به نزد عمروبن سعید فرماندار مدینه رفت و از او خواست که امــــان نامه ای برای ابی عبدالله(صلوات الله علیه) بنویسد و از او بخواهد که از این سفر باز گردد. عمروبن سعید امان نامه ای برای آن حضرت نوشت و وعده پاداش و احسان داد.

    عبدالله بن جعفر امان نامه را به همراه برادر خود یحیی بن سعید برداشته و به سوی امام به راه افتاده و در میان راه به حضور امام رسیدند وامان نامه را تقدیم داشت. حضرت نپذیرفت و فرمود: من پیغمبر خدا را در خواب دیدم و به من دستور داد تا به سفر خود ادامه دهم.
    سپس حضرت جواب نامه عمروبن سعید را نوشت و آن را (احتمالا) به عبدالله بن جعفر داد. عبدالله چون از انصراف امام مأیوس شد، به فرزندان خود عون و محمد سفارش کرد که در طول سفر و جهاد در رکاب آن حضرت باشند و خود با یحیی بن سعیدبازگشت.
    در روز عاشورا، وقتی نوبت به جوانان هاشمی رسید. فرزندان زینب کبری (صلوات الله علیها) نیز خود را آماده قتال کردند. حضرت زینب (صلوات الله علیها) در این موقع که فرزندان دلبند خود را راهی قتال با دشمنان دین و قرآن می کرد، حالتی دگرگون داشت.

    او عقیلة بنی هاشم است. او نائبة الامام است. اصلاً او شریک کربلای حسین (صلوات الله علیه) است. نه بدین جهت که بنابر نقل، فرزندان خود را با دست خود کفن پوش و فدیة راه حسین (صلوات الله علیه) کرده، که از لحظه ای که از دامن زهرای مرضیه (صلوات الله علیه) پای به عرصه وجود گذاشته، دیده به دیدار حسین (صلوات الله علیه) باز کرده است. برای همین است که اهل دل، آفرینش او را برای کربلا معنا کرده اند.

    مگر نه آنکه در زمان حضور در کوفه، در مجلس تفسیر قرآن، وقتی آیه شریفة «کهیعص»(سوره مریم آیه 1) را برای زنان کوفی تفسیر می کرد، امیرالمؤمنین (صلوات الله علیه) به او فرمود: «این عبارت «کهیعص» رمزی در مصیبت وارده بر شماست و کربلا را برای آن مخدّره ترسیم کرد».

    بسیاری می گویند: زینب کبری (صلوات الله علیه)، دو فرزند خود را مهیای نبرد کرد و به آنها تعلیم داد که اگر با امتناع آن حضرت مواجه شدید  _ کما اینکه آن مظلوم حتی غلام سیاه را از قتال بر حذر می داشت _ دائی خود را به مادرش فاطمه (صلوات الله علیه) قسم دهید تا اجازه میدان رفتن بگیرید.
    امام راضی نشده و مخالفت می نماید.

    عقیله بنی هاشم زینب کبری(صلوات الله علیها) بی درنگ عرض می کند: برادر به حق مادرم، اذن میدان به فرزندان خواهرت بده .

    پسران نیز این درخواست و سوگند را مؤثر یافته و می گویند: دایی جان، به حق مادرت فاطمه زهرا (صلوات الله علیها) اجازه بده.

    امام صورت خواهر زاده های خود را می بوسد و اجازه نبرد به آن دو می دهد. آن دو بزرگوار پیاده به میدان نبرد رهسپار می گردند. ابن سعد آنها را شناخته و با صدای برخاسته از شگفــتی می گوید: (عَجَبا لِلرَحِمِ ) یعنی شگفت از این پیوستگی خواهر و برادری بین حسین و زینب صلوات الله علیهما.

    پس، ابتدا محمد بن عبدالله بن جعفر به میدان آمد و این رجز را سر داد:



    اشکوا إلی اللهِ منََ العدوانِ                                قِتل قومٍ فی الوری عمیانِ
    قَد ترکوا معالِمَ القُرآنِ                                       و مُحکمَ التَنزیلِ و التِّبیانِ
    وَ اَظهروا الکُفرَ مَعَ الطُّغیانِ



    به خداوند شکایت می کنم از دشمنی دشمنان، قوم ستمگری که کورکورانه به جنگ با ما برخاسته اند. نشانه های قرآنی را که محکم و مبیّن و آشکار کننده کفر و طغیان است را ترک کردند

    و پس از نبردی نمایان، به شهادت رسید.

    پس از او، برادرش عون بن عبدالله جعفر راهی نبرد شد و خود را اینگونه معرفی کرد:


    اِن تُنکرونی فَانا بنُ جعفرٍ                      شهیدُ صِدقٍ فی الجنانِ الأزهر
    یطیرُ فیها  بجناحٍ  اَخضرٍ                        کَفی بِهذا شَرَفاً فی المحشرِ

     

    اگر مرا نمی شناسید من فرزند جعفر طیار هستم که از سر صدق به شهادت رسید و در بهشت نورانی با بال های سبز پرواز می کند. برای من از حیث شرافت در محشر همین کافی است.

    عـون پس از نـبردی دلیرانه به دست عبدالله بن قُطنَه به شهادت می رسد و فدایی راه حضرت حسین صلوات الله علیه شد. سید الشهدا (صلوات الله علیه) برجسد این دو برادر حضور یافته و آنها را به سینه چسبانیده و به خیمه شهدا می رساند.

    تمام اهل حرم بیرون می آیند الا مادرشان زینب کبری (صلوات الله علیه) که درون خیمه می ماند و می فرماید: می ترسم که از بی طاقتی زجه کشم و برادرم از من شرم کرده و ناراحت و غمگین شود.

    شهدای کربلا، در پایین پای حضرت حسین (صلوات الله علیه) مدفونند و به احتمال قوی این دو دلداده نیز در همانجا پروانه شمع محفل حائر حسینی هستند. البته در ۱۲ کیلومتری کربلا بارگاهی کوچک منصوب به عون ابن عبدالله وجود دارد که ملجأ زائرین است. برخی را عقیده بر این است که این مرقد یکی از نوادگان امام مجتبی (صلوات الله علیه) به نام عون می باشد.

     

    .....................................................

    منبع: سایت تابناک

    افزودن نظر






    کد امنیتی
    بازنشانی

    قدرت گرفته از جی‌کامنت فارسی ، ترجمه و بازنویسی : سی‌ام‌اس فارسی