موسسه فرهنگی - هنری عرشیان کویر

  • امروز یکشنبه 28 آبان 1396
  •  
     
     
     
     
     
    محل کنونی شما:
     
     

    آخرین مطالب

     
     
     
     

    فرزندان امام حسن مجتبی صلوات الله علیه در کربلاء

    کدام فرزندان امام حسن مجتبی صلوات الله علیه در کربلا حضور داشتند؟؟!!

     

     

    فرزندان امام حسن مجتبی صلوات الله علیه :

    امام حسن صلوات الله علیه 15 پسر و دختر داشت، نام پسرهای ایشان عبارت است از :

    زید، حسن، عمرو، قاسم، عبدالله، عبدالرحمان، حسین معروف به اثرم، طلحه (*)

    چهار تن در کربلاء حضور داشتند که سه تن از آنها شهید شدند و یک نفر اسیر گشت.

    آنهایی که در کربلاء شهید شدند حضرت قاسم و عبدالله و ابوبکر(بعضی می گویند او همان عمرو هست) نام داشته اند. حسن فرزند دیگر امام حسن صلوات الله علیه در جریان کربلاء مجروح می شود و سپس اسیر می گردد و به واسطه خویشان مادری به مدینه بازمی گردد.

     


    حضرت قاسم بن الحسن:

    مادرش رمله یا نفیله یا نجمه است. تاریخ ولادت حضرت قاسم بن حسن ثبت نشده است. حضرت قاسم‏ حدود 2 الی 3 سال قبل از شهادت پدر بزرگوارش ديده به جهان گشود. از اين رو با عموى مهربان خويش حضرت اباعبدالله الحسين‏ صلوات الله علیه خو گرفته بود و در دامان ایشان پرورش يافت.

    پس از آن که امام حسین(صلوات الله علیه) به یارانش خبر داد که در روز بعد همگی کشته می‌شوند، قاسم بن حسن صلوات الله علیه از عموی خود پرسید که آیا من نیز فردا کشته خواهم شد؟ حضرت پاسخ داد: فرزندم مرگ در نزد تو چگونه است؟ وی گفت: مرگ در نزد من از عسل شیرین‌تر است. حضرت فرمود: آری، تو نیز فردا به شهادت خواهی رسید.

    إن‏ تنكروني‏ فأنا ابن‏ الحسن‏

    سبط النبيّ المصطفى و المؤتمن‏

    هذا حسين كالأسير المرتهن‏

    بين اناس لاسقوا صوب المزن

    يعنى: اگر مرا نمى‏ شناسيد من پسر حسن هستم كه او سبط پيامبر برگزيده و امين است

    اين حسين است كه نظير شخصى اسير در بين اين مردم مى‏باشد. خدا كند اين مردم از باران رحمت خدا سيراب نشوند.

    او با اینکه نوجوان بود توانست ۳۵ تن از ارتش یزید را به هلاکت برساند. (1)

    عمرو سعد نفَیل ازْذی سوگند خورد که بکشدش، سپس بدو حمله برد و با تیغ آخته به سرش زد. قاسم از فراز اسب به رو زمین‌خورد. از حسین بن علی صلوات الله علیه کمک خواست. حسین بن علی صلوات الله علیه به نفیل حمله کرد و دستش را برید. سواران برای رهاندنش آمدند ولی او زیر دست و پای اسبان له شد و کشته شد.(2)

    در زیارت شهداء در روز عاشوراء می خوانیم:

    «السَّلَامُ عَلَى الْقَاسِمِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ، الْمَضْرُوبِ هَامَتُهُ‏ ، الْمَسْلُوبِ لَامَتُهُ، حِينَ نَادَى الْحُسَيْنَ عَمَّهُ فَجَلَى‏عَلَيْهِ عَمُّهُ كَالصَّقْرِ، وَ هُوَ يَفْحَصُ‏ بِرِجْلِهِ التُّرَابَ، وَ الْحُسَيْنُ يَقُولُ: بُعْداً لِقَوْمٍ قَتَلُوكَ وَ مَنْ خَصْمُهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ جَدُّكَ وَ أَبُوكَ، ثُمَّ قَالَ: عَزَّ وَ اللَّهِ عَلَى‏ عَمِّكَ أَنْ تَدْعُوَهُ فَلَا يُجِيبَكَ». (3)

    سلام بر قاسم بن الحسن بن علی. بدن تیر خورده و خلع سلاح گشته. وقتی که عمویش حسین را صدا زد عمویش مانند باز شکاری خودش را به او رساند در حالی که پاهایش را بر زمین میکشید حسین گفت: نفرین بر گروهی که تو را کشتند در روز قیامت جد و پدرت با آنها دشمن هستند سپس فرمود بر عمویت سخت میگذرد که تو او را بخوانی و او تو را اجابت نکند

     

    حضرت ابی بکر بن الحسن:

    برخی از منابع او و برادرش قاسم را از یک مادر دانستند. نام ابوبکر در برخی منابع عبدالله ذکر شده است. در روز دهم محرم سال 61 (عاشورا) با اجازه از آن حضرت، به میدان نبرد رفت و با دشمنان و سپاه کوفه جنگ سختی کرد و عاقبت به دست عبدالله بن عقبه غنوی به شهادت رسید. سن او را شانزده ساله گفته اند. شیخ مفید معتقد است که شهادت این نوجوان بعد از شهادت قاسم بوده‌ است .

    در زیارت رجبیه ابوبکر بن حسن(صلوات الله علیه) مورد خطاب امام معصوم(صلوات الله علیه) قرار گرفته و مورد سلام و تحیت ایشان قرار گرفته است، در این زیارت آمده: «السَّلَامُ‏ عَلَى أَبِي‏ بَكْرِ بْنِ‏ الْحَسَنِ‏ الزَّكِيِّ الْوَلِي‏».(4)

     

    حضرت عبدالله بن الحسن:

    مادر عبدالله، دختر سلیل(شلیل) بن عبدالله بجلی معرفی شده است.  (5)

    نقل شده که در واپسین لحظات حیات شریف سیدالشهداء(صلوات الله علیه) و در حالی که سپاه کوفه امام(صلوات الله علیه) را محاصره کرده بود، عبدالله بن حسن(صلوات الله علیه) که هنوز به حدّ بلوغ نرسیده بود، خیمه‌گاه را ترک کرده شتابان به سوی امام(صلوات الله علیه) حرکت کرد امام(صلوات الله علیه) با دیدن او خطاب به خواهرش زینب(صلوات الله علیها) فرمود: «خواهرم این کودک را نگهدار» زینب کبری (صلوات الله علیها) خود را به کودک رساند و سعی کرد از رفتنش جلوگیری کند؛ اما عبدالله با سرسختی و سماجت از بازگشت امتناع می‌کرد و می‌گفت: «به خدا قسم که از عمویم هرگز جدا نمی‌گردم.» سرانجام عبدالله خود را از دستان عمه‌اش رها کرد و نزد عمو رفت. در این هنگام بحر(ابجر) بن کعب- و به نقلی حرملة بن کاهل اسدی- با شمشیر به امام حسین حمله کرد، عبدالله به او گفت: «ای پسر زن ناپاک! می‌خواهی عمویم را بکشی؟». در این هنگام ابجر شمشیر خود را فرود آورد، کودک دست خویش را سپر کرد ضربت شمشیر دست او را قطع کرده و آن را به پوست آویزان کرد، پس او فریاد زد: «ای مادر!» امام حسین(صلوات الله علیه) عبدالله را در آغوش کشید و گفت: «ای پسر برادر! در این سختی شکیبا باش و از خدای خود چشم نیکی دار تا تو را به پدران نیکوکارت ملحق کند.» سپس امام حسین(صلوات الله علیه) دست به سوى آسمان بلند کرده گفت: «بار الها اگر این مردم را تا مدتی در این دنیا از زندگى بهره‌مند کرده‌ای، پس جمع آنان را به سختى پراکنده ساز و میان دلهایشان جدایی و فاصله انداز، و هیچ فرمانروانى را از ایشان خوشنود نساز، زیرا که اینان ما را به سوی خود خواندند که یاری‌مان کنند، سپس به دشمنى با ما برخاسته ما را کشتند؟

    اما به نقل از برخی دیگر از روایات، حرملة بن کاهل اسدی تیری به سوی عبدالله بن حسن بن علی(صلوات الله علیه) پرتاب کرد و او را در حالی که در دامان امام قرار داشت به شهادت رساند.

    در زیارت ناحیه مقدسه از این کودک شهید یاد شده و مورد سلام و درود امام جواد(صلوات الله علیه) قرار گرفته است در این زیارت آمده: « السَّلَامُ‏ عَلَى‏ عَبْدِ اللَّهِ‏ بْنِ‏ الْحَسَنِ‏ بْنِ عَلِيٍّ الزَّكِي‏َّّّ» و سپس بر قاتل او حرملة بن کاهل اسدی لعن شده است.(6)

     

     

    حضرت حسن المثنی:

    حسن بن حسن، پسر دوم امام حسن مجتبی(صلوات الله علیه) بود. مادرش خوله نام داشت که فرزند منظور فزاریه بود. (7)

    حسن بن حسن معروف به حسن مُثنّی، شخصیّتی گران‌قدر، با فضیلت و با تقوا بود. او متولی صدقات امیرالمؤمنین علی(صلوات الله علیه) بود. حسن مُثنّی زمان حکومت عبدالملک بن مروان را هم درک کرده و با حَجّاج بر سر امور صدقات اختلاف پیدا کرد یشان در نهضت و قیام کربلا در کنار عمویش امام حسین(صلوات الله علیه) حاضر بود. (8) طبق نقل برخی از مورّخین، حسن مثنی در سال 97ق و در زمان حکومت سلیمان بن مروان به شهادت رسیده است. به نظر می‌رسد که او پنجاه و سه سال عمر کرده است. با توجه به این تواریخ، می‌توان گفت که او در واقعه کربلا حدودا هفده سال داشته است(9) حسن بن حسن در بین اسیران کربلا بود و جراحتی هم برداشته بود. اسماء بن خارجه او را از اسیران جدا کرده و از ایشان نگهداری کرد.

    ...........................................

    *) ارشاد شیخ مفید ص20

    1)مقتل خوارزمی

    2) تاریخ طبری

    3) المزار الکبیر ص490

    4) المزار الكبير ص: 489

    5) مقاتل الطالبین ص93

    6) المزار الكبير ص: 490

    7) الارشاد ج2 ص20

    8) الارشاد ج2 ص24

    9) أعیان الشیعة، ج 5، ص 43

    افزودن نظر






    کد امنیتی
    بازنشانی

    قدرت گرفته از جی‌کامنت فارسی ، ترجمه و بازنویسی : سی‌ام‌اس فارسی