موسسه فرهنگی - هنری عرشیان کویر

  • امروز یکشنبه 28 آبان 1396
  •  
     
     
     
     
     
    محل کنونی شما:
     
     

    آخرین مطالب

     
     
     
     

    حضرت علی اصغر صلوات الله علیه

    عبدالله بن حسین صلوات الله علیه که به علی اصغر معروف است فرزند امام حسین صلوات الله علیه است. مادرش رُباب دختر اِمْرَءُ الْقَیْس و خواهرش سکینه می ‏باشد. عبداللّه‏ در مدینه متولد شد.

    آیا نام واقعی طفل امام حسین(صلوات الله علیه)، علی اصغر بوده است؟

    عبدالله بن حسین معروف به علی اصغر

    منابع تاريخى، نام اين طفل را گوناگون نوشته اند؛ در برخى منابع از او (بدون ذكر نام) تعبير به «صبى» شده، چنان كه در روايتى، امام باقر(صلوات الله علیه) نيز از اين طفل، تعبير به «صبى» كرده است. دسته اى از منابع نيز با عنوان «صغير» از او ياد كرده اند. فضيل بن زبير (از اصحاب امام باقر و امام صادق صلوات الله علیهما) هم به صراحت نام او را عبدالله ضبط كرده است. ابومخنف در خبرى كه از حُمَيد بن مسلم نقل كرده، به نقل از برخى، نام او را عبدالله دانسته است، اما در جاى ديگر، به صراحت نام او را مى آورد. مورخان و رجال شناسان بعدى به صراحت نام او را عبدالله نوشته اند. بسيارى از منابع متأخر نيز با همين نام از او ياد كرده اند. ابن اعثم نخستين مورخى است كه از طفل شيرخوار با نام «على» ياد كرده و از او با نام «علىٌ فى الرضاع» تعبير كرده است.

    اما اولين كسى كه نام يكى از فرزندان امام را (افزون بر على اكبر و امام چهارم و عبدالله) «على اصغر» دانسته است ، طبرى شيعى (از علماى قرن چهارم) است.

    در  بسيارى از منابع تاريخى نیز سخنى از سن کودک امام به ميان نيامده و تنها به عناوينى، همانند صبى، صغير، طفل و رضيع (شيرخوار)  اكتفا شده است.

     

    آيا على اصغر همان عبدالله شيرخوار است؟

    محقق شهيد قاضى طباطبايى با ملاحظه مطالب مختلف تاريخى درباره چگونگى شهادت طفل شيرخوار، به اين نتيجه رسيده است كه

    امام حسين(صلوات الله علیه) سه طفل خردسال داشته است:

    يكى، نوزادى كه در روز عاشورا به دنيا آمده و يعقوبى از آن خبر داده است.

    ديگرى عبدالله كه شش ماهه و شيرخوار بوده.

    سومى على اصغر كه شش سال داشته است.

    اما مورخان در ضبط و ثبت گزارش شهادت اين سه نفر، دقت لازم را نكرده و جريان شهادت هر يك را با ديگرى خلط كرده و هر يك را به جاى ديگرى نوشته و به مرور زمان، اين سه كودك، يك نفر به حساب آمده اند كه منابع كهن او را عبدالله رضيع و منابع متأخر، او را على خوانده اند.

     

    کیفیت شهادت و عکس‌العمل سیدالشهداء (صلوات الله علیه) بعد از شهادت حضرت علی اصغر صلوات الله علیه:

    درباره چگونگی شهادت طفل شیرخوار نیز منابع اولیه شهادت او را در آغوش یا در دامان حضرت ذکر کرد‌ه‌اند.
    یعقوبی نوشته  است: در این حال حضرت سوار اسب خویش بود که نوزادی را که در همان ساعت برای او تولد یافته بود بدست وی دادند. پس در گوش او اذان گفت و کام او را برمی‌داشت که ناگهان تیری در  گلوی کودک نشست و او را سر برید. امام حسین (صلوات الله علیه) تیر را از گلوی کودک کشید و او را به خونش آغشته ساخت و گفت:
    وَاللّه ِ لَأَنتَ أکرَمُ عَلَى اللّه مِنَ النّاقَهِ، ولَمُحَمَّدٌ أکرَمُ عَلَى اللّه ِ مِن صالِحٍ! ثُمَّ أتى فَوَضَعَهُ مَعَ وُلدِهِ وبَنی أخیهِ
    بخدا سوگند که تو از ناقه صالح نزد خدا گرامی‌تر هستی و محمد (صلوات الله علیه) هم از صالح گرامی‌تر است سپس آمد و او  را پهلوی فرزندان و برادرزادگان خود نهاد.

    ابی‌مخنف می‌گوید: در حالی که حسین (صلوات الله علیه) نشسته بود فرزند کوچکش را نزدش آوردند. عبدالله بن حسین بود، حضرت او را در دامن خویش نشاند. در همان حال که در دامنش بود شخصی از بنی‌اسد به نام حرمله بن کاهل یا هانی بن ثبیت حضرمی تیری بسویش پرتاب کرده گلویش را برید. حسین (صلوات الله علیه) خونش را گرفت و وقتی کف دستش پر شد خون را روی زمین ریخت و گفت: «پروردگارا اگر نصرت آسمانیت را از ما برداشته‌ای آن را مقدمه خیر قرار بده و انتقاممان را از این گروه ظالم  بگیر».

    اما ابوالفرج اصفهانی می‌گوید: حضرت خون را بسوی آسمان پاشید و قطره‌ای از آن بر زمین نریخت.

    سید بن طاووس گوید: زینب خواهر امام حسین کودک را بیرون آورد و گفت، برادرم این کودک تو است که سه روز آب نخورده پس جرعه‌ای آب برایش بخواه. امام (صلوات الله علیه) او را روی دست گرفت و فرمود: ای مردم! شما پیروان و خانواده‌ام را کشتید و فقط این طفل شیرخوار باقی مانده است که به خاطر تشنگی لَه لَه می‌زند! پس جرعه‌ای از آب به او بنوشانید. حضرت در حال سخن گفتن با آنها بود که مردی از لشکر کفر تیری انداخت و کودک را ذبح کرد.

    در نقل دیگرسید بن طاووس در لهوف مى نویسد: پس از آن که نداى طلب یارى امام (صلوات الله علیه) بلند شد، صداى شیون زنان خیام برخاست. امام (صلوات الله علیه) کنار خیمه آمد و فرمود: خواهرم زینب!

    ناوِلینى وَلَدِىَ الصَّغیر حَتّى أُوَدِّعَهُ، فَأَخَذَهُ وأَوْمَأَ إِلَیْهِ لِیُقَبِّلَه، فَرَماهُ حَرْمَلهُ بْنُ کاهِل اَلأَسَدی لعنه الله بِسَهْم فَوَقَعَ فی نَحْرِهِ فَذَبَحَهُ فَقالَ لِزَیْنَبَ: خُذیهِ، ثُمَّ تَلْقَّى الْدَّمَ بِکَفَّیْهِ فَلَمّا امْتَلأتا; رَمى بِالدَّمِ نَحْوَ السَّماءِ ثُمَّ قالَ: هَوْنٌ عَلَیَّ ما نَزَلَ بی أَنَّهُ بِعَیْنِ اللهِ
    فرزند خردسالم را بیاورید تا ـ به عنوان وداع ـ او را ببوسم، در این هنگام مردى به نام حرمله، فرزند کاهل اسدى، با تیر گلوى او را درید. امام (صلوات الله علیه) خطاب به زینب فرمود: این کودک را از من بگیر و سپس مشت خود را از خون آن نازنین پر کرد و به آسمان پاشید و فرمود: تحمل آن بر من آسان است ، زیرا خداوند می‌بیند.

    ابن اعثم کوفى نیز در «الفتوح» آورده است امام (صلوات الله علیه) على اصغر را به میدان آورد و فرمود: یا قَوم إِنْ لَمْ تَرْحَمُونی فَارْحَمُوا هذا الطِّفْلَ اى قوم، اگر به من رحم نمی کنید به این طفل رحم کنید. در این هنگام تیرى از سوى آن قوم آمد و بر گلوى طفل شیرخواره اصابت کرد و از آن سوى بر بازوى امام خورد. آن حضرت با دست خود تیر را از گلوى طفل بیرون آورد و او در دم جان داد. امام (صلوات الله علیه) طفل رابه مادرش داد و فرمود: بگیر که از حوض کوثر سیراب گردید

    خورازمی می‌گوید: حضرت با غلاف شمشیر گودالی کوچک برای آن کودک بکند. آنگاه بر جنازه خون‌آلودش نماز گذارد و او را دفن کرد.

    سبط بن جوزی می‌گوید: بعد از شهادت طفل امام حسین (صلوات الله علیه) شروع کرد به گریستن و گفت: ای خدا حکم کن بین ما و بین قومی که خواندند ما را تا یاری کنند بر ما پس کشتند ما را، پس ندایی از آسمان آمد که ای حسین (صلوات الله علیه) او را رها کن، چرا که برای او شیر دهنده‌ای در بهشت است.

     

    زیارت نامه ها

    در زیارت ناحیه مقدسه، درباره این کودک شهید، آمده است: «السلام علی عبدالله بن الحسین، الطفل الرضیع، المرمی الصریع، المشحط دما، المصعد دمه فی السماء، المذبوح بالسهم فی حجر ابیه، لعن الله رامیه حرمله بن کاهل الأسدی» (1) . و در یکی از زیارتنامه‏ های عاشورا آمده است:«و علی ولدک علی الأصغر الذی فجعت به».(2)

     

    نام مادر حضرت علی اصغر صلوات الله علیه:
    درباره نام مادر طفل اکثر منابع بر یک عقیده هستند و می‌گویند مادر عبدالله یا علی‌اصغر رکاب دختر امری‌القیس بن عدی و از طائفه کلب بوده، و این رباب همان زنی است که حضرت سید‌الشهداء (صلوات الله علیه) درباره‌اش فرمود:

    لَعَمْرُک اِنِّنی لَاُحِبُّ داراً

    تَحُلُّ بها سکینهُ و الربابُ

    اُحبِّهما وَ اَبْدُلُ جُلَّ حالی

    وَ لَیسَ لِلاَئمی فیها عِتابُ (3)

    به جان تو سوگند! من خانه ای را دوست دارم که سکینه و رباب در آن باشند.آن‌ها را دوست دارم و تمامی دارایی ام را در راه آنان می‌بخشم و عتاب و سرزنشی در این دوست داشتن بر من نیست
    رباب دختر امرؤالقیس بن عدی، است. پدرش از اعراب شام و نصرانی بود و در خلافت عمر مسلمان شد. از مادر رباب هم با نام هند الهنود دختر ربیع بن مسعود بن مصاد بن حصن بن کعب یاد شده است. (4)

    ............................................

    1) المزار الکبیر ص488

    2) بحارالانوار ج98 ص314

    3) مقاتل الطالبین، ص ۹۵ – ۹۴

    4) اعیان الشیعه، ج۶، ص۴۴۹

    افزودن نظر






    کد امنیتی
    بازنشانی

    قدرت گرفته از جی‌کامنت فارسی ، ترجمه و بازنویسی : سی‌ام‌اس فارسی