موسسه فرهنگی - هنری عرشیان کویر

  • امروز یکشنبه 28 آبان 1396
  •  
     
     
     
     
     
    محل کنونی شما:
     
     

    آخرین مطالب

     
     
     
     

    حضرت علی اکبر فرزند بزرگ امام حسین صلوات الله علیه

     

     

    علىّ‏ بن‏ الحسين‏ الأكبر صلوات الله علیه، كنيه اش أبو الحسن، از سادات و شجاعان طالبيان، مادرش ليلى دختر أبى مرّة (قره) دختر عروة (عمرو) بن مسعود بن مغيث (معبد) ثقفى، مادر ليلى ميمونه دخت ابى سفيان بن حرب است، عمر شریف حضرت على‏ اكبر صلوات الله علیه 27 سال است که به روايتى با امّ ولدى ازدواج كرده بود.1

    او اوّل شهيد از بنى هاشم است كه با نيزه مرّة بن منقذ بن نعمان عبدى در حالى كه در پيرامون پدر از وى دفاع مى‏ كرد به شهادت رسيد، گويند: در خلافت عثمان متولّد شد و على اكبرش خواندند تا تميز بين او و حضرت زين العابدين صلوات الله علیه باشد.2و3

     

    سخن قهرمانانه على‏ اكبر صلوات الله علیه ‏

    هنگام ملاقات با حر (همان روزهای اول ورود به کربلاء) حضرت امام حسين صلوات الله علیه همان طور كه بالاى اسبش نشسته بودند، اندكى به خواب رفتند. هنگامى كه از خواب بيدار شدند استرجاع 4 كردند و حمد خداوند را بجاى آوردند، و اين موضوع را چند بار تكرار كردند در اين هنگام علي‏ بن‏ الحسين‏ اكبر صلوات الله علیهما در حالى كه بر اسب سوار بود پيش آمد و عرض كرد: اى پدر چرا كلمه استرجاع بر زبان راندى؟ فرمود: اى پسر من اندكى خوابم برد و در اثناء خواب مشاهده كردم سوارى ظاهر شد و گفت: اين مردم براه خود ادامه ميدهند و مرگ هم در دنبال آنان روان است، و من دانستم كه مقصود ما هستيم علي‏ اكبر عرض كرد: اى پدر خداوند بشما بد ندهد آيا ما بر حق نيستيم؟ فرمود آرى به خداوند سوگند كه حق با ما است، عرض كرد: پس در اين هنگام از مردن باكى نداريم. 5

     

    شهادت حضرت علی اکبر صلوات الله علیه

    حضرت على بن الحسين صلوات الله علیه بر گروه یزیدیان حمله كرد. رجزى را مي خواند كه ترجمه آن اين است:

    من على بن الحسين بن على مي باشم. من از گروهى هستم كه جد پدرشان پيامبر اسلام است.

    بخدا قسم كه پسر زنا زاده در ميان ما حكومت نخواهد كرد. من شما را با اين نيزه بقدرى مي زنم كه نوك آن بر گردد.

    من شما را با شمشير مي زنم و از پدر خويشتن حمايت مي كنم. من شما را نظير جوان هاشمى و علوى مي زنم.

    وى همچنان قتال مي كرد تا اينكه مردم بعلت كثرت نفراتى كه از آنان كشته مي شد دچار ضجه شدند.

    روايت شده آن بزرگوار با اينكه عطشان بود تعداد يك صد و بيست نفر مرد را از لشكر يزيد كشت. سپس در حالى نزد پدرش امام حسين مراجعت نمود كه زخم هاى فراوانى برداشته بود. او به امام حسين صلوات الله علیه گفت: يَا أَبَه! اَلعَطَشُ قَد قَتَلَنِى، وَ ثِقلُ الحَديدِ اجهَدَنِى فَهَل إلَى شَربَة مِن مَاءٍ سَبيلُ أَتَقَوّى بَها عَلَى الأَعدَاءِ؟ يعنى پدر جان! عطش مرا كشت و سنگينى آهن مرا دچار رنج نموده است. آيا براى بدست آوردن يك جرعه آب راهى هست كه من بوسيله آشاميدن آن قوى شوم و بر دشمنان مسلط شوم؟

    امام حسين صلوات الله علیه پس از اينكه گريه كرد فرمود: يَا بُنَيَّ يَعِزُّ عَلىَ مَحَمَّدٍ وَ عَلَى عَلِيٍّ بنِ أَبِي طَالِبٍ وَ عَلَيَّ أَن تَدعُوهُم فَلا يُجيبُوكَ وَ تَستَغيثُ بِهِم فَلا يَغيثوكَ ‏ اى پسر عزيزم بر محمّد و على بن ابى طالب و من ناگوار است كه تو ايشان را بيارى خود بخوانى و جواب تو را ندهند. تو استغاثه كنى و بداد تو نرسند. اى پسر عزيزم‏ هَاتِ لِسَانَكَ‏ يعنى زبان خود را بياور! سپس زبان وى را مكيد و انگشتر خود را به او داد و فرمود: آن را در دهان خود بگذار و متوجه قتال با دشمن خود شو. زيرا من اميدوارم امروز را شب نكنى تا اينكه جدت پيامبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله تو را با جرعه كاملى سيراب كند كه بعد از آن تشنه نشوى. حضرت على اكبر عليه السلام بر گشت براى قتال با دشمنان و اين رجز را خواند:

    اَلحَربُ قَد بَانَت لَهَا الحَقَائِقُ

    وُ ظَهَرَت مِن بَعدِهَا مَصَادِقُ

    وَ اللَّهِ رَبُّ العَرشِ لا نُفَارِقُ‏

    جَمَعُوكُم أَو تَغَمَّدُ البَوارِقُ

    يعنى حقا كه حقايق حرب واضح شد و نمونه‏هائى براى حقايق قتال ظاهر گرديد.

    به آن خدائى كه پروردگار عرش است ما از شما مفارقت نمى‏كنيم مگر اينكه شمشيرهاى درخشنده را غلاف كنيد.

    وى همچنان مشغول قتال بود تا تعداد دويست نفر را بقتل رسانيد. سپس منقذ بن مرّه عبدى ضربتى بر فرق مباركش زد كه وى را از پاى در آورد و ما بقى لشكر نيز آن حضرت را هدف شمشيرهاى خود قرار دادند. پس از اين جريان دست بگردن اسب خود در آورد و اسبش او را بطرف لشكر دشمن برد و دشمنان بدن وى را قطعه قطعه كردند. هنگامى كه روح مباركش بحلق مقدسش رسيد با صداى بلند فرمود:

    يَا أَبَتَاه! هَذَا جَدِّى رَسُولُ اللَّهِ صَلّى اللَّه عليه و آله قَد سَقانِى بِكَأسِهِ إِلَّا وَ فِى شَربَةٍ لا أَظمَأَ بَعدَهَا أَبداً.

    يعنى پدر جان! اين جدم پيامبر خدا است كه مرا با جام آبى سيراب نمود كه بعد از آن ابدا تشنه نخواهم شد.

    جدم رسول خدا صلی الله علیه و آله مي فرمايد: أَلعَجَل أَلعَجَل! زيرا يك جام آب براى تو ذخيره شده است كه الساعه آن را خواهى آشاميد.

    امام حسين صلوات الله علیه پس از اينكه صيحه‏اى كشيد فرمود: قتل اللَّه قوما قتلوك، ما أجرأهم على اللَّه و على انتهاك حرمة رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله، على الدّنيا بعدك العفاء خدا بكشد آن گروهى را كه تو را شهيد كردند. چه چيزى اين جرات را به آنان داد كه بر عليه خدا و رسول قيام نمودند و نسبت به پيغمبر خدا هتك حرمت كردند!؟ بعد از تو دنيا نابود شود.

    حضرت زینب صلوات الله علیها آمد و خود را روى نعش حضرت على اكبر انداخت. امام حسین صلوات الله علیه آمد و دست او را گرفته و به جانب خيمه باز گردانيد.6

    سپس امام صلوات الله علیه متوجه جوانان خود شد و فرمود: برادر خود را بسوى خيمه حمل كنيد. ايشان جنازه على اكبر را از محل شهادتش آوردند و نزد آن خيمه ‏اى نهادند كه در جلو آن قتال مي كردند.7

    حضرت على‏ اكبر صلوات الله علیه را در پائين پاى مبارك حضرت امام حسین صلوات الله علیه مدفون ساختند.8 مى‏ گويند از سايرين نزديكتر به امام حسين صلوات الله علیه مدفون شده است.9

     

    .......................................

    1) این روایت را کلینی در کتاب کافی قسمت نکاح در باب الرَّجُلِ يَتَزَوَّجُ الْمَرْأَةَ وَ يَتَزَوَّجُ أُمَّ وَلَدِ أَبِيهَا می آورد. نیز در کتاب كامل الزيارات ابن قولويه زيارتى از امام صلوات الله علیه روايت مي كند كه در متن اين زيارت بطور صريح و روشن او را داراى زن و فرزند مي داند، يكى از فقرات آن زيارت چنين است كه امام مي فرمايد: «صلى اللَّه عليك و على عترتك و اهل بيتك» و در فقره ديگر فرمايد: «صلى اللَّه عليك يا ابا الحسن» بنا بر اين روايت، حضرت على اكبر صلوات الله علیه داراى زن و فرزند بوده و كنيه‏اش هم ابو الحسن است.

    تذکر:

    برخی ايشان را كوچكتر از حضرت امام زين العابدين می‌دانند، از جمله شيخ مفيد در كتاب «ارشاد» و ابن‌شهرآشوب در «المناقب» كه سن آن حضرت را به هنگام شهادت 18ـ19 سال آورده است و برخی حتی كمتر نيز ذكر كرده‌اند. اما بسياری سن آن حضرت را بيش از سن امام سجاد (صلوات الله علیه) دانسته‌ و به همين اعتبار ايشان را «علیِّ اكبر» معرفی كرده‌اند؛ از جمله ابن‌سعد در «طبقات»، ابن‌فندق در «لباب الانساب»، طبری در «تاريخ طبری»، و ابوالفرج اصفهاني در «مقاتل الطالبيين». بر اساس این منابع سن حضرت علی‌ اکبر صلوات الله علیه در هنگام شهادت 27 سال بوده است. 

    البته به دلایلی می‌توان نظر دوم را نسبت به نظر اول ارجح دانست از جمله آن‌كه سال ولادت ايشان در منابع دوم، 33 هجري قمري ذکر شده است و برخی از نصوص تاريخی تصريح دارند كه ايشان در زمان خلافت عثمان ديده به جهان گشود و حال آن‌كه سال ولادت امام سجاد(صلوات الله علیه) 38 هجري قمري و در زمان خلافت امام اميرالمؤمنين(صلوات الله علیه) بوده است. دلیل ديگر آن‌كه در مجلس ابن‌زياد وقتی عبيدالله از حضرت سجاد صلوات الله علیه ، سؤال كرد: اسم تو چيست؟ حضرت در جواب فرمود: علی بن الحسين صلوات الله علیه. پرسيد: مگر خداوند علی بن الحسين (صلوات الله علیه) را نكشت؟ فرمود: برادری داشتم كه از من بزرگتر و نامش علی* بود و شما او را كشتيد». اين جريان را ابوالفرج در «مقاتل الطالبيين» آورده است.  (حجت الاسلام محمدامین پورامینی در گفتگو با سایت آیبینا)

    *) قال الامام الحسین صلوات الله علیه: «لَو وُلِدَ لِي مِائَةٌ لَأَحْبَبْتُ أَنْ لَا أُسَمِّيَ أَحَداً مِنْهُمْ إِلَّا عَلِيّا». اگر صد فرزند پسر هم داشتم دوست داشتم که آنها را فقط علی نامگذاری کنم. (کافی ج6 ص19)

    2) مقاتل الطالبيين: 80- 81، الطبقات 5/ 156، تسمية من قتل مع الحسين: 150، انصار الحسين: 129

    3) لهوف / ترجمه مير ابو طالبى؛ ص132

    4) إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ‏ راجِعُونَ (سوره بقره آیه 156)

    این واژه بر پایه روایات فراوان برای گفتن آیه «إنّا لِلّهِ و إنّا إلیهِ رجِعون» هنگام بروز مصیبت، اصطلاح شده است. راز نامگذاری گفتن این جمله به استرجاع را می توان در جزء دوم آن «إنّا إلیه رجعون» جست که اقرار به بازگشت به سوی خداست. در روایات فراوانی استرجاع به هنگام روبرو شدن با هر گونه مصیبت، سفارش و از ویژگی های امت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله هنگام بروز مصیبت شمرده شده است. بر اساس روایاتی از پیامبر، هر چه موجب اذیت مؤمنی شود، گرچه خاموش شدن چراغ یا فرو رفتن خاری در دست باشد از مصادیق مصیبت و جای گفتن استرجاع است.(ویکی اهل البیت کلمه استرجاع)

    صولا این جمله که از آن به عنوان کلمه استرجاع یاد می شود، عصاره ای است از عالیترین درسهای توحید و انقطاع الی الله و تکیه بر ذات پاک او در همه چیز و در هر زمان ، و اگر می بینیم بزرگان اسلام به هنگام بروز مصائب سخت این جمله را با الهام گرفتن از قرآن مجید تکرار می کردند برای این بوده است که شدت مصیبت آنها را تکان ندهد و در پرتو ایمان به مالکیت خداوند و بازگشت همه موجودات به سوی او، این حوادث را در خود هضم کنند.(ویکی فقه کلمه استرجاع)

    5)زندگانى چهارده معصوم صلوات الله علیهم ترجمه إعلام الورى ص330

    6) بعضى (معالى السّبطين، ج 1، ص 415) نوشته ‏اند: حضرت زينب (صلوات الله علیها) براى حفظ آرامش امام حسين (صلوات الله علیه) زودتر از آن حضرت كنار بدن پاره پاره على اكبر (صلوات الله علیه) آمد. مرحوم آيت الله جزائرى در خصائص الزّينبيّة، ص 351 مى‏ نويسد: «هنگامى كه امام حسين (صلوات الله علیه) به بالين على اكبر (صلوات الله علیه) آمد، نخست نگاهش به زينب (صلوات الله علیه) افتاد، او را به خيمه بازگردانيد، سپس خود به قتلگاه بازگشت، اين تدبير حضرت زينب (صلوات الله علیه) نقش مهمّى در فرونشاندن شدّت اندوه امام حسين (صلوات الله علیه) داشت».

    7) زندگانى حضرت امام حسين صلوات الله علیه ترجمه جلد 45 بحار الأنوار ص64

    8) إرشاد شیخ مفيد  ترجمه ساعدى ص470

    9) إرشاد مفيد  ترجمه ساعدى ص485

    افزودن نظر






    کد امنیتی
    بازنشانی

    قدرت گرفته از جی‌کامنت فارسی ، ترجمه و بازنویسی : سی‌ام‌اس فارسی