موسسه فرهنگی - هنری عرشیان کویر

  • امروز سه شنبه 31 مرداد 1396
  •  
     
     
     
     
     
    محل کنونی شما:
     
     

    آخرین مطالب

     
     
     
     

    عید بزرگ نیمه شعبان

     

    نیمه شعبان بر همه امیدواران عالم علی الخصوص شیعیان ناب امام زمان روحی و ارواح العالمین له الفداء مبارک و تهنیت باد؛

     

     

    قال مولانا الامام صاحب الزمان صلوات الله علیه: «فَمَا أُرْغِمَ أَنْفُ‏ الشَّيْطَانِ‏ بِشَيْ‏ءٍ أَفْضَلَ مِنَ الصَّلَاةِ فَصَلِّهَا وَ أَرْغِمْ أَنْفَ‏ الشَّيْطَان‏»1

    هيچ چيزى بهتر از نماز بينى شيطان را بخاك نمى ‏مالد، پس آن را بخوان و بينى شيطان را بخاك بمال.

     

     

    قال مولانا الامام صاحب الزمان صلوات الله علیه: «وَ لَا تَمِيلُوا عَنِ الْيَمِينِ وَ تَعْدِلُوا إِلَى الشِّمَالِ وَ اجْعَلُوا قَصْدَكُمْ‏ إِلَيْنَا بِالْمَوَدَّةِ عَلَى السُّنَّةِ الْوَاضِحَة»2

    به راست و چپ متمایل نشوید و با محبت و دوستی و بر اساس سنت آشکار الهی (قرآن و سیره معصومین) به سوی ما حرکت کنید

     

     

    قال مولانا الامام صاحب الزمان صلوات الله علیه: «إِنِّي‏ أَمَانٌ‏ لِأَهْلِ‏ الْأَرْضِ‏ كَمَا أَنَّ النُّجُومَ أَمَانٌ لِأَهْلِ السَّمَاء»3

    من مايه امان اهل زمينم ؛ چنان كه ستارگان مايه امان اهل آسمان اند

     

     

    قال مولانا الامام صاحب الزمان صلوات الله علیه: «مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ أَخَّرَ الْعِشَاءَ إِلَى أَنْ تَشْتَبِكَ النُّجُومُ مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ أَخَّرَ الْغَدَاةَ إِلَى أَنْ تَنْفَضَّ النُّجُومُ وَ دَخَلَ الدَّار»4

    ملعون ملعونست كسى كه تأخير در نماز عشاء نمايد تا آنكه ستارگان شروع در تشبّك نمايند و ملعون ملعونست آنكه تأخير در نماز صبح نمايد تا آنكه ستارگان برطرف شوند

     

     

    عَنْ أَبِي الْحُسَيْنِ الْأَسَدِيِّ أَيْضاً قَالَ‏: وَرَدَ عَلَيَّ تَوْقِيعٌ مِنَ الشَّيْخِ أَبِي جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عُثْمَانَ الْعَمْرِيِّ قَدَّسَ اللَّهُ رُوحَهُ ابْتِدَاءً لَمْ يَتَقَدَّمْهُ سُؤَالٌ عَنْهُ نُسْخَتُهُ‏ «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ* لَعْنَةُ اللَّهِ وَ الْمَلائِكَةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِينَ* عَلَى مَنِ اسْتَحَلَّ مِنْ أَمْوَالِنَا دِرْهَماً قَالَ أَبُو الْحُسَيْنِ الْأَسَدِيُّ ره فَوَقَعَ فِي قَلْبِي أَنَّ ذَلِكَ فِيمَنِ اسْتَحَلَّ مِنْ مَالِ النَّاحِيَةِ دِرْهَماً دُونَ مَنْ أَكَلَ مِنْهُ غَيْرَ مُسْتَحِلٍّ وَ قُلْتُ فِي نَفْسِي إِنَّ ذَلِكَ فِي جَمِيعِ مَنِ اسْتَحَلَّ مُحَرَّماً- فَأَيُّ فَضْلٍ فِي ذَلِكَ لِلْحُجَّةِ ع عَلَى غَيْرِهِ؟ قَالَ فَوَ الَّذِي بَعَثَ مُحَمَّداً ص بِالْحَقِّ بَشِيراً لَقَدْ نَظَرْتُ بَعْدَ ذَلِكَ فِي التَّوْقِيعِ فَوَجَدْتُهُ قَدِ انْقَلَبَ إِلَى مَا كَانَ فِي نَفْسِي‏ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ* لَعْنَةُ اللَّهِ وَ الْمَلائِكَةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِينَ* عَلَى مَنْ أَكَلَ مِنْ مَالِنَا دِرْهَماً حَرَاما»5

    محمّد بن جعفر اسدىّ گويد: توقيعى از جانب شيخ أبو جعفر عمرى قدّس سرّه ابتداء و بى‏هيچ پرسشى چنين صادر گرديد:

    بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم، لعنت خداوند و ملائكه و همه مردم بر كسى باد كه درهمى از مال ما را بر خود حلال شمارد.

    أسدىّ گويد: به دلم خطور كرد كه اين توقيع در باره فردى است كه درهمى از اموال ناحيه را بر خود حلال شمارد، نه كسى كه از اموال ناحيه مى‏خورد ولى آن را بر خود حلال نمى‏شمارد و با خود گفتم: آن مطلب در باره كسانى است كه حرامى را حلال شمارند و برترى امام عليه السّلام بر ديگران در اين باب چيست؟

    گويد: سوگند به خداوندى كه محمّد صلّى اللَّه عليه و آله را به عنوان پيامبر و بشير فرستاد ديگر بار به آن توقيع نظر انداخته و ديدم آن توقيع بنا بر آنچه در دلم خطور نموده بود تغيير يافته و چنين شده است:

    بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم، لعنت خداوند و ملائكه و همه مردم بر كسى باد كه درهمى از مال ما را به حرام بخورد.

     

     

    شخص در توقیع از مولای مان امام زمان صلوات خدا بر او  پرسيد: آيا توالد و تناسل در ميان أهل بهشت صورت مى‏گيريد يا خير؟

    پاسخ فرمود: بدرستى كه در بهشت نه حملى براى زنان است و نه زايمان و تولّدى نه حيض و نه نفاس و مشقّت طفوليّت، و همچنان كه خداوند سبحان فرموده: «و در آن بهشت است هر چه دلها خواهش و آرزو كند و چشمها از ديدن آن لذّت برد»، پس چون‏

    فرد مؤمنى آرزوى فرزندى كند خداوند آن را بدون حمل و زايمان و ولادت بر همان شكلى كه مى‏خواهد برايش خلق كند، همچنان كه از سر عبرت حضرت آدم را آفريد.6

     

     

    فَقُلْتُ مَتَى يَكُونُ ذَلِكَ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ قَالَ «إِذَا حِيلَ‏ بَيْنَكُمْ‏ وَ بَيْنَ‏ سَبِيلِ‏ الْكَعْبَةِ بِأَقْوَامٍ‏ لا خَلاقَ لَهُمْ‏ وَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ مِنْهُمْ بِرَاء»7

    امام مهدى عليه السلام ـ در پاسخ به اين پرسش على بن مهزيار كه: سرورم! اين امر (ظهور) كى خواهد بود؟ ـ فرمود : هرگاه راه كعبه بر شما بسته شود  توسط گروهی که هیچ بهره ای نبردند و خداو رسولش از آنها بیزار هستند؛

     

     

    قال مولانا الامام صاحب الزمان صلوات الله علیه: «أَكْثِرُوا الدُّعَاءَ بِتَعْجِيلِ‏ الْفَرَجِ‏ فَإِنَ‏ ذَلِكَ‏ فَرَجُكُم‏»8

    براى تعجيل فرج زياد دعا كنيد، چون همين دعا موجب فرج شماست.

     

    قال مولانا الامام صاحب الزمان صلوات الله علیه: «إِنَّ مُوسَى نَاجَى رَبَّهُ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ فَقَالَ يَا رَبِ‏ إِنِّي‏ قَدْ أَخْلَصْتُ‏ لَكَ‏ الْمَحَبَّةَ مِنِّي وَ غَسَلْتُ قَلْبِي عَمَّنْ سِوَاكَ وَ كَانَ شَدِيدَ الْحُبِّ لِأَهْلِهِ فَقَالَ اللَّهُ تَعَالَى‏ فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ‏ أَيْ انْزِعْ حُبَّ أَهْلِكَ مِنْ قَلْبِكَ إِنْ كَانَتْ مَحَبَّتُكَ لِي خَالِصَةً وَ قَلْبَكَ مِنَ الْمَيْلِ إِلَى مَنْ سِوَايَ مَغْسُولًا»9

    موسى در وادى مقدس با خداى خود به راز و نياز پرداخت و عرض كرد: پروردگارا! من محبّت خود را خالصانه از آن تو كردم و دلم را از جز تو شستم ـ موسى خانواده اش را زياد دوست مى داشت ـ آنگاه خداوند متعال فرمود: «كفش هاى خود را بركن» يعنى، اگر محبّت تو خالصانه از آن من است، و دلت از هواى جز من شسته شده است، پس محبّت خانواده ات را از دل خود بركن.

     

     

    قال مولانا الامام صاحب الزمان صلوات الله علیه: «و أمّا عِلّةُ ما وَقعَ مِن الغَيبةِ فإنَّ اللّه َ عزّ و جلّ يقولُ" يا أيّها الّذينَ آمنوا لا تَسألوا عن أشياءَ إنْ تُبدَ لكم تَسُؤْكُمْ " إنّهُ لَم يكُن أحدٌ مِن آبائي إلاّ وقَعَتْ في عُنُقِهِ بَيعةٌ لطاغِيةِ زمانهِ ، و إنّي أخرُجُ حينَ أخرُجُ و لا بيعةَ لأحدٍ مِن الطّواغيتِ في عُنُقي»10

    و اما علّت رخداد غيبت، خداوند عزّ و جلّ مى فرمايد: «اى آنان كه ايمان آورده ايد! از چيزهايى نپرسيد كه اگر معلومتان شود شما را ناخوش مى آيد». هيچ يك از نياكان من نبود، مگر آن كه در بند بيعت طاغوت زمانش بود؛ اما من، به گاه قيام، قيام مى كنم در حالى كه بيعت هيچ طاغوتى را به گردن ندارم.

     

     

    عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ صلوات الله علیه قَالَ‏ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله ذَاتَ يَوْمٍ وَ عِنْدَهُ جَمَاعَةٌ مِنْ أَصْحَابِهِ‏ «اللَّهُمَّ لَقِّنِي إِخْوَانِي مَرَّتَيْنِ فَقَالَ مَنْ حَوْلَهُ مِنْ أَصْحَابِهِ أَ مَا نَحْنُ إِخْوَانَكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ فَقَالَ لَا إِنَّكُمْ أَصْحَابِي وَ إِخْوَانِي قَوْمٌ فِي آخِرِ الزَّمَانِ آمَنُوا وَ لَمْ يَرَوْنِي لَقَدْ عَرَّفَنِيهِمُ اللَّهُ بِأَسْمَائِهِمْ وَ أَسْمَاءِ آبَائِهِمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يُخْرِجَهُمْ مِنْ أَصْلَابِ آبَائِهِمْ وَ أَرْحَامِ أُمَّهَاتِهِمْ لَأَحَدُهُمْ أَشَدُّ بَقِيَّةً عَلَى دِينِهِ مِنْ خَرْطِ الْقَتَادِ فِي اللَّيْلَةِ الظَّلْمَاءِ أَوْ كَالْقَابِضِ عَلَى جَمْرِ الْغَضَا أُولَئِكَ مَصَابِيحُ الدُّجَى يُنْجِيهِمُ اللَّهُ مِنْ كُلِّ فِتْنَةٍ غَبْرَاءَ مُظْلِمَةٍ»11

    امام باقرصلوات الله علیه فرمودند پيغمبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله روزى در مجمعى از اصحاب دو بار فرمود:

    خداوندا! برادران مرا بمن بنمايان.

    اصحاب عرض كردند:

    يا رسول اللَّه! مگر ما برادران شما نيستيم؟

    حضرت فرمود: نه! شما اصحاب‏ من ميباشيد، برادران من مردمى در آخر الزمان هستند كه به من ايمان مى‏آورند، با اينكه مرا نديده‏اند. خداوند آنها را با نام و نام پدرانشان، پيش از آنكه از صلب پدران و رحم مادرانشان بيرون بيايند، بمن شناسانده است. ثابت ماندن يكى از آنها بر دين خود، از صاف كردن درخت خاردار (قتاد) با دست در شب ظلمانى، دشوارتر است. و يا مانند كسى است كه پاره‏اى از آتش چوب درخت «غضا»  را در دست نگاه دارد. آنها چراغ هاى شب تار مي باشند، پروردگار آنان را از هر فتنه تيره و تارى نجات مي دهد.

     

    محمد بن مهزیار در تولد (امام زمان) خدمت حضرت رسید. حضرت در قنداقه بودند. آقا رو دید.

    آنقدر حضرت عسکری صلوات الله علیه خوشحال بودند که یک انگشتر به عنوان هدیه به محمد بن مهزیار دادند.

    محمد بن مهزیار انگشتر از حضرت گرفت و رفت به اهواز و چند سال گذشت و آمد به سامرا. غیبت صغری آغاز شد. مشرف شد حج، خیلی گریه کرد.

    در طواف خانه خدا، دلش شکست. می گفت: خدایا من مهدی را در قنداقه دیده ام. چندسال است او را ندیده ام دلم دارد از غم می ترکد، خدایا! چه می کشند شیعیان آخرالزمان؟! می آیند زندگی می کنند و اینها آقایشان را نمی بینند؛

    به حال من و تو، محمد بن مهزیار در طواف خانه خدا گریه کرد.

    طواف که تمام شد فرستاده آقا آمد. أجب مولاک.

    آمد. دید، حضرت مقابل ناودان نشسته اند. رسید خدمت حضرت.

    آقا فرمودند: محمد بن مهزیار دیدی با ما چه کردند؟! کاری کردند که ما مجبور شدیم از نظرها غائب شویم.

    گفت یک لحظه به ذهنم رسید که نکند حضرت من را خواسته اند که انگشتری که پدرشان به من داده اند پس بگیرند. آقا فرمودند: محمد بن مهزیار! ما اهل بیت، چیزی که به کسی دادیم، پس نمی گیریم. یک انگشتر هم، من بهت می دهم.

    دست کردند در جیب مبارکشان، یک انگشتر هم صاحب الزمان به من دادند.

    شاهد عرضم این جمله است. فرمودند: محمد بن مهزیار! در طواف خانه خدا دلت به حال شیعیان ما سوخت؟!. عرض کردم: بله! دلم سوخت. گفتم: من که مهدی را دیده ام، در قنداقه دستش را بوسیده ام، چند سال است او را ندیده ام دلم دارد از غم می ترکد،  آقا! چه می کشند این شیعیان آخرالزمان که می آیند یک عمری زندگی می کنند پیر می شوند و می میرند و تو را نمی بینند. آقا این جمله را فرمود. فرمودند: محمد بن مهزیار! این شیعیان من که آخر الزمان می آیند و من را نمی بینند و بدون دیدن من از دنیا می روند و به من معتقدند، اگر بدانند من مهدی، چقدر دوستشان دارند از شوق دق می کنند و می میرند؛12

     

     

    عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ صلوات الله علیه قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏لی الله علیه و آله:«مُدَارَاةُ النَّاسِ نِصْفُ الْإِيمَانِ وَ الرِّفْقُ بِهِمْ نِصْفُ الْعَيْشِ ثُمَّ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع خَالِطُوا الْأَبْرَارَ سِرّاً وَ خَالِطُوا الْفُجَّارَ جِهَاراً وَ لَا تَمِيلُوا عَلَيْهِمْ فَيَظْلِمُوكُمْ فَإِنَّهُ سَيَأْتِي عَلَيْكُمْ زَمَانٌ لَا يَنْجُو فِيهِ مِنْ ذَوِي الدِّينِ إِلَّا مَنْ ظَنُّوا أَنَّهُ‏ أَبْلَهُ‏ وَ صَبَّرَ نَفْسَهُ عَلَى أَنْ يُقَالَ [لَهُ‏] إِنَّهُ‏ أَبْلَهُ‏ لَا عَقْلَ لَه‏»13

    امام صادق عليه السّلام فرمود رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمود: سازگارى با مردم نصف ايمانست و نرمى با آنها نصف زندگى است.سپس امام صادق عليه السّلام فرمودند: با نيكان در پنهان آميزش كنيد و با بدكاران در آشكار، و بر آنها حمله نكنيد كه بر شما ستم كنند، زيرا زمانى براى شما پيش آيد كه از دينداران نجات نيابد، جز آنكه را مردم ابلهش دانند و خود او هم آماده باشد و تحمل كند كه به او گويند: ابله و بي عقل است.

     

    قَالَ أَبَو عَبْدِ اللَّهِ صلوات الله علیه: «يَفْقِدُ النَّاسُ إِمَامَهُمْ فَيَشْهَدُ الْمَوْسِمَ فَيَرَاهُمْ وَ لَا يَرَوْنَهُ»14

    مردم امام خود را گم كنند او در موسم حج حاضر باشد مردم را ببيند و او را نبينند


    -----------------------

    1)من لا يحضره الفقيه ؛ ج‏1 ؛ ص498

    2)الغيبة (للطوسي)/ كتاب الغيبة للحجة ؛ النص ؛ ص286

    3)إعلام الورى بأعلام الهدى (ط - القديمة)، النص، ص: 453

    4)الإحتجاج على أهل اللجاج (للطبرسي)، ج‏2، ص: 479

    5)الإحتجاج على أهل اللجاج (للطبرسي)، ج‏2، ص: 480

    6)الإحتجاج / ترجمه جعفرى، ج‏2، ص: 632

    7)کمال الدین ج2 ص469

    8)کمال الدین ج2 ص485

    9)کمال الدین ج2 ص460

    10)كمال الدين و تمام النعمة، ج‏2، ص: 485

    11)بصائر الدرجات في فضائل آل محمد صلى الله عليهم، ج‏1، ص: 84

    12)متن سخنرانی حاج آقا سید عبدالکریم هاشمی نژاد

    13)الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏2، ص: 117

    14)كمال الدين و تمام النعمة، ج‏2، ص: 440

    افزودن نظر






    کد امنیتی
    بازنشانی

    قدرت گرفته از جی‌کامنت فارسی ، ترجمه و بازنویسی : سی‌ام‌اس فارسی